صفحه اصلي

بازگشت به صفحه مطالب اجتماعي

 

 

 

افسردگی چیست ؟

مهارت های مقابله با افسردگی

افسردگی

 

 

 

 

 

 

 

علل افسردگی چیست ؟

 

علت های افسردگی

مكانیسم های دقیق ابتلا به افسردگی هنوز كشف نشده اند. با وجود این چند عامل زیست شیمیایی و روانی اجتماعی شناخته شده اند كه باعث افسردگی می شوند. ساختار زیست شیمیایی و ژنتیكی بعضی از مردان و زنان چنان است كه در محیط های دارای عوامل محیطی و اجتماعی یكسان ، آسیب پذیری بیشتر نسبت به افسردگی نشان می دهند.

علت های روان شناختی افسردگی گوناگون اند. استرس آغازگر افسردگی است. استرس های موجد افسردگی، رویدادهای بزرگ ناخواسته زندگی اند؛ مثل مرگ یك عزیز، نه رویدادهای جزیی مثل ترافیك شلوغ سرشب در شهر كه همواره با آن روبرو هستیم.

استرس های زندگی را بر اساس شدت تاثیر درجه بندی كرده اند. مقیاس 37 درجه ایHolmes , Rahe مرگ همسر را 100، طلاق را  75 ،  بیماری شخصی را 53 ، ازدواج را 50 ، آبستنی را 39 ، تغییر مسئولیت كار را 29 ، موفقیت چشمگیر را 28 ، تغییر اوضاع زندگی را 25 ، مشكل  داشتن با كارفرما را 23 ، تغییر فعالیت اجتماعی را 18 ارزیابی كرده است.

چنان كه در این مقیاس دیده می شود استرس های خوشایند هم می توانند از عوامل افسردگی باشند. ازدواج و آشتی بعد از جدایی، تنها عوامل استرس زا نیستند بلكه كسب موفقیت چشمگیر، با آن كه بسیار خوشایند است، استرس زا است.

روان شناسان بر این باورند كه در نبود حمایت اجتماعی یا دوستان، گرایش به افسردگی تشدید می شود؛ به سخن دیگر وجود دوستان متعدد ، فرد را از ابتلای به افسردگی حفظ می كند.

بعضی از پژوهشگران بر این باورند كه نشانگاهی به نام " اختلال افسرده ساز شخصیت" وجود دارد  كه افراد مبتلا به آن همواره نسبت به خود و دیگران بدبین اند؛ جهان به نظر آنها بی رحم و بی پشتیبان است و خود بی ارزش اند و آینده نومید كننده است. به خاطر داشتن این دید منفی به زندگی، مستعد ابتلای به افسردگی اند.

علت های افسردگی سالخوردگان بسیارند. تعدادی از بیماری های وابسته به سالخوردگی و دارو و درمان آنها، مثل داروهای ضد فشار خون یا تسكین درد مفاصل، آغازگر افسردگی اند یا باعث تغییرخلق و خوی می شوند.

بسیاری از استرس های بزرگ كه به افسردگی می انجامند غالباً در سالخوردگی رخ می دهند: مانند بیماری های مزمن و ناتوانی های جسمی، گرفتاری های مالی، تغییر شیوه زندگی و بی هدفی در زندگی. گاهی مردانی كه در سراسر عمرخود فعالیت بسیار داشته اند در نتیجه ی ناتوانی در تطبیق خود با زندگی بازنشستگی دچار افسردگی می شوند. نكته جالب درباره افسردگی این است كه دختران به دلایل بسیار كه با مقام زنان و وضع اجتماعی آنها در جامعه ما ارتباط دارد، نسبت به افسردگی آسیب پذیرترند. بعضی از بررسی ها نشان داده اند ، در حالی كه پسران از تغییر اوضاع بدنی خود در سن بلوغ خرسند می شوند، دختران غالباً از تغییرات جدیدی كه در بدن آنها رخ می دهد دچار ناآرامی می گردند. بر سر این كه دختران كمرو و خجالتی مستعد ابتلای به افسردگی اند، اختلاف نظر وجود دارد. ولی اگر والدین آنها از نظر بالینی افسرده باشند، اگر به عواطف آنها توجهی نشود و اگر به درستی تربیت نشوند، احتمال ابتلای آنها به افسردگی زیاد می شود.

 

درمان افسردگی

 

 

 

براساس گزارش " انجمن روان پزشكان آمریكا" 85 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر تا حد زیادی درمان می شوند. از این گذشته تشخیص به موقع بیماری سبب كاهش ، مدت و شدت بیماری می شود و با درمان مناسب می توان از بازگشت بیماری پیشگیری كرد یا از شدت آن كاست.

دو نوع درمان متداول برای افسردگی وجود دارد: روان درمانی و دارو درمانی، یعنی استفاده از داروهای ضد افسردگی. مسئله این است كه غالباً افسردگی، غلط تشخیص داده می شود و بیماران عموماً به چهار تا پنج پزشك یا روان پزشك مراجعه می كنند تا یكی از آنها به درستی بیماری را تشخیص دهد و درمان كند. در بعضی موارد تشخیص درست داده می شود ولی داروهای آرامبخش و خواب آور دو برابر میزان نیاز و یا كمتر از مقدار مناسب تجویز می گردد. از این گذشته بسیاری از بیماران گمان می كنند دچار ضعف شده اند و به پزشك مراجعه نمی كنند. در حالات شدید فاقد انرژی و امید به آینده اند.

طول درمان به نوع آن و شدت افسردگی وابسته است. در آزمایش های بالینی 50 تا 60 درصد بیماران ظرف چهار تا شش هفته و گاهی دو تا چهار هفته به درمان پاسخ می دهند، درمان كامل بین چهار تا شش ماه انجام می گیرد.

روان درمانی به عكس دارو درمانی ظرف شش تا هشت هفته بهبود نشان می دهد. ولی برای بهبود كامل تا دوازده هفته طول می كشد. اگر روان درمانی در این مدت سود بخش نبود، دارو درمانی باید آغاز گردد.

متخصصان، بستری كردن بیماران را در چهار حالت زیر توصیه می كنند:

1- وقتی بیمار قصد خودكشی دارد؛

2- وقتی بیمار چنان دلمرده است كه نمی تواند غذا بخورد؛

3- وقتی بیمار نشانه هایی از روان پریشی دارد؛

4- وقتی كه بیمار به بیماری خطرناك دیگری مثل دیابت مبتلا باشد.

دارو درمانی افسردگی :

داروهای ضد افسردگی موادی هستند  كه از افسردگی جلوگیری می كنند یا آن را تسكین می دهند. این داروها مغز افراد افسردهرا به تولید" مواد شیمیایی عصبی" كه فاقد است ، وادار می سازد.

وقتی كسی احساس می كند كه افسردگی پایان پذیرفته نباید مصرف دارو را قطع كند ، بلكه باید با نظارت پزشك تدریجاً به این كار اقدام نماید. از آنجا كه سالخوردگان عموماً داروهای بیماری های دیگر را مصرف می كنند ، پزشك و بیمار باید در مورد ناسازگاری داروها با هم هوشیار باشند.

روان درمانی افسردگی:

روان درمانی افسردگی انواع گوناگون دارد ( متجاوز از 200 نوع ) كه اساس همه آنها " گفت و گو با بیمار" است.

روش های روان درمانی در  دو گروه جای می گیرند:

1) جهت دهنده به بینش بیمار درباره ی ریشه های بیماری یا افزایش آگاهی او از انگیزش ناخودآگاه خود؛

2) "رفتار درمانی شناختی" كه عمدتاً در تغییر رفتار بیمار و فرآیندهای اندیشه او متمركز است؛ حال آنكه رفتار درمانی تلاش می كند راه های تغییر رفتار را به بیمار بیاموزد تا بر افسردگی غلبه كند.

تلاش روان درمانی، رفع تعارض های روانی بیماران و اصلاح رفتارهای نادرست و شیوه های تفكری است كه به افسردگی انجامیده است. درمان جهت دهنده بینش بیمار به او امكان می دهد بفهمد كه چرا افسرده شده است. حال آنكه رفتار درمانی تلاش می كند راه های تغییر رفتار را به بیمار بیاموزد تا بر افسردگی غلبه كند.

دیگر انواع درمان افسردگی:

چند نوع درمان دیگر غیر از دارو درمانی و روان درمانی افسردگی وجود دارند: درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته، نور درمانی و درمان های جانشین، درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته برای بیمارانی تجویز می شود كه به اختلالات شدید خلق و خوی مبتلا هستند.

نور درمانی ، به وسیله نور فلوئورسان با شدت 1000 واحد ( لوكس ) انجام می گردد. درمان های جانشین مثل ورزش منظم، در بیمار اعتماد به نفس ایجاد می كند. از این گذشته سبب افزایش تراز اندورفین در بدن می شود.

اندورفین به بخش هایی از مغز اثر می كند كه دست اندركار ادراك درد و هیجان اند. میزان این ماده در افراد افسرده كمتر از معمول است

آنچه باعث افسردگى مى شود

 

علت دقیق افسردگى كاملاً شناخته شده نیست اما براساس شواهد به دست آمده مى توان چندین عامل را برشمرد:

1- وراثت 2- ساختار بیوشیمیایى بدن 3- ساختار روان شناختى 4- حوادث زندگى پر استرس 5- نوسان میزان هورمون ها ?- عوامل دیگر مانند بیمارى ها و درمان هاى خاص.

وراثت

افرادى كه یكى از بستگان نزدیك آنها مبتلا به افسردگى اصلى یا  اختلال خلقى  دوگانه (دوقطبى) باشند دو برابر دیگران در معرض ابتلا به افسردگى  قرار دارند.

ساختار بیوشیمیایى

هر انسانى ساختار شیمیایى منحصر به فرد دارد. ابتلا یا عدم ابتلا به افسردگى، به میزان مواد شیمیایى مغز او و این كه این مواد شیمیایى چگونه با سیستم عصب مركزى در تعامل است، بستگى دارد. ساختار بیوشیمیایى هر فرد یك عمل تعادل ساز پیچیده است. اگر یكى از مواد شیمیایى به درستى كار نكند كل تعادل و توازن به هم خواهد خورد.

مغز فرمانده بدن است. همانطور كه پیام هاى صادره از مغز (به شكل جریان الكتریكى) حركات ما را كنترل مى كند پیام هاى دیگر عواطف و احساسات ما را كنترل مى كنند. سلول هاى عصبى اصلى ترین واحد هاى مغز هستند. این سلول هاى عصبى به وسیله فواصلى كه سیناپس نامیده مى شوند از هم جدا مى گردند. مواد شیمیایى موسوم به ناقلان عصبى (NEURO TRANSMITTER) پیام ها یا علایم صادره از مغز را از بین این سیناپس ها عبور داده به سلول هاى عصبى مختلف مى رساند.

اگر در یك ناقل عصبى نقص یا عدم توازن و تعادل وجود داشته باشد اختلالات گوناگون ممكن است رخ دهد.

ناقل هاى عصبى سروتونین، دوپامین و نورپین فراین پیام رسان هاى شیمیایى هستند كه گفته مى شود، مسئول كنترل عواطف و روحیه هستند. مخصوصاً سروتونین كه در افسردگى نقش دارد. اعتقاد بر این است كه وجود هرگونه نقصى در سروتونین یا اختلال در شیوه عمل آن اثرات منفى عمیقى در روحیه و عواطف شخص بر جاى مى گذارد.

ساختار روان شناختى

گفته مى شود كه ویژگى هاى اصلى شخصیت یك فرد اغلب در سال هاى اولیه كودكى وى مشخص مى شود. یكى از این عوامل مشخص كننده محیط زندگى فرد است. هر آنچه كه در دوران كودكى در زندگى ما رخ مى دهد به هنگام بزرگسالى اثرات ریشه اى و عمیقى در نگرش و رفتار ما دارد مثلاً مورد بى مهرى و عدم توجه قرار گرفتن، منع شدن از چیزى، یا مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفتن در دوران كودكى مى تواند بعدها در نوع نگرش فرد به جهان تأثیر بگذارد.

محرومیت اجتماعى مانند زندگى در خانه هاى پرجمعیت، و كمبود روابط گرم با شخص قابل اعتماد مى تواند در طول زندگى بر روابط فرد با دیگران تأثیر بگذارد.

 

حوادث زندگى پراسترس

واكنش فرد نسبت به عوامل خارجى نیز مى تواند بر میزان مواد شیمیایى مغز و كیفیت عمل آنها تأثیر گذاشته و نهایتاً بر روحیه و عواطف شخص تأثیر بگذارد. یك حادثه مى تواند فرد را مبتلا به افسردگى سازد. (به ویژه آن كه فردى قبلاً در اثر عوامل دیگر در خطر افسردگى بوده باشد) این حوادث عبارت اند از 1- بیمارى طولانى مدت 2- بیمارى یا مرگ فرد مورد علاقه 3- طلاق  4- پایان دادن به یك رابطه نزدیك و صمیمى 5- رفتن به یك خانه جدید 6- مشكلات مالى یا ادارى.

نوسان میزان هورمون ها

در زنان نوسان میزان هورمون ها مى تواند باعث افسردگى شود. این حالات عبارت اند از سندرم پیش از قاعدگى- تقریباً 3 تا 8 درصد زنان یك هفته یا چند روز قبل از قاعدگى تحت تأثیر این سندرم قرار مى گیرند. از نشانه هاى این حالت روحیه افسرده، نوسان روحى، اوقات تلخى، تشویش و اضطراب  است.

افسردگى پس از باردارى (زایمان)

این نوع افسردگى با نوسان هورمون ها پس از حاملگى ارتباط مستقیم دارد، اما عوامل اجتماعى نیز ممكن است در آن نقش داشته باشد. مثلاً یك زن شاغل كه مجبور است به طور ناگهانی به دور از محل كار خود در منزل بماند و روز را به تنهایى و با كودك خود سپرى كند ممكن است احساس افسردگى و انزوا به وى دست بدهد.

افسردگى در دوران یائسگى

ممكن است زنان در این دوران به علت آنكه قدرت تولید مثل خود را دست داده اند دچار اندوه شوند و از طرف دیگر ممكن است رفتن فرزندان بزرگسال از خانه، مادر را دچار افسردگى كند.

عوامل دیگر

عوامل دیگرى كه ممكن است منجر به افسردگى شوند عبارت اند از:1- مصرف مواد مخدر و الكل 2- استفاده از برخى داروها مانند استروئید یا داروهاى مربوط به فشارخون 3- بیمارى هاى خاص مانند پركارى غده تیروئید یا مشكلات عروقى 4- تحلیل انرژى، از دست دادن انرژى ذهنى و جسمى كه معمولاً ناشى از كار طولانى مدت و یا تعهداتى است كه فرد بر روى دوش خود احساس مى كند

علل افسردگی

موارد متعدد و بیشماری به عنوان علل یا عوامل به وجودآورنده ی افسردگی(که برخی شاید عوارض آن نیز محسوب شوند) مطرح شده اند که در این جا به برخی از مهم ترین آن ها اشاره ی مختصر می شود.

- اتفاقات ناگوار و استرس های در هم شکننده ،مثل از دست دادن دارایی در اثر سیل، زلزله و شرایط بحران

- از دست دادن افراد مورد علاقه

- خاطرات ناراحت  کننده ی دوران کودکی و نوجوانی مثل مورد سوء استفاده واقع شدن، یا تعاملات غلط کودک و والدین

- جدایی از خانواده که از آن به عنوان غم غربت تعبیر می شود و در صورت عدم مداخله می تواند به افسردگی منجر شود.

- طرد شدن از طرف  اجتماع

- ترس از شکست

- ضعف جسمانی و خود پنداری ضعیف در مورد بدن، لهجه، پوشش و …

- افکار آرمانی یا کمال گرایی مفرط

- نگرانی بیش از حد در مورد  آینده

- سوء مصرف الکل ، مواد مخدر یا داروها

- شکست شغلی و ورشکستی

- مورد تمسخر قرار گرفتن یا تفکر خود انتقادی

- وراثت، وجود والدین بیمار، افسرده یا مبتلا به اختلالات روانی دیگر

- تحریف های شناختی و دیدگاه منفی مثل تفکر همه یا هیچ، تعمیم دادن غلط و …

- درماندگی آموخته شده و بروز این تفکر که هر گونه تلاش برای حل مسائل، به شکست یا بن بست منتهی می شود.

سن بروز و شیوع افسردگی:

این اختلال تقریبا تمامی گروه های سنی را درگیر می کند و سن خاصی را برای شروع آن نمی توان ذکر کرد. همان طور که قبلا گفته شد از این اختلال در مرحله ی کودکی، به اختلال افسردگی دوران کودکی یا اختلال دلبستگی واکنشی یاد می شود. افسردگی های دوران نوجوانی و جوانی، اغلب با رفتارهای ناسازگار و افت عملکرد تحصیلی مشخص می شود و شامل اختلال سازگاری با خلق افسرده است. در دوران میانسالی  نیز انواع دیگر افسردگی قابل تشخیص است. در مقایسه با مشکلات روانی دیگر، این اختلال همراه با اختلالات اضطرابی، درصد زیادی از مردم را مبتلا می کند و به عبارت دیگر یکی از شایع ترین اختلالات روانی محسوب می گردد. افسردگی معمولا در زنان شایع تر از مردان است.

برخی از راه های مقابله ای در انواع افسردگی:

سوگ یا غم فقدان:

- برای یاد آوری شخص مورد علاقه ی از دست رفته، راه هایی ایجاد کنید، فعالیت هایی مثل خاطره نویسی برای تجدید خاطرات.

- از نظر روحی خود را در مرکز توجه قرار دهید و سعی کنید شیوه هایی را که شخص از دست رفته برای موفقیت شما در نظر داشت به یاد آورید و بر روی آنها کار کنید.

- آینده ای پر امید را برای خود مجسم کنید. افکار و احساسات خود را به دیگران بگویید و اجازه دهید دیگران در این مقطع حساس زندگی با شما همراه باشند.

- سعی کنید از نظر جسمی فعال بمانید و به زیبایی های اطراف زندگی خود حساس باشید.

- به هنگام سوگواری به دیگران کمک کنید، به صحبت های شخص سوگوار گوش کنید و در مورد فقدان با او صحبت کنید.

- از قضاوت در مورد احساسات شخص به هنگام سوگواری خودداری کنید و سعی کنید احساسات آن ها را بپذیرید وبا آن ها همدلی و همدردی کنید.

- به شخص سوگوار اجازه دهید تا مطمئن شود در دسترس او هستید و اهمیت ارتباط حمایتی با او را مورد توجه قرار دهید.

- خود را برای این موضوع  که شخص سوگوار سوالات دشواری در مورد زندگی و مرگ خواهد داشت، آماده کنید.

غم غربت یا افسردگی ناشی از دوری از خانواده:

- بپذیرید که به آن دچارید. واقع بینانه با آن روبرو شوید و بدانید که غم غربت پاسخی طبیعی به این احساس فقدان است.

- با خواهر و برادر خود یا دوستی که او هم از خانه دور است، در این باره صحبت کنید.

- چند وسیله ی آشنا و مأنوس را از خانه تان به محل جدید بیاورید تا حس تداوم به شما بدهند.

- سعی کنید در اطراف محیط جدید قدم بزنید و با آن بیشتر آشنا شوید ، بدین ترتیب بهتر می توانید بر احساسات خود مسلط شوید.

- از دیگران بخواهید شما را در کشف محیط تازه کمک کنند. دوستیابی، قدمی بزرگ در تخفیف غم غربت است.

- با اعضای خانواده تان در تماس باشید؛ اما تلفن های خود را محدود کنید.

- سعی کنید انتظارات خود را منطقی و واقع بینانه کنید. شما با تنظیم یک هدف کمال گرایانه، خود را به دردسر می اندازید.

- کاری کنید. منتظر نشوید تا غم غربت، خود برطرف شود. سرگرمی هایی برای خود دست وپا کنید.

اختلال خلقی فصلی:

- نشانه های خود را با متخصص بهداشت روانی در میان بگذارید. داروهای ضد افسردگی ، اغلب می تواند مؤثرباشد.

- به منظور به دست آوردن حمایت و توجه خانواده و دوستان نزدیک، خودتان و آن ها را در مورد ماهیت این اختلال آموزش دهید.

- در فصل زمستان تا آنجا که ممکن است از نور استفاده کنید و از حضور در مکان های تاریک اجتناب کنید.

- وقتی دمای هوا مناسب است اجازه دهید نور طبیعی از پنجره بتابد. دیوارها را با رنگ روشن نقاشی کنید، پرده های ضخیم را بردارید.

- برای خودتان سرگرمی هایی پیدا کنید و تا پایان موقعیت فشار زا، انرژی و توجه خود را به آن معطوف کنید.

- عبادت می تواند تأثیر آرام بخشی بر بدن تان داشته باشد.

- استفاده از روش های آرام بخش برای کاهش تنش ها، می توانند به شما کمک زیادی در اداره کردن فشار روانی بنماید.

- روش آرام سازی عضلانی یا تن آرامی را به طور روزانه تمرین کنید: راحت بنشینید، چشمان تان را ببندید، تمام عضلات خود رابه صورت عمیق آرام و رها نمایید و حالت آرامش را حفظ کنید. از طریق بینی نفس بکشید. به موازات بیرون دادن نفس در مورد کیفیت تنفس خود فکر کنید و واژه ای(مثلا عدد یک) را به طور آرام برای خود تکرار کنید. از طریق تمرکز بر تکرار واژه، جلوی حواس پرتی توسط افکار پراکنده را بگیرید. این عمل را 10تا20 دقیقه ادامه دهید. بعد از تمرین، سریع و ناگهان بلند نشوید و با چشمان باز چند دقیقه بنشینید.

 منبع : سایت پزشکان بدون مرز