افسردگی چیست ؟ قسمت اول
افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.
افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد.
افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیراز مسائل پزشكی و اندوه كه بسیار شایع است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در كارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی منفور خانواده خودش می بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را كه وضعی درمان پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می دهد. درباره افسردگی خبرهای خوشی نیز وجود دارد:بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند.
Depression كه غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده می شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می كند.
افسردگی بالینی، از دیدگاه عملكردهای اجتماعی بیش از دیگر بیماری های مزمن، بیمار را ناتوان می كند. افسردگی كبیر بیش از بیماری های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت ، ناتوان كننده است. افسردگی یك نشانگان (Syndrom) یعنی مجموعه ای از علامات مرضی(Symptoms) مختلف است.
املاك های تشخیص افسردگی عبارت اند از:
1- افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز.
2- كاهش آشكار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی.
3- كاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر كاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن.
4- بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها.
5- افزایش یا كاهش اعمال روانی حركتی یا فعالیت های ذهنی.
6- خستگی یا كاهش انرژی.
7- احساس بی ارزشی یا گناهكار بودن.
8- كاهش توان اندیشیدن یا تمركز ذهن و تصمیم گیری.
9- اندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشی، بدون داشتن طرحی برای آن ، یا اقدام به خودكشی با طرحی از پیش ریخته.
داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی یك و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.
افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی كبیر است كه فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود. نوعی از افسردگی كبیر به افسردگی مالیخولیایی موسوم است كه بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود در حدود 15 درصد مبتلایان به افسردگی كبیر دچار افسردگی اوهام اند كه معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را گناهكار و غیر قابل بخشش تصور می كنند. در حدود 15 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر نیز دچار روان پریشی می شوند.
نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام "افسردگی غیرمعمول" كه بر خلاف اسمش شایع است. علامات مرضی آن عكس علامات مرضی افسردگی معمولی است كه مبتلایان كم می خوابند و كم می خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می كنند. به قول یكی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی ( دونالد كلاین)، افسردگی غیر معمول، "مزمن" است نه" دوره ای" ؛ از بلوغ آغاز می شود و بیماران نسبت به همه امور كم توجه اند.
نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است كه عموماً حدود دو سال طول می كشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی كبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می كنند.
شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزایش استرس و كاهش اشتغال گفته اند ؛ علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند كه جامعه كنونی، كانونی ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شكست های شخصی وابسته كرده است.
آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون " منشاء عمده افسردگی است"Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكی پنسیلوانیا كشف كرده است كه " ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم كودكان به تلویزیون و افسردگی كبیر در 24 سالگی وجود دارد."Kottl می نویسد:
" اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی كبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، كودكان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مكرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می كند."
افسردگی كبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یك سال، حتی بدون درمان رفع می شود ؛ ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد.
اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد؛
اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد؛
اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد؛
اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد.
اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً بهبود نیافته باشد؛
اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد.
مكانیسم های دقیق ابتلا به افسردگی هنوز كشف نشده اند. با وجود این چند عامل زیست شیمیایی و روانی اجتماعی شناخته شده اند كه باعث افسردگی می شوند. ساختار زیست شیمیایی و ژنتیكی بعضی از مردان و زنان چنان است كه در محیط های دارای عوامل محیطی و اجتماعی یكسان ، آسیب پذیری بیشتر نسبت به افسردگی نشان می دهند.
علت های روان شناختی افسردگی گوناگون اند. استرس آغازگر افسردگی است. استرس های موجد افسردگی، رویدادهای بزرگ ناخواسته زندگی اند؛ مثل مرگ یك عزیز، نه رویدادهای جزیی مثل ترافیك شلوغ سرشب در شهر كه همواره با آن روبرو هستیم.
استرس های زندگی را بر اساس شدت تاثیر درجه بندی كرده اند. مقیاس 37 درجه ایHolmes , Rahe مرگ همسر را 100، طلاق را 75 ، بیماری شخصی را 53 ، ازدواج را 50 ، آبستنی را 39 ، تغییر مسئولیت كار را 29 ، موفقیت چشمگیر را 28 ، تغییر اوضاع زندگی را 25 ، مشكل داشتن با كارفرما را 23 ، تغییر فعالیت اجتماعی را 18 ارزیابی كرده است.
چنان كه در این مقیاس دیده می شود استرس های خوشایند هم می توانند از عوامل افسردگی باشند. ازدواج و آشتی بعد از جدایی، تنها عوامل استرس زا نیستند بلكه كسب موفقیت چشمگیر، با آن كه بسیار خوشایند است، استرس زا است.
روان شناسان بر این باورند كه در نبود حمایت اجتماعی یا دوستان، گرایش به افسردگی تشدید می شود؛ به سخن دیگر وجود دوستان متعدد ، فرد را از ابتلای به افسردگی حفظ می كند.
بعضی از پژوهشگران بر این باورند كه نشانگاهی به نام " اختلال افسرده ساز شخصیت" وجود دارد كه افراد مبتلا به آن همواره نسبت به خود و دیگران بدبین اند؛ جهان به نظر آنها بی رحم و بی پشتیبان است و خود بی ارزش اند و آینده نومید كننده است. به خاطر داشتن این دید منفی به زندگی، مستعد ابتلای به افسردگی اند.
علت های افسردگی سالخوردگان بسیارند. تعدادی از بیماری های وابسته به سالخوردگی و دارو و درمان آنها، مثل داروهای ضد فشار خون یا تسكین درد مفاصل، آغازگر افسردگی اند یا باعث تغییرخلق و خوی می شوند.
بسیاری از استرس های بزرگ كه به افسردگی می انجامند غالباً در سالخوردگی رخ می دهند: مانند بیماری های مزمن و ناتوانی های جسمی، گرفتاری های مالی، تغییر شیوه زندگی و بی هدفی در زندگی. گاهی مردانی كه در سراسر عمرخود فعالیت بسیار داشته اند در نتیجه ی ناتوانی در تطبیق خود با زندگی بازنشستگی دچار افسردگی می شوند. نكته جالب درباره افسردگی این است كه دختران به دلایل بسیار كه با مقام زنان و وضع اجتماعی آنها در جامعه ما ارتباط دارد، نسبت به افسردگی آسیب پذیرترند. بعضی از بررسی ها نشان داده اند ، در حالی كه پسران از تغییر اوضاع بدنی خود در سن بلوغ خرسند می شوند، دختران غالباً از تغییرات جدیدی كه در بدن آنها رخ می دهد دچار ناآرامی می گردند. بر سر این كه دختران كمرو و خجالتی مستعد ابتلای به افسردگی اند، اختلاف نظر وجود دارد. ولی اگر والدین آنها از نظر بالینی افسرده باشند، اگر به عواطف آنها توجهی نشود و اگر به درستی تربیت نشوند، احتمال ابتلای آنها به افسردگی زیاد می شود.
براساس گزارش " انجمن روان پزشكان آمریكا" 85 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر تا حد زیادی درمان می شوند. از این گذشته تشخیص به موقع بیماری سبب كاهش ، مدت و شدت بیماری می شود و با درمان مناسب می توان از بازگشت بیماری پیشگیری كرد یا از شدت آن كاست.
دو نوع درمان متداول برای افسردگی وجود دارد: روان درمانی و دارو درمانی، یعنی استفاده از داروهای ضد افسردگی. مسئله این است كه غالباً افسردگی، غلط تشخیص داده می شود و بیماران عموماً به چهار تا پنج پزشك یا روان پزشك مراجعه می كنند تا یكی از آنها به درستی بیماری را تشخیص دهد و درمان كند. در بعضی موارد تشخیص درست داده می شود ولی داروهای آرامبخش و خواب آور دو برابر میزان نیاز و یا كمتر از مقدار مناسب تجویز می گردد. از این گذشته بسیاری از بیماران گمان می كنند دچار ضعف شده اند و به پزشك مراجعه نمی كنند. در حالات شدید فاقد انرژی و امید به آینده اند.
طول درمان به نوع آن و شدت افسردگی وابسته است. در آزمایش های بالینی 50 تا 60 درصد بیماران ظرف چهار تا شش هفته و گاهی دو تا چهار هفته به درمان پاسخ می دهند، درمان كامل بین چهار تا شش ماه انجام می گیرد.
روان درمانی به عكس دارو درمانی ظرف شش تا هشت هفته بهبود نشان می دهد. ولی برای بهبود كامل تا دوازده هفته طول می كشد. اگر روان درمانی در این مدت سود بخش نبود، دارو درمانی باید آغاز گردد.
1- وقتی بیمار قصد خودكشی دارد؛
2- وقتی بیمار چنان دلمرده است كه نمی تواند غذا بخورد؛
3- وقتی بیمار نشانه هایی از روان پریشی دارد؛
4- وقتی كه بیمار به بیماری خطرناك دیگری مثل دیابت مبتلا باشد.
داروهای ضد افسردگی موادی هستند كه از افسردگی جلوگیری می كنند یا آن را تسكین می دهند. این داروها مغز افراد افسردهرا به تولید" مواد شیمیایی عصبی" كه فاقد است ، وادار می سازد.
وقتی كسی احساس می كند كه افسردگی پایان پذیرفته نباید مصرف دارو را قطع كند ، بلكه باید با نظارت پزشك تدریجاً به این كار اقدام نماید. از آنجا كه سالخوردگان عموماً داروهای بیماری های دیگر را مصرف می كنند ، پزشك و بیمار باید در مورد ناسازگاری داروها با هم هوشیار باشند.
روان درمانی افسردگی انواع گوناگون دارد ( متجاوز از 200 نوع ) كه اساس همه آنها " گفت و گو با بیمار" است.
روش های روان درمانی در دو گروه جای می گیرند:
1) جهت دهنده به بینش بیمار درباره ی ریشه های بیماری یا افزایش آگاهی او از انگیزش ناخودآگاه خود؛
2) "رفتار درمانی شناختی" كه عمدتاً در تغییر رفتار بیمار و فرآیندهای اندیشه او متمركز است؛ حال آنكه رفتار درمانی تلاش می كند راه های تغییر رفتار را به بیمار بیاموزد تا بر افسردگی غلبه كند.
تلاش روان درمانی، رفع تعارض های روانی بیماران و اصلاح رفتارهای نادرست و شیوه های تفكری است كه به افسردگی انجامیده است. درمان جهت دهنده بینش بیمار به او امكان می دهد بفهمد كه چرا افسرده شده است. حال آنكه رفتار درمانی تلاش می كند راه های تغییر رفتار را به بیمار بیاموزد تا بر افسردگی غلبه كند.
چند نوع درمان دیگر غیر از دارو درمانی و روان درمانی افسردگی وجود دارند: درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته، نور درمانی و درمان های جانشین، درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته برای بیمارانی تجویز می شود كه به اختلالات شدید خلق و خوی مبتلا هستند.
نور درمانی ، به وسیله نور فلوئورسان با شدت 1000 واحد ( لوكس ) انجام می گردد. درمان های جانشین مثل ورزش منظم، در بیمار اعتماد به نفس ایجاد می كند. از این گذشته سبب افزایش تراز اندورفین در بدن می شود.
اندورفین به بخش هایی از مغز اثر می كند كه دست اندركار ادراك درد و هیجان اند. میزان این ماده در افراد افسرده كمتر از معمول است
افسردگی مشكلی در بین جوانان ( قسمت دوم )
عوامل مؤثر در بروز افسردگی
پاسخ به این سؤال چندان ساده نیست . ولی نسبت دخترانی كه دست به خودكشی می زنند بیشتر از پسران است. چرا كه افسردگی در دختران نسبت بالاتری دارد و بیشتر آنها در كشتن خودشان موفق می گردند .
برخی از پژوهشگران چنین عقیده دارند كه سه گروه از نوجوانان در معرض خطر خودكشی قراردارند.
گروه اول : نوجوانانی هستند كه نشانه هایی از افسردگی مانند : غم ، اندوه و ناامیدی دارندو اغلبنیز درگیر این حالت خودهستند .
گروه دوم : نوجوانانی هستند كه احساس می كنند خصوصیات ممتاز و برتری نسبت به دیگران دارند و به همین دلیل فكر می كنند كه در مقایسه با دیگران در درجات بالاتری قرار دارند و در نتیجهیچنین فكری،قوانین و مقررات خاص رفتاری و فكری را عمل می نمایند. بیشتر اینها دچار اضطراب بوده و به دلیل گوشه گیری از اجتماعات دوری می كنند.
گروه سوم : نوجوانانی هستند كه حالت افسردگی خودشان را با رفتارهای تهاجمی مانند: به سوی خطر رفتن ، مصرف بعضی از داروها و درگیری با بزرگترها نشان می دهند و حالت خود را طبیعی دانسته و منكر افسردگی خودهستند . این گروه در معرض خطر خودكشی بیشتری قرار دارند و اگر اقدام به خودكشی نمایند ، دوست دارند كه در انجام آن موفق گردند .
علائم آگاه دهنده خودكشی
· راجع به مرگ صحبت كردن و رفتارهای توأم با خود آزاری .
· اضطراب و ترس های مرضی مزمن.
· بی خوابی متناوب.
· ظاهر سازی در حفظ شخصیت طبیعی و خوب.
· تغییرات در خواب و خوراك.
· رسیدن به مراحل پوچی و بی هدفی.
· احساس ازدست دادن .
در این رابطه باز هم پاسخ واضح و روشنی وجود ندارد.شاید بهترین پاسخ به این پرسش این باشد:به همان دلیلی كه فردی دچار سرماخوردگی می شود و دیگری نمی شود.با وجود این به همین سادگی هم نیست.بروز یك بیماری عوامل و علت های فراوانی می تواند داشته باشد كه بعضی از این عوامل تاكنون مشخص شده و در مورد بعضی از عوامل دیگر احتمال داده می شود و پژوهشگران در مورد روشن شدن عوامل دیگر در حال تحقیق می باشند .
فشارهای روانی گوناگون ، شكست های پی در پی،هر نوع اعتیاد ،رفتار پدر ومادر در برخورد با فرزندان ، برخی از بیماری های جسمی ، اختلافات و مشكلات خانوادگی ، از دست دادن عزیزان ، عامل ارث ، اختلال در كاركرد مواد شیمیایی بین سلولی مغز، استفاده از بعضی داروها بدون تجویز و یا نظر پزشك ، مشروبات الكلی و ...
بسیاری از نوجوانان و جوانان می توانند از یك برنامه ریزی درمانی صحیح و درست استفاده ببرند :
-مراجعه به پزشك متخصص ( روان پزشك ) برای تشخیص و تعیین روش درمانی و انجام دقیق توصیه های دارویی و ...
-كمك گرفتن از پزشك خانوادگی نوجوان ، زیرا پزشكی كه از دوران كودكی با نوجوان و خانواده وی آشنا می باشد ، بهترین فردی است كه می تواند در دادن اطلاعات و كمك كردن به انجام برنامه های درمانی بسیار مفید باشد.-انجام جلسات مشاوره و روان درمانی برای نوجوان افسرده.
-جلسات مشاوره و یا روان درمانی با تمام افراد خانواده.
مشاوره یا روان درمانی به عنوان صحبت درمانی یا گفتار درمانی نیز شناخته شده است . به طور تخصصی"گفتار درمانی" در مورد كودكانی به كار برده می شود كه دچار مشكلات گفتاری مانند لكنت زبان می باشند . صحبت درمانی به معنایارائهراهنمایی های لازمواستفاده از بعضی تلقینات مفید مانند حفظ آرامش و داشتن استقامت در برخورد با دشواری های زندگی در مورد نوجوانان و جوانان مؤثر خواهد بود.گروه درمانی نیز به دلیل این كه نوجوان و یا جوان در یك گروه ِ درمانیاز نزدیك شاهد شنیدن مشكلات نوجوانان و جوانان دیگر است متوجه می گردد كه افراد دیگر نیز دچار مشكلات هستند و این به نوبه خود می تواند موجب التیام دردهای او گردد . علاوه بر این گروه درمانی فرصتی مناسب برای بیان بسیاری از احساسات ، خواسته ها ، نیازها ، دشواری های زندگی و ... می باشد.
دارو درمانی در بیماری افسردگی جایگاه خاص و مهمی دارد .البتهاین تشخیص روان پزشك است كه كدام داروی انتخابی می تواند برای بیمار افسرده مؤثر باشد . در اینجا اشاره به دو نكته ضروری است؛اول این كه هیچ كدام از داروهای ضد افسردگی اعتیاد آور نیستند . دوم این كه خود درمانی و یا استفاده از داروی دیگران برای درمان افسردگی خود بدون مشورت با پزشك،مشكلات فراوانی در پی خواهد داشت .
استفاده از این نوع درمان بر عهده پزشك معالج است كه در افسردگی های نسبتاً شدید و یا شدید مورد استفاده قرار می گیرد وهیچ خطری در پی نخواهد داشتو موجب می گردد كه بهبودی،سریع تر حاصل گردد.
احساس بهتر
پس از شروع برنامه های درمانی كه شرح داده شد شاهد این حالت خواهیم بود كه به تدریج در نوجوان و یا جوان افسرده،احساسی بهتر و یا احساسی خوب نسبت به شناخت از خود،زندگی،نزدیكان و .. به وجود آمده است. این برنامه های درمانی به آن میزانبایدادامه یابد تا متوجه گردیم كه افسردگی به طور چشمگیری بهبود یافته است . لازم به ذكر است كه این بهبودی پایان افسردگی و یا پایان دادن به برنامه های درمانی نیست،بلكه ضروری است بنا به نظریه و صلاحدید پزشك معالج،درمان های ضروری ادامه یابد. به این امید كه با رفع عوامل بیماری زا و با كمك خانواده ها و مسئولان كشوری در بهبود شرایط اجتماعی و رفع هرگونه فشارهای اجتماعی ، اقتصادی و ...،نوجوانان و جوانان افسرده كمتری در كشور عزیزمان داشته باشیم .

در طول ماه هاى پاییز و زمستان، با كوتاه تر شدن طول روزها و كم شدن نور خورشید، برخى افراد غمگین و افسرده مى شوند و به زودى نیز بهبود پیدا مى كنند. افرادى كه مبتلا به «اختلال تأثیر فصلى» یا به اصطلاح SAD هستند حالت افسردگى عمیق ترى را تجربه مى كنند. افراد مبتلا به این اختلال روحى تمایل پیدا مى كنند كه بیشتر بخوابند، پرخورى كنند و در طول فصل هاى پاییز و زمستان دچار اضافه وزن مى شوند. آنها ممكن است احساس خستگى مفرط داشته باشند و از طرفى هم قادر نیستند برنامه منظم خود را انجام دهند. برخى افراد احساس افسردگى و تحریك پذیرى مى كنند و حتى اشتیاق خود را براى شركت در تعاملات اجتماعى از دست مى دهند.
تصور مى شود كه این اختلال فصلى به دلیل اختلال و برهم خوردن سیكل خواب و بیدارى بروز می کند که در نتیجه كاهش نور خورشید در زمستان است.
كاهش نور خورشید منجر به كاهش میزان ترشح هورمون ملاتونین مى شود كه این امر نیز احساس خواب آلودگى و خستگى را در افراد مبتلا افزایش مى دهد. وقتى فصل بهار مى رسد این علائم به تدریج از بین مى روند.
دكتر جاكوبز، مدیر اجرایى مركز بازبینى بهداشت روانى و استاد روان شناسى دانشكده پزشكى هاروارد در این باره گفت: این اختلال یك مشكل واقعى است و نیاز به تشخیص و اغلب نیاز به درمان دارد كه حدود 75 درصد زنان به آن مبتلا مى شوند. وى همچنین افزود: اگرچه این بیمارى معمولاً با حالت هاى شدید بیمارگونه و بسترى شدن همراه نیست اما ممكن است در برخى افراد تمایل به خودكشى به وجود آورد، و اگر چنین اتفاقى بیفتد این افراد باید فوراً با یك متخصص مراقبت هاى بهداشتى مشورت كنند. در اكثر موارد این اختلال بسیار خفیف از سوى خود فرد قابل كنترل است اما در برخى موارد نیاز به بررسى و رسیدگى وجود دارد.
درمان این اختلال بستگى به شدت علائم آن دارد و ممكن است به سادگى قرار گرفتن در معرض نور خورشید و یا گذراندن ساعات بیشترى از روز در كنار پنجره در طول ماه هاى تاریك باشد. اما اگر علائم تشدید شوند، ممكن است به نور درمانى (قرار گرفتن در معرض نور مصنوعى) نیاز باشد و حتى در شرایط حادتر نیز روان درمانى و تجویز داروهاى ضدافسردگى مورد نیاز است.
محققان علوم پزشكى اعلام كردند زنانى كه دچار افسردگى شدید هستند بیشتر از دیگر زنان در معرض ابتلا به آلرژى قرار دارند .این محققان تأكید كردند به نظر مى رسد آلرژی ها در مردانى نیز كه شخصیت هاى حساس، عصبى و مضطرب دارند بیشتر بروز مى كنند. به گزارش خبرگزارى رویترز از نیویورك، این یافته ها كه حاصل مطالعه بر روى سه هزار و سى و دو فرد بالغ آمریكایى است، نشان مى دهد بین رفتارهاى شخصیت عصبى و افسرده با انرژى رابطه برقرار است و این ارتباط بین زنان و مردان متفاوت است. خلق افسرده، احساس پوچى و غمگینى یا گریان بودن در اكثر اوقات روز و كاهش علاقه و لذت تقریباً در تمام فعالیت ها از نشانه هاى افسردگى هستند.
شامل اختلال در خواب است كه مى تواند به صورت پرخوابى و كم خوابى باشد که هر شب وجود دارد و نیز كاهش یا افزایش اشتها كه مى تواند منجربه كاهش یا افزایش وزن شود.
همچنین بیماران افسرده ممكن است در حركات خود كندى یا بى قرارى داشته باشند؛ آنها تقریباً هر روز احساس خستگى یا فقدان نیرو دارند، از دیگر علائم افسردگى احساس بى ارزشى یا گناه به صورت مفرط و نامتناسب است. كاهش توانایى در تمركز فكر، و ناتوانى در تصمیم گیرى هم از دیگر نشانه هاى این بیمارى شایع اعصاب و روان محسوب مى شود. گاه افكار مکرر مربوط به خودكشى نیز این افراد را آزار مى دهد. براى تشخیص افسردگى و شروع درمان، وجود دو علامت از نشانه هاى یاد شده كه دست كم دو هفته نیز استمرار داشته باشند ضرورى است .
روزنامه ایران
علایم افسردگى همیشه غمگینى و گریه كردن نیست بلكه بسیار متنوع است. بسیارى از افراد مبتلا به افسردگى دچار تغییرات روحى و روانى مى شوند كه بر تفكر، خواب و یا میزان انرژى آنها تأثیر مى گذارد. علاوه بر این، افسردگى هاى مختلف و متنوع علایم دیگرى را نیز به همراه دارند.
1 - روحیه افسرده
2- احساس مداوم ناامیدى، بى ارزشى و احساس گناه
3- خستگى یا كمبود انرژى
4- رفتار بسیار كند و آهسته (گویى فرد خود را كشان كشان حركت مى دهد)
5- عدم رضایت یا كاهش رضایت از زندگى
6- كاهش انگیزه
7- تفكر منفى یا بدبینانه
8- عدم احساس علاقه نسبت به دوستان، فعالیت، سرگرمى یا كار
9- تغییر در عادات غذاخوردن كه به صورت پرخورى یا كم اشتهایى بروز مى كند
10- مشكلات خواب، از جمله زود برخاستن
11- گریه هاى مداوم
12- مشكل در تمركز، یادآورى یا تصمیم گیرى
13- اوقات تلخى
14- اضطراب و نگرانى بسیار زیاد
15- فكر كردن به مرگ یا خودكشى
16- اقدام به خودكشى .
متخصصان معتقدند كه اگر فردى همه این علایم یا بعضى از آنها را حداقل طى دو هفته هر روز داشته باشد آن فرد مبتلا به افسردگى بالینى است.
افسردگى مى تواند بر تمام زندگى فرد (و خانواده و دوستان نزدیك او نیز) تأثیر بگذارد. زیرا افسردگى روى توانایى شخص سایه می اندازد و باعث یأس و دلسردى او مى شود. فرد افسرده اغلب از هیچ چیزى لذت نمى برد حتى از چیزهایى كه روزى از آنها لذت مى بُرد.
- در طول دوره افسردگى بعضى از افراد عملاً از انجام هرگونه كارى عاجز و ناتوان هستند.
- بعضى از افراد افسرده مى توانند به كار كردن ادامه دهند اما این افراد فقط در شغل خود دوام مى آورند تا به تعهدات خود عمل كنند. اما این كار بسیار سختى براى آنها است.
فرد مبتلا به افسردگى اصلى علاوه بر داشتن علایم عمومى افسردگى، ممكن است علایم زیر را نیز از خود بروز بدهد:
1 - سردردهاى مداوم
2- درد و رنج هاى دیگر، حتى بدون آنكه علت ظاهرى داشته باشند
3- مشكلات سوء هاضمه
4- عملكرد ضعیف جنسى.
ممكن است در كودكان و نوجوانان علایم افسردگى واضح تر باشد. این علایم عبارت اند از:
1- افت نمرات 2- اوقات تلخى 3- مشكلات اخلاقى 4- انزوا و گوشه گیرى 5- شكایت كردن از مشكلات جسمانى مانند سردرد و دل درد 6- كاهش انرژى 7- عدم تمركز 8- تغییر در الگوهاى خواب یا غذاخوردن
لازم است بدانید:
متخصصان تخمین مى زنند كه 20 درصد از كودكان و چهار تا هشت درصد از نوجوانان مبتلا به افسردگى هستند. بالاترین مورد افسردگى در دختران پس از سن بلوغ رخ مى دهد.
افسردگى مى تواند بر تمام زندگى فرد تأثیر بگذارد. زیرا افسردگى روى توانایى شخص سایه می اندازد و باعث یأس و دلسردى او مى شود. فرد افسرده اغلب از هیچ چیزى لذت نمى برد حتى از چیزهایى كه روزى از آنها لذت مى برد.
افراد بالاى 65 سال، چهار برابر گروه هاى سنى دیگر مبتلا به افسردگى هستند. در افراد مسن، افسردگى با علایم دیگرى همراه است؛ علایمى مانند گیجى، فراموشى، عدم توجه به بهداشت شخصى و ظاهر. علاوه بر این، بیمارى ها نیز مى توانند باعث افسردگى شوند مانند بیمارى تیروئید، بیمارى هاى سیستم عصبى و برخى سرطان ها.
در افراد مبتلا به افسردگى اختلال دوقطبى یا افسردگى شیدایى، نوسانات روحیه اى زیادى مشاهده مى شود. به طورى كه فرد در اوج شیدایى یا شادى غیرمعمول قرار می گیرد و سپس وارد مرحله افسردگى مى شود. در طول مرحله افسردگى، فرد همان علایم افسردگى بالینى (عمومى) را از خود نشان مى دهد اما در این افسردگى خطر خودكشى بالاتر است.
افسردگى خفیف یا افسردگى مزمن اغلب از دوران كودكى یا نوجوانى آغاز مى شود و در صورت عدم درمان ممكن است چندین سال تداوم یابد.
1- هیچگونه احساس عاطفى ندارند و از نظر عاطفى كاملاً بى حس هستند، آنها به طور مداوم در حالت افسردگى سطح پایین به سر مى برند و با علاقه و اشتیاق كمى به زندگى روزمره ادامه مى دهند.
0- دوست دارند افكار منفى داشته باشند؛ معمولاً نیمه خالى لیوان را مى بینند.
1- 3- از چیزى لذت نمى برند حتى از چیزهایى كه زمانى از آنها لذت مى بردند.
بسیارى از مبتلایان به افسردگى خفیف اصلاً به دنبال درمان نیستند زیرا نمى دانند كه مبتلا به افسردگى هستند. از آنجایى كه افسردگى خفیف به صورت مزمن است فرد مبتلا، خانواده او و دوستان او فكر مى كنند كه این رفتارها جزیى از طبیعت و منش و شخصیت فرد است. رهایى و بهبودى از این نوع افسردگى اغلب به طور كامل اتفاق نمى افتد و این خطر وجود دارد كه فرد دچار افسردگى اصلى شود كه در این صورت فرد ِ مبتلا در اصل مبتلا به دو نوع افسردگى است.
این افسردگى شكلى از افسردگى است كه تصور مى شود با قرار گرفتن در معرض نور خورشید به میزان زیاد، به وجود مى آید. علاوه بر روحیه افسرده و علایم عمومى افسردگى، علایم دیگر این افسردگى عبارت اند از:
1 - تمایل به خوردن غذاهاى شیرین و نشاسته دار
2- افزایش وزن
3- خواب زیاد.
این حالت عموماً در فصل بهار از بین مى رود.