پروردگار متعال مىخواهد كه همه ما سرشار از نيرو و اشتياق باشيم و جسم، ذهن و روحى سالم داشته باشيم.بىترديد، زندگى پر نشاط و با طراوت منظور پروردگار است و ذهنيتهاى نادرست، اين وضعيت مطلوب را برهم مىزند.يكى از ذهنيتهاى نامطلوب، «حسادت» است كه بايد علل و زمينههاى رشد آن را در خانواده، جامعه و از همه مهمتر، در خود جست و جو كرد و با توجه به آثار نامطلوب جسمى و روانى كه در ما ايجاد مىكند، با به كارگيرى شيوههاى اخلاقى و علمى، از بروز آن در خردسالى جلوگيرى كرده، در صورت شكلگيرى، با خشكاندن ريشههاى آن در بزرگسالى، خود را از دام اين هيجان نامطلوب رها سازيم.
«حسادت» واكنشى هيجانى است كه از قريب دو سالگى آغاز مىشود و با رشد كودك، ممكن است تا بزرگسالى ادامه يابد و بر طبق الگوهاى مختلف فرهنگى، به صورتهاى متفاوتى جلوهگر شود.حسادتدركودك، پاسخى طبيعىاستبه محركهاوهنگامى ايجاد مىشود كه به اعتقاد وى، عاطفه يا محبتى را از دست داده باشد.در الگوى حسادت، غالبا نوعى ترس نيز وجود دارد; زيرا حسود احساس مىكند كه ديگرى عاطفه شخص مورد علاقه او را نسبتبه وى به خطر انداخته است و يا مقامى را كه او انتظار رسيدن به آن را داشته، ديگرى احراز كرده است.بنابراين، موقعيتى كه حسادت را برمىانگيزد، غالبا يك موقعيت اجتماعى است.
كودكان در ابتدا، از احساسات درونى خويش (حسادت) و علل پيدايش و پيامدهاى آن در رفتار خود، آگاهى زيادى ندارند و نمىدانند كه چرا رفتارهاى آنان تغيير كرده است.به عبارت ديگر، رفتارهاى آزار دهنده كودك حسود تا حد زيادى ناآگاهانه يا نيمه آگاهانه است، ولى با رشد عقلى بيشتر و نزديك شدن به دوران بلوغ و نوجوانى و جوانى و پس از آن تا بزرگسالى و به دست آوردن تجربههاى درونى و بيرونى درباره علل و انگيزههاى رفتار حسادتآميز خود، اينگونه رفتارها بيشتر آگاهانه مىشود و به همين دليل، ازنظراسلام رفتارهاى حسادتآميز، پس از بلوغ مورد تكليف قرار مىگيرد و فرد وظيفه دارد به گونهاى آنها را مهار كند.
حسادت

حسادت احساسي است كه بيش از همه خود شخص را آزار مي دهد .
پروفسور رولف هوبلمي گويد كه حسادت وقتي به وجود مي آيد كه شخص احساس كند آنچه دارد ، كمتر از آن چيزي است كه بايد داشته باشد . هيچ چيزي وجود ندارد كه باعث حسادت نشود ، مادي يا غير مادي ! من مي توانم به سرنوشت يك نفر يا به كسي كه برنده يك جايزه شده حسودي كنم ، ولي به طور كل وقتي انسان حسودي مي كند كه آنچه كه ديگري دارد برايش ارزش داشته باشد . مثلاً من كه حوصله جمع آوري تمبر را ندارم به كسي كه اين كار را مي كند حسودي نخواهم كرد .
حسادت در هر جامعه معني خاصي دارد . در هر جامعه اي ، داشتن چيز بخصوصي كه در آن جامعه ارزش جلوه مي كند ، باعث حسادت مي شود . در جامعه امروز حتي آگهي هاي تلويزيون سعي مي كنند با توجه به اين ضعف بشري مردم را به سوي استفاده از يك كالاي بخصوص يا انجام عملي تشويق كنند . جامعه سرمايه دار از حسادت مردم جهت منفعت بيشتر استفاده مي كند ، زيرا حسادت يك انگيزه است و باعث جاه طلبي و افزايش انرژي مي شود .
حسادت در واقع به خاطر خانه بزرگتر ، اتومبيل سريع تر و زيبايي بيشتر نيست ، بلكه انسان به خاطر اين كه شخص به علت داشتن چيزي مورد احترام واقع مي شود ، حسادت مي ورزد .
حسود هيچ وقت فكر نمي كند آن فردي كه بيشتر دارد حتماً خيلي سخت تر كار كرده ، او گمان مي كند كه هر موقعيت بهتري ، چه از نظر رواني يا مالي قيمتي دارد كه شخص حسود هرگز حاضر به پرداخت آن نيست . اكثر افراد حسود فكر مي كنند كه حق آنان ضايع شده و آنها كمتر از ديگري به حقشان رسيده اند . حسوداني كه مي پذيرند ديگري حقش بوده كه بيشتر بهره ببرد ، رنج بيشتري مي كشند . اين حسودان سعي مي كنند با يك رفتار خشونت آميز به فرد مورد حسادتشان حمله كنند . يعني آنها با تمام قوا عملي انجام مي دهند كه طرف مقابل از امكانات بهتري كه دارد لذت نبرده و به اين وسيله هر آنچه باعث يادآوري عدم موفقيت او مي شود نابود مي كنند . اين افراد،محبوب ديگران نيستند و معمولاً چهره واقعي خود را نشان نمي دهند و هميشه تظاهر مي كنند كه ديگري را تحسين مي كنند ، ولي در واقع بسيار رنج مي كشند .
حسادت يك احساس مطلق نيست ، بلكه مخلوطي است از خشونتو شكست.خشونتي كه حسود احساس مي كند مانع از رنج بيشتر او از شكست مي شود .
اگر شخص حسود جلوي خشونتش را بگيرد بيشتر از شكست رنج مي كشد . چنين شخصي متوجه مي شود كه اگر او تمام قدرتش را هم بهكار ببرد به حق ديگري نخواهد رسيد . به همين دليل فرد دچار افسردگي شديد و فلج كننده اي مي شود . زيرا از خودش سؤال نمي كند كه به چه وسيله اي فرد مورد نظر به خوشبختي رسيده است .
در كتابمقدسمسيحيت ، حسادت تحت عنوان" گناه مرگ آور" آمده ولي در واقع واكنش طبيعي انسان جهت جلوگيري و ممانعت از افسردگي است .
حسادت هيچ دليل بيولوژي ندارد بلكه به مرور زمان و در اثر تجربياتي كه شخص حسود در زندگي بهدست مي آورد ، شكل مي گيرد . معمولاً شخصيت حسود در اثر شناخت فردي غلط گسترش مي يابد . اين افراد در محيطي بزرگ شده اند كه انجام خواسته هاي ديگران مهم تر از خواسته و علاقه فردي خودشان بوده و آنها هيچ وقت موقعيتي نداشتند كه بهدنبال علائق و استعدادهاي فردي خودشان بروند و بفهمند از چه كار و فعاليتي بيشتر لذت مي برند .
اين انسان ها احساس مي كنند فقط وقتي خواسته هاي ديگران را كامل انجام دهند مورد قبول مردم مي باشند . اين افراد معمولاً بيشتر اوقات دروغ مي گويند و مرتباً به دنبال اين هستند كاري كنند كه بدان وسيلهرضايت ديگران را كسب كنند .
منشا محركهاى حسادت را بايد در موقعيتها، شرايط خاص محيطى و روابط اجتماعى وبهخصوص دروجود اشخاص جست و جو كرد.بدينروى، در اينجا به برخى از آنها اشاره مىشود:
رقابت و همچشمى يكى از فرزندان نسبتبه ساير خواهران و برادران، كه گاه «رقابت همشيرها» ناميده مىشود، يكى از زمينههاى مساعد و عمده رشد حسادت در كودكان است و والدين آن را طبيعى و تقريبا غير قابل اجتناب مىدانند. با توجه به چنين شرايطى، مىتوان گفت:
۱.اولين فرزند نسبتبه كودكان بعدى حسادت بيشترى از خود نشان مىدهد; زيرا او مدتها تمام محبت و مواظبت پدر و مادر را به خود اختصاص داده بود.ولى با تولد فرزند دوم، اين فرصت از او گرفته مىشود و همين موجب تحريك حسادت او سبتبه او مىگردد.
۲.در ميان كودكانى كه تفاوت سنى آنان بين ۱۸ - ۴۲ ماه است، بيش از ساير كودكان زمينه حسادت وجود دارد.بچه خردسال به هر مزيتى كه طفل بزرگ از آن برخوردار است، حسادت مىورزد و بچه بزرگتر از محبت و مواظبتى كه به بچه كوچكتر مىشود بدش مىآيد.
۳.در خانوادههاى ۲ يا ۳ فرزندى، بيش از خانوادههاى پرجمعيتحسادت وجود دارد.
۴.والدينى كه به فرزندان خود توجه افراطى دارند و شديدا نگران و مواظب آنها هستند، بيش از والدينى كه به كودكان خود توجه كمترى دارند با مشكل حسادت كودكانشان روبهرو هستند; زيرا اين والدين براى پيشرفت فرزندان خود قوانين معينى وضع كردهاند و وقتى كه اطفال نتوانند خود را با آن منطبق سازند، مورد سرزنش پدر و مادر قرار مىگيرند.اين فرزندان بيشتر اوقات با كودكانى كه پيشتر رفتهاند مقايسه مىشوند و اين موجب برانگيخته شدن حسادت نسبتبه ديگر كودكان مىشود.
۵.در محيطهاى خانوادگى، كه مادران شيوه منظم و ثابتى در تربيت كودك خود ندارند و برخوردشان بىثبات و متغير است، بيش از ساير خانوادهها، رفتارهاى حسادتآميز مشاهده مىشود.
۶.در دختران بيش از پسران حسادت ديده مىشود و از هر سه بچه حسود دوتايشان دخترند.
۷.حسد در ميان اطفال باهوشتر بيشتر است.
۸.حسد در روابط بين دختر با دختر بيشتر مشاهده مىشود تا روابط بين پسر و پسر و دختر و پسر.
۹.اگر ميان همسران تضادى باشد، فرزندى كه از يك يا چند جهتبه يكى از آنها شبيه است، هدف خشم و قصاص ديگرى واقع مىشود.طفلى كه اينگونه مورد بىمهرى واقع مىشود، به خواهر يا برادرى كه بر خلاف خودش از محبت و نوازش برخوردار است، حسادت مىورزد.
به طور كلى، «امتياز و تبعيض» حسادت را به دنبال دارد.كسى كه نسبتبه ديگرى از امتياز ويژهاى برخوردار است در معرض حسادت ديگران قرار مىگيرد; چنانچه در حديثى از امام علىعليه السلام آمده است: «كل ذي رتبة سنية محسود» ; هر شخص داراى امتياز و رتبه شايسته، مورد حسادت واقع مىشود.
برخى از پدران و مادران به دلايل گوناگون، بعضى از فرزندان را بر خواهران و برادران خود ترجيح داده، مورد توجه و محبتبيشترى قرار مىدهند; چنانچه گاهى جنسيت فرزندان عامل تبعيض مىگردد، به طورى كه مادران معمولا با پسران خود صميمى بوده و پدران بيشترين محبتخود را متوجه دختران مىنمايند.در نتيجه، فرزندى كه از طرف يكى از والدين محبت و ملاطفت كمترى دريافتمىكند و شاهد رفتارى غيرعادلانه است، نسبتبه فرزند ديگر حسادت مىورزد و از وى متنفر مىشود.
همچنين زمانى كه والدين بيشترين تماس و نوازش خود را با تولد نوزاد جديد به وى اختصاص مىدهند، ساير فرزندان احساس مىكنند كه اين نوزاد سبب بىمهرى و فراموشى آنان گرديده است.در نتيجه، به وى حسادت مىورزند.
ممكن است هريك از والدين برخى از فرزندان خود را به دليل زيباتر، باهوشتر، زرنگتر، خون گرمتر، ساكتتر و يا عاطفىتر بودن و يا به دليل معلوليت جسمى و ذهنى مورد محبتبيشترى قرار دهند و در نتيجه درخواستهاى اين كودكان سريعتر مورد پذيرش سرپرستخانه واقع گردد و به اعمال و گفتار آنان علاقه بيشترى ابراز شود; چنين رفتارهايى براى ساير فرزندان، بىمهرى و تبعيضى آشكار تلقى گشته، آنان را به حسادت وامىدارد.به طور كلى، در صورت مشاهده رفتارهاى غيرعادلانه در خانواده، وجود حسادت شديد و پر دردسر، امرى اجتنابناپذير است.
متاسفانه اين رفتارها فقط در دوران كودكى، به خانه پدرى و خواهر و برادر محدود نمىشود و ريشههاى حسادت را براى آينده زنده نگه مىدارد و فرد را دچار مشكلات فراوانى مىكند.مثلا، ممكن است پس از ازدواج، نتواند تبعيض مادرزن خود را - هرچه اندك باشد - تحمل كند و نسبتبه ديگر داماد خانواده حسادت بورزد و موجب اختلافهاى خانوادگى و تلخشدن زندگى زناشويى و كانون گرم خانواده خود گردد.
يكى ديگر از زمينههاى بروز حسادت، شرايطى است كه كودكان احساس مىكنند از دارايىهاى مادى و يا هر نوع دارايى ديگرى نظير دارايىهاى عاطفى محروم شدهاند; مثلا، اسباب بازى، لباس يا هر شىء مورد علاقه ديگرى ممكن است زمينه به وجود آمدن حسادت كودك را نسبتبه ديگرى فراهم آورد.اين نوع حسادت، كه از علاقهشديد به چيزىناشى مىشودگاهى «غبطه» خوانده مىشود.لازم به ذكر است كه تهيه چند چيز و تقسيم آن به طور مساوىبين فرزندان، ضرورتا به حل مشكلات حسادت نمىانجامد; زيرا در هر صورت، كودكان بزرگتر به دليل ارشد بودن خود، احساس مىكنند كه بايد سهمى بيش از ديگران نسبتبه بقيه داشته باشند.اما والدين مىتوانند با توضيح و توجيه و فراهم كردن مقدمات فكرىوشناختى، ازبروزحسادت جلوگيرى نمايند.
از جمله آثار عمومى حسادت، كه در كودك و بزرگسال وجود دارد، «خشم» است.حسود فرد مورد حسادت واقع شده را هدف غضب خود قرار مىدهد; چنانچه از امام علىعليه السلام نقل شده است: «الحسود يغتاظ على من لا ذنب له» ; حسود نسبتبه كسى كه هيچ گناهى ندارد خشمگين مىشود.تنها خطاى او برخوردارى از نعمتى است كه حسود از آن محروم مىباشد.حسود ممكن استبه دنبال حسادتى كه خشم او را بر افروخته حسادت خود را به طور مستقيم يا غير مستقيم ظاهر سازد.
۱- واكنشهاى مستقيم: اين نوع واكنش در رفتار كودكان بيش از بزرگسالان ديده مىشود.كسانى كه عواطف فرد مورد علاقه كودك را به خود جلب نمايند، معمولا مورد خشم و غضب وى قرار مىگيرند.براى مثال، اگر با تولد فرزند جديد، عواطف مادر از فرزند بزرگتر به نوزاد جلب شود، نوزاد مورد خشم كودك بزرگتر واقع مىشود.او در اين هنگام، ممكن است قهر خود را با واكنشهاى لفظى علنى و روشن و يا حملات بدنى مثل گاز گرفتن، لگد زدن و هل دادن كودك تازه متولد شده آشكار سازد.
در برخى موارد، ممكن است كودك از درون به انجام كارهايى مانند دزدى و فريبكارى، كه از نظر اجتماعى ناپسند است، تحريك گردد تا شىء مورد علاقه خود را، كه در اختيار ديگرى است، به چنگ آورد.همچنين ممكن است كودكان نزد والدين خود از فرزندى كه از امكانات ويژهاى برخوردار استشكايت كنند و يا سعى نمايند شىء مطلوبى را كه در اختيار ديگرى است مورد تحقير قرار داده، كم ارزش جلوه دهند و يا والدين خود را به دليل تهيه نكردن آن سرزنش كنند.
در روايتى از امام علىعليه السلام، به واكنش سريع و پرخاشگرانه حسود اشاره شده است: «الحسود سريع الوثبة» حسود زود پرخاش مىكند.
۲- واكنشهاى غير مستقيم: رفتارهاى حسادتآميز هميشه آشكار نيست; در برخى موارد، به ويژه در دوران پيش دبستانى و در سالهاى بالاتر، به گونههاى غير مستقيم و پوشيده ظاهر مىشود.بنابراين، برخورد با اين رفتارها تا حدى مشكلتر است.اعمال غير مستقيم عبارتند از:
الف.بازگشتبه دوران شير خوارگى و انجام رفتارهايى مناسب با سطوح اوليه رشد; مثل شب ادرارى و انگشت مكيدن;
ب.كوشش براى جلب توجه ديگران از طريق تظاهر به ترسهايى كه قبلا از او ديده نشده است، غذا نخوردن يا خواستن غذاهاى مخصوص، اظهار بيمارى بىمورد، تخريب و ويرانگرى، نافرمانى عمومى و ناسزاگويى، عيبجويى همراه با تظاهر به بىنيازى از محبت و توجه اطرافيان، خراب كردن اسباب بازىهاى خود و مانند آن;
ج.ديگر آزارى; مثل اذيت اطفال كوچكتر از خود، آزار جانوران، ايجاد نزاع بين بچهها و همانند اينها;
د.دست زدن به رفتارهاى ضد اجتماعى; مثل تكبر، تظاهر، تقلب، ترشرويى، گوشهگيرى و همچون آن.
گاهى كودك به نحو غير عادى نسبتبه فرد مورد حسادت اظهار علاقه و محبت مىنمايد و گاهى با انجام رفتارهاى مطلوب و جامعهپسند و جلب توجه والدين به سوى خود، سعى مىكند تا فرد مورد حسادت را شكست دهد.
در برخى از روايات به بعضى از واكنشهاى غيرمستقيم حسود اشاره شده است: امام صادقعليه السلام به نقل از لقمان در ذكر نشانههاى حسود مىفرمايند: «...در پنهان، از فرد مورد حسادت بدگويى مىكند، اما در ظاهر، به چاپلوسى مىپردازد و هنگام مصيبت، شماتت مىكند.»
حسادت گذشته از واكنشهاى مستقيم و غيرمستقيم نسبتبه ديگران، داراى آثار جسمى و روانى نامطلوبى در خود حسود نيز مىباشد كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىشود:
آثار جسمى حسد موضوعى استشايان توجه و تحقيق علمى بيشتر.فعل و انفعالات تنكردشناختى - همانند فعاليت غدد درونريز - و واكنش دستگاههاى عصبى هنگام بروز و ادامه يافتن اين حالت هيجانى بايد مورد توجه بيشتر قرار گيرد.
در روايات بسيارى، آثار جسمى حسد مورد توجه قرار گرفته است.به عنوان مثال، در تعدادى از آنها آمده است كه حسادت بدن را ذوب مىكند. در بعضى ديگر، حسد به زنگار و بدن به آهن تشبيه شده است; همانگونه كه زنگار به تدريج موجب نابودى آهن مىگردد، حسد نيز بدن را از بين مىبرد. در اجتماع، به وضوح اين آثار جسمى در افراد حسود مشهود است، اما گاهى به آن توجه نداريم و نمىدانيم كه از كجا ريشه گرفته است و فقط به درمان ظاهرى و برطرف كردن عوامل غير واقعى مىپردازيم، ولى با كمى تفكر و مراجعه به مشاوران متخصص و دلسوز، مىتوان به ريشه پىبرد و آن را خشكاند.
آثار روانى حسد، به ويژه در سالهاى بالاى رشد، از اهميت فراوانى برخوردار است. حسادت در سالهاى اوليه، رشد چندان عمقى ندارد و به همينرو، آثار آن زودگذر است و با از بين رفتن شرايطى كه باعثحسادت شده، آثار آن نيز از بين مىرود.به عنوان مثال، هنگامى كه يك اسباب بازى مورد علاقه كودكى قرار مىگيرد و با كودكى كه آن را در اختيار دارد درگير مىشود، اگر اسباب بازى بشكند يا اسباب بازى را از آنها بگيريم، ممكن است مدتى بعد رفتار صلحآميز از سر گرفته شود.ولى در سالهاى بالاتر، حسادت عميقتر و پابرجاتر است و گاه چندين سال ادامه مىيابد. در اين موارد، آثار روانى نامطلوب حسادت آشكار مىشود.اين نكته در روايات متعدد مورد تاكيد قرار گرفته و به آثارى از حسادت همچون اندوه مداوم اشاره شده است.حسود نسبتبه چيزى محزون است كه توانايى تغيير آن را ندارد.او از محروميتخود رنج مىبرد، در حالى كه نه قدرت سلب آن نعمت را از ديگرى دارد و نه توانايى كسب آن را براى خود.حسادت حتى بهرهمندى فرد را از چيزهايى كه در اختيار دارد و لذت بردن از نعمتهاى موجود را از او سلب مىكند و بدينسان، او را از آسايش روانى محروم مىگرداند و در دراز مدت، موجب ابتلاى او به بيمارىهاى سخت روانى مىشود.
چگونگي خلاصي از حسادت
خوشبختي و رضايت هميشگيدر هر جامعه اي در مقايسه با وضعيت موجود افراد آن جامعه صورت مي گيرد .زيرا بشر با همين مقايسه اجتماعي زندگي مي كند و اسير انتظارات اجتماعي خود مي باشد .
هر انساني بايد سعي كند استعداد و امكانات فردي خودش را بيابد؛ زيرا شخص حسود كسي است كه خيلي كم در مورد خودش مي داند و در حقيقت هيچ اطلاعي از توانائي هاي خودش ندارد و به همين دليل زندگي اش را بر اساس يك شخصيت غلط برنامه ريزي كرده و خود را با گروهي مقايسه مي كند كه به طبقه اجتماعي ديگري تعلق دارند و با ارزش هاي اخلاقي و اجتماعي متفاوتي زندگي مي كنند كه شخص حسود هرگز نمي تواند خودش را به آنها برساند . به همين دليل و به احتمال زياد ، شخص تبديل به يك حسود عصباني يا افسرده مي شود .
نكته مهم اين است كه شخص ، حسادت را پذيرفته ، به خودش دروغ نگويد و سعي كند نقطه اي بين ايده آل و واقعيت بيابد و در زندگي خود توازن بوجود آورد . در حقيقت بايد پذيرفت كه هيچ انساني قدرت اين را ندارد كه عدالت واقعي را در جامعه بهوجود آورد و كلاً حسادت در اثر تجربه بي عدالتي در جامعه ايجاد مي شود. معمولاً براي حسودان اين سئوال پيش مي آيد كه بر چه اساسي گروهي بيشتر از ديگران دارند و بر اساس چه قانون اجتماعي اين تقسيم انجام شده ، اگر جامعه اي حسادت را بهعنوان يك واكنش طبيعي انساني در مقابل بي عدالتي هاي اجتماعي ببيند مي تواند جوابي هم براي سؤال بالا بيابد . اما متأسفانه حسادت در جامعه واكنشي ناپسند و ناخوشايند محسوب مي شود و كمتر كسي راحت در مورد آن حرف مي زند .
حسادت هميشه وجود دارد حتي اگر سرمايه هاي موجود در جامعه را بهطور مساوي بين مردم تقسيم كنند . زيرا اگر شخصي همان سرمايه مشابه را به كمك هوش و درايت خويش بيشتر كند و خوشبخت تر و راحت تر باشد مورد حسادت ديگران قرار مي گيرد .
پرفسور رولف هوبل معتقد است فقط اگر خوشبختي و آزادي را در دنيا به طور مساوي تقسيم كنند ديگر حسادتي وجود نخواهد داشت ، زيرا هر جا كه تفاوتي وجود دارد در حقيقت ريشه حسادت كاشته شده است .
هوبل مي گويد از آنجا كه بشر هميشه سعي دارد خودش را بهتر از ديگران نشان دهد و تمام سعي و كوشش او در پي ثابت كردن اين است كه او غير از ديگري است و خود را در همين تفاوت مي شناسد ، به هيچ وجه مايل نيست كه ديگري بيشتر از او داشته باشد; زيرا اين باعث خجالت و شرمندگي او مي شود . به همين دليل حسادت يك همراه دائمي انسان بوده و بدين وسيله انسان مي تواند بين فرديت و جمعيت بالانس بهوجود آورد .
چگونه مي توان خود را از حسودان محافظت كرد ؟
حسادت در مرحله نابود كننده آن بسيار خطرناك است و آن را نبايد ساده گرفت ، در هر جامعه و در هر گروه اجتماعي بهتر است انسان سعي كند افراد حسود را آرام كند و با آنها به طريقي كنار بيايد . يا حداقل سعي كند با آنها مواجه نشود . ولي متأسفانه اين روش در بسياري از موارد مانند فاميل و همكار امكان پذير نيست . بنابراين شخص مورد حسادت بايد سعي كند از آنچه كه دارد مقداري به ديگري ببخشد و تا حدودي باعث آرامش نسبي و كاهش خشونت او گردد و يا با گفتن مشكلات خود ، آتش درون قلب حسود را كمتر كند و يا برعكس،خود آدم حسود براي آرامش دروني بگويد : فلاني ويلا دارد و ماشين بنز ولي چه فايده ! بچه هاي او معتاد هستند . همين افكار و واكنش ها در روابط افراد ايجاد توازن مي كند .
در واقع بهترين موقعيت را كساني دارند كه با زحمت و مشقت زياد به مال و ثروت مي رسند ، اين گروه هيچ مشكلي با افراد حسود ندارند . و در نهايت بايد گفت كساني كه با كمبودهاي خود كنار بيايند ، مي توانند به آرامش و آسايش برسند .
حسادت در کودکان |
حسد
یک پاسخ
بهنجار عاطفی است که در نتیجه
از دست
دادن دوستی کسی یا احتمال و یا تصور آن ظاهر میشود. حسد همیشه متوجه اشخاص
است، در
صورتی که هدف خشم شاید اشیا ، اشخاص و حتی خود شخص خشمگین باشد. پاسخهای
ناشی از
حسد گاهی با پاسخهای خشم شباهت زیاد دارند. گاهی نیز به علت حرکات ناشی از
حسد
نمیتوان پیبرد. حسد غالبا با ترس و خشم میآمیزد.
کسی که
دچار حسد
میشود،
در روابط خود با شخص محبوب ، اطمینان خاطر را از کف میدهد و بیمناک است که
مباد
دوستش به او بیمهری کند. محرکهای حسد و پاسخهای عاطفی ناشی از آن به ترتیب
شخص
حسود و طرز رفتار دیگران با او بستگی دارد. حسد به هر صورت که ظاهر شود، شخص را
ناشاد
میسازد و سازگاری او صدمات بزرگ و یا اندک وارد میکند. کسی که در کودکی
گرفتار
حسد باشد، هم در این دوره و شاید هم در تمام عمر به مردم و جهان با نظر حسد
و
بدبینی نگاه کند.
منشا محرکهای
حسد را باید همیشه در روابط اجتماعی و مخصوصا
در وجود
اشخاص جستجو کرد. محرک حسادت اطفال ، پدر و مادر یا کسی است که از او
مواظبت
میکند. بچه به سبب نیاز بیشتری که به محبت و توجه اطرافیان دارد، با طفل
دیگر در
رقابت میافتد. از تحقیقاتی که درباره حسد اطفال در درمانگاههای
روانشناسی صورت گرفته است، معلوم میشود که حسد یک عاطفه
بسیار
عمومی است که
معمولا
با تولد خواهر یا برادر در اطفال بین سنین 2 و 5 ایجاد میشود.
در
اینباره نخستین فرزند بیشتر صادق است. چه او مدتها تمام محبت و مواظبت پدر و مادر
را به
خود اختصاص داده است و تولد بچه دوم این فرصت را از او میگیرد و این موجب
تحریک
حسادت او به بچه دوم میشود. از جمله اقداماتی که برای جلوگیری از حسد بچه
معمول
است، این است که میکوشند او را برای پذیرفتن نوزادی که در پی است آماده
سازند.
ولی از این کار نتیجه شایانی گرفته نشده است. زیرا طفل کوچک نمیتواند ماهیت
چنین
واقعهای را خوب درک کند.
حسد
گاهی ثمره تفاوت سنی میان فرزندان یک
خانواده
است. بچه خردسال به هر مزایایی که طفل بزرگ از آنها برخوردار است، حسادت
میورزد
و بچه بزرگتر از محبت و مواظبتی که به بچه کوچکتر میشود بدش میآید. تبعیض
پدر و
مادر و علت دیگر حسد کودکان است. والدین بدون اینکه آگاه باشند به فرزندان
زیبا ،
خونگرم و با استعداد بیشتر مهر میورزند و این باعث حسد فرزندانی میشود که
چینی
نیستند.
والدین
از آنجایی که میل دارند بچههایشان طبق موازین معینی
پرورش
یابند و بر کودکان دیگر پیشی گیرند، حدودی برای پیشرفت فرزندان خود قائل
نمیشوند. وقتی که اطفال نتوانند به این حدود خود را برسانند خود را نالایق و
گناهکار
می پندارند. این از یک طرف و از طرف دیگر سرزنش پدر و مادر و مقایسه
ناپسندی
که بین فرزندان و اطفال دیگر بعمل میآورند، حسد کودکان را نسبت به آنها
بیشتر
رفتهاند بر میانگیزد.
بسیاری از
بچهها به یکی از والدین بخصوص به
پدر
حسادت میورزند. در نتیجه تماس همیشگی که بچه با مادر خود دارد، ميل مالکيتی
نسبت به
او پيدا میکند و چون مادر در حضور او به پدر محبت کند، حسودیش میشود. اگر
میان
همسران تضاد باشد، فرزندی که از يک يا چند جهت به يکی شبيه است، هدف خشم و
قصاص
دیگری میشود و طفلی که اینگونه مورد بیمهری واقع شده است، به خواهر و یا
برادری
که برخلاف خودش از محبت و نوازش برخوردار است، حسد میورزد.
در حدود
پنج و
شش سالگی که علایق کودکان به خارج خانه گسترش مییابد، حسد در میان افراد
کمتر
میشود. در عوض همشاگردیها مخصوصا آنها که به جهاتی به طفل برتری دارند،
محسود
واقع میشوند. اگر معلمی در کلاس یک یا چند نور چشمی داشته باشد و به
مقایسههای ناپسند بچهها بپردازد، آتش حسد را دامن میزند. بیشتر بچهها وقتی
ببینید
که اطفال دیگر ، اشیا بیشتر و بزرگتر از ایشان را مالکند بر آنها حسد
میخورند.
اگر
کودک بازیچهای در دست کودک دیگر ببیند که خود ندارد، احساس
میکند
که به او ستم رفته است و دلش میخواهد از همان بازیچه او نیز داشته باشد.
برای
جلوگیری از حسد در میان خواهران و برادران دستور از هر چیز دو تا بینتیجه
است. چه
طفل بزرگتر فکر میکند که چون بزرگتر است همش باید مال او باشد و گرنه
میرنجد
و حسود میشود.
حسد با فشار عاطفی همراه است و به اشکال گوناگون ظاهر میشود. کودک حسود ممکن است:
اعمال طفل همیشه در همه موارد یکسان نیستند. گاهی ممکن است، شخص مورد نظر را مورد حمله قرار دهد و گاهی در صدد جلب محبتش برآید. در هر صورت تشویق و عدم اعتماد از کلیه اعمالش هویداست و چنین مینماید که میخواهد شایستگی خود را به شخص مورد علاقه نشان دهد. طفلی که خود را گرفتار رقیب میبیند همه کوششها را بکار میبرد تا به هر طریقی این مشکل را حل کند. یک کودک چهار ساله را به خود جلب کند و گاهی با آنها تندی میکرد و به نوزاد بد میگفت و انگشت میمکید. پاسخهای حسد ، ممکن است تمام ذهن کودک را مدتی اشغال کند و یا اینکه در فواصل مختلف و فقط هنگام برخورد وضع حسد انگیز ظاهر شود.
پاسخهای
غیرمستقیم ، عبارتند از : بازگشت به رفتار دوره
شیرخوارگی مانند جا تر کردن و انگشت مکیدن ، کوشش برای جلب توجه از طریق تظاهر به
ترسهایی
که پیشتر از او دیده نشده است، خواستن غذاهای مخصوص ، شیطنت ، ایجاد خرابی
،
ناسزاگویی و عیبجویی با تظاهر به بینیازی از محبت و توجه اطرافیان ، شکستن و
خراب
کردن بازیچه ها و در مقام خشم و انتقام و نیز ممکن است وضع تسلیم آمیخته به
اندوه
به خود بگیرد.
پاسخهای غیر مستقیم در مورد کودکان بزرگسال ، با اطفال
خردسال
سر به سر گذاشتن ، آزار اطفال کوچکتر و جانوران ، بین بچه نزاع انداختن ،
خرابکاری ، ترشرویی و بدرفتاری ، حالت یک قهرمان مطلق به خود گرفتن ، در رویا فرو
رفتن ،
تکبر ، تظاهر ، تقلب و ادای کلمات رکیک از جمله اعمال غیر مستقیمی هستند که
معرف
حسد کودکان میباشند. طفل حسود ممکن است یک شخص خودنما از آب در آید. یا اینکه
آدم
خوبی بشود. این بستگی دارد به اینکه تجارب و تلاشهای کودک ، وقتی که با حسد
دست به
گریبان است او را به کدام سو بکشد.
مقدار و شدت
حسد در اطفال، متفاوت است و با عواملی
از قبیل
سن ، جنس ،
هوش
و رشد
ذهنی ، تعداد اطفال در یک خانواده
و طرز
رفتار والدین بخصوص رفتار مادر بستگی دارد. حسد اطفال در بین 2 و 4 سال و بار
دوم در
ایام بلوغ به شدیدترین مرحله خود میرسد از هر سه بچه حسود دو تاشان دخترند.
حسد در
میان اطفال باهوشتر بیشتر است. در روابط بین دختر و دختر بیشتر حسد مشاهد
شده است
تا روابط بین پسر و پسر و دختر.
هر چه
اطفال در یک خانواده کمتر
باشد،
حسد در میان آنها بیشتر است و غالبا نخستین فرزند خانواده بیشتر حسود میشود.
غالب
اوقات رفتار مادر است که حسد اطفال را سبب میشود. مادری که بیش از حد به
اطفال
اظهار علاقه کند و مادرانی که مقررات انظباطی خود ثبات و نظم ندارند، بیش از
مادران
معتدل و منظم حسد فرزندان خود را باعث میشوند. هر قدر توجه و علاقه مادر به
بچه
کمتر باشد، بروز حسد کمتر است.
براى جلوگيرى از ظهور و رشد حسادت در كودكى، لازم است والدين توجه داشته باشند كه كودك را به دليل حسادت مورد ملامت و سرزنش قرار ندهند، بلكه با برخوردهاى حساب شده، در حذف علتهاى آن گامهاى مؤثرى بردارند.والدين مىتوانند با خوددارى از تنبيه و كنار كشيدن ظاهرى خود، رفتار او را ناديده بگيرند و احساس ارزشمندى، شخصيت و محبوبيت را در او تقويت كنند. به عنوان مثال، براى كاهش حسادت كودك نسبتبه نوزاد، مىتوان پيش از تولد، كودك را از ورود وى آگاه ساخت و پس از تولد نيز در طول روز مدتى را با كودك بزرگتر سپرى نمود و او را مورد مهر و نوازش قرار داد.در مورد كودكان كوچكتر نيز مىتوان شيئى از طرف نوزاد به او هديه داد و در نگهدارى و انجام كارهاى نوزاد او را سهيم كرد.
اگر والدين در برخورد با كودك، واكنشهاى حسادتآميز وى را تشديد كنند و او را به شدت خشمگين سازند، تاثيرات منفى زيادى را در او ايجاد خواهند كرد.اگر والدين انتظار داشته باشند كه او هنگام حسادت، هيچ واكنشى نشان ندهد و هيجان درونى خود را ناديده بگيرد، در اين صورت، به تدريج و به طور طبيعى، ممكن استشيوههاى دفاعى نامطلوبى براى مقابله با اين موقعيتها در او شكل گيرد.همانگونه كه اشاره شد، بهترين راه از بين بردن زمينه حسادت در كودكان، به كارگيرى عدالت در بين فرزندان وتوجه ومحبتبههمهآنهاست.اين نكته در آموزشهاى تربيتى اسلام آمده و سفارش شده است كه نسبتبه فرزندانتان به عدالت رفتار كنيد. همچنين با پنهان نمودن برترى و برجستگى يكى از فرزندان نسبتبه ديگرى، مىتوان جلوى حسادت آنها را گرفت; چنانچه حضرت يعقوبعليه السلام به فرزند برجستهاش، يوسفعليه السلام، سفارشمىكندكهخواب نويدبخش خود را براى برادرانش نقل نكند; مبادا باعثحسادت آنان گردد.
براى درمان حسادت در بزرگسالى، ابتدا شناخت ريشه آن ضرورى است تا بتوان با مقابله و از بين بردن آن، حسادت را درمان نمود.مىتوان گفت: ريشه اصلى حسادت ضعف فكرى در نحوه تلقى امور و بدبينى است; اگر كودك نسبتبه نوزاد حسادت مىورزد كه چرا پدر يا مادر به او محبت مىكنند، براى اين است كه احساس مىنمايد ممكن نيست پدر هر دو را دوستبدارد; يا اگر اسباب بازى و چيزى از اين نوع در كار است، احساس مىكند فقط همين يكى است و دستيابى به مثل آن امكان ندارد.البته اين مساله در سالهاى اوليه رشد ناآگاهانه يا نيمهآگاهانه است، ولى در سالهاى بالاتر، به دليل آگاهى بيشترى كه فرد نسبتبه حالات خود پيدا مىكند، با ديد وسيعترى به امكانات موجود در جهان مىنگرد; يعنى اين بار بدبينى و كجفكرى هنگام حسادت به نظام عالم و خداى متعال تغيير جهت مىدهد; فرد وسعت فضل الهى را انكار مىكند و يا فكر مىنمايد خدا او را دوست نداشته كه فلان نعمت را به او نداده است.به همين دليل، در بعضى روايات، ريشه «حسادت» ، كفر و انكار فضل الهى ذكر شده است. با توجه به ريشه حسادت، مىتوان راههاى فكرى و عملى براى رفع حسادت پيشنهاد كرد.
در فرهنگ اسلام (قرآن كريم، روايات اهل بيتعليهم السلام و كلمات دانشمندان اخلاق) ، براى جبران ضعفشناختى بزرگسالان كه منجر به حسادت مىشود، راههاى متعددى وجود دارد كه در ذيل، به برخى از آنها اشاره مىشود:
الف - توجه به رحمت و حكمتخداى متعال: توجه به گستردگى نعمتها و نيز كمتخداى متعال، كه هر كارى را از روى حكمت انجام مىدهد، مىتواند چاره بدبينى در حسود باشد.اگر نعمتهاى الهى را به دريايى از آب شيرين و گوارا تشبيه كنيم، هيچ كس بر سر سيراب شدن از آن، به ديگرى حسد نخواهد برد.از سوى ديگر، محدوديتهايى كه در بهرهمندى از اين درياى عظيم وجود دارد به دليل حكمتهايى است كه خداوند در اداره اين عالم به كار گرفته است.توجه به اين دو مطلب زمينه را براى قناعت و راضى بودن فرد به آنچه از امكانات برايش فراهم شده آماده مىكند و او را از حسادت نسبتبه نعمتهايى كه در دست ديگران است، باز مىدارد.
توجه به كمال نبودن بهرهمندى مادى - كه غالبا موضوع حسادت است - و توجه به فضيلت صبر بر تلخى محروميتها و نيز تلاش براى به دست آوردن خواستهها از راه صحيح، از ديگر انديشههاى سودمند براى مبارزه با حسادت است.اسلام پيروان خود را همواره به بىاعتنايى نسبتبه آنچه در دست مردم قرار دارد و بىارزش شمردن و اصالت ندادن به بهرهمندىهاى مادى و بسنده نمودن به قدر كفايت همراه با پاكى و عفاف، دعوت نموده است.
ب - توجه به موقعيتها و امكانات شخصى: علاوه بر توجه به گستردگى نعمتهاى الهى در اين جهان مادى و محدود و توجه به نعمتهاى فراوانى كه خداوند، به هر يك از ما داده است، توجه به آنچه را كه حسود به صورت بالفعل دارد، مىتواند راه عملى ديگرى براى مبارزه با حسادت باشد; همينكه فرد محاسبه كند «من چه نعمتهاى زيادى دارم كه ديگران ندارند و مىتوانم با تلاش و به كارگيرى توان خود، بيش از اين هم به دست آورم» ، او را كمك مىكند تا ريشه حسادت را در درون خود بخشكاند.
ج - توجه به ضررهاى حسادت: تلقى حسادت به عنوان يك بيمارى خطرناك، مىتواند زمينه را براى درمان آن فراهم آورد.همانگونه كه گذشت، حسد موجب ضررهاى بدنى و نيز رنج و اندوه فراگير و طولانى مىشود.توجه به اينكه حسادت پيش از فرد مورد حسادت، اولين ضربه و مهلكترين آنها را بر حسود وارد مىآورد و او را اسير غم و اندوه مىسازد، مىتواند به عنوان زنگ بيدار باش مورد توجه قرار گيرد.
با وجود آن كه ريشه حسادت فكرى است، ولى كسى كه به حسادت مبتلا شده غير از رسيدگى به جنبههاى فكرى و شناختى، بايد با آثار بدى كه حسادت به وجود آورده است - مانند نفرت و كينه - نيز به مقابله برخيزد و اين تنها با انديشه اصلاح نمىگردد، بلكه بايد از نظر عملى هم روشهايى را براى از بين بردن آثار نامطلوب حسادت به كار بندد.در اينجا، با توجه به نصايح و سخنان انديشمند بزرگ اخلاق، مولى محسن كاشانى، راههاى مبارزه با حسادت در دو مرحله بيان مىشود:
مرحله اول: تمرين بر ترتيب اثر ندادن به حسادت و رفتار بر ضد آن; مثلا، فرد به جاى بدگويى، آگاهانه به مدح و ثناى طرف مقابل بپردازد و به جاى تكبر، تواضع نسبتبه او را در پيش گيرد.
مرحله دوم: ايجاد رابطه عاطفى مثبتبين خود و فرد مورد حسادت; به اين صورت كه وقتى حسود رفتار خود را اصلاح كند، طرف مقابل اين مساله را درك خواهد كرد و دلش نسبتبه او نرم مىگردد و زمينه روانى مناسبى براى محبت و دوستى فراهم مىشود.واكنش طبيعى فرد مورد حسادت در اين هنگام، نيكى و احسان خواهد بود. بدينسان، حسود نيز به سمت احسان و نيكى تمايل پيدا مىكند و زمينه توافق قلبى و برطرف شدن حسادت و از بين رفتن آثار روانى نامطلوب آن فراهم مىگردد. اين روشى است كه - به طور كلى - قرآن كريم براى رفع كينهها در روابط بين افراد پيشنهاد مىكند.
ناگفته نماند كه براى ريشهكن شدن حسادت، اطرافيان و اجتماع نيز وظايفى دارند و بايد به فرد كمك كنند; زمينههاى بروز حسادت و رفتارهاى حسادتآميز را از ميان بردارند تا تلاشهاى شخصى هر كس براى غلبه بر هيجان حسادت به ثمر برسد و جامعهاى باصفا و داراى آرامش روانى مطلوب داشته باشيم.
.
حسد با فشار عاطفی همراه است و به اشکال گوناگون ظاهر میشود. کودک حسود ممکن است:
اعمال طفل همیشه در همه موارد یکسان نیستند. گاهی ممکن است، شخص مورد نظر را مورد حمله قرار دهد و گاهی در صدد جلب محبتش برآید. در هر صورت تشویق و عدم اعتماد از کلیه اعمالش هویداست و چنین مینماید که میخواهد شایستگی خود را به شخص مورد علاقه نشان دهد. طفلی که خود را گرفتار رقیب میبیند همه کوششها را بکار میبرد تا به هر طریقی این مشکل را حل کند. یک کودک چهار ساله را به خود جلب کند و گاهی با آنها تندی میکرد و به نوزاد بد میگفت و انگشت میمکید. پاسخهای حسد ، ممکن است تمام ذهن کودک را مدتی اشغال کند و یا اینکه در فواصل مختلف و فقط هنگام برخورد وضع حسد انگیز ظاهر شود.
پاسخهای
غیرمستقیم ، عبارتند از : بازگشت به رفتار دوره
شیرخوارگی مانند جا تر کردن و انگشت مکیدن ، کوشش برای جلب توجه از طریق تظاهر به
ترسهایی
که پیشتر از او دیده نشده است، خواستن غذاهای مخصوص ، شیطنت ، ایجاد خرابی
،
ناسزاگویی و عیبجویی با تظاهر به بینیازی از محبت و توجه اطرافیان ، شکستن و
خراب
کردن بازیچه ها و در مقام خشم و انتقام و نیز ممکن است وضع تسلیم آمیخته به
اندوه
به خود بگیرد.
پاسخهای غیر مستقیم در مورد کودکان بزرگسال ، با اطفال
خردسال
سر به سر گذاشتن ، آزار اطفال کوچکتر و جانوران ، بین بچه نزاع انداختن ،
خرابکاری ، ترشرویی و بدرفتاری ، حالت یک قهرمان مطلق به خود گرفتن ، در رویا فرو
رفتن ،
تکبر ، تظاهر ، تقلب و ادای کلمات رکیک از جمله اعمال غیر مستقیمی هستند که
معرف
حسد کودکان میباشند. طفل حسود ممکن است یک شخص خودنما از آب در آید. یا اینکه
آدم
خوبی بشود. این بستگی دارد به اینکه تجارب و تلاشهای کودک ، وقتی که با حسد
دست به
گریبان است او را به کدام سو بکشد.
مقدار و شدت
حسد در اطفال، متفاوت است و با عواملی
از قبیل
سن ، جنس ،
هوش
و رشد
ذهنی ، تعداد اطفال در یک خانواده
و طرز
رفتار والدین بخصوص رفتار مادر بستگی دارد. حسد اطفال در بین 2 و 4 سال و بار
دوم در
ایام بلوغ به شدیدترین مرحله خود میرسد از هر سه بچه حسود دو تاشان دخترند.
حسد در
میان اطفال باهوشتر بیشتر است. در روابط بین دختر و دختر بیشتر حسد مشاهده
شده است
تا روابط بین پسر و پسر و دختر.
هر چه
اطفال در یک خانواده کمتر
باشد،
حسد در میان آنها بیشتر است و غالبا نخستین فرزند خانواده بیشتر حسود میشود.
غالب
اوقات رفتار مادر است که حسد اطفال را سبب میشود. مادری که بیش از حد به
اطفال
اظهار علاقه کند و مادرانی که مقررات انظباطی خود ثبات و نظم ندارند، بیش از
مادران
معتدل و منظم حسد فرزندان خود را باعث میشوند. هر قدر توجه و علاقه مادر به
بچه
کمتر باشد، بروز حسد کمتر است.
منابع :
علىاكبرشعارىنژاد، روانشناسى رشد، ص ۴۵۵
آقاجمال خوانسارى، شرح فارسىغررالحكم، ج ۴، ص ۵۳۱
ر.ك.به: ايلينگورث، كودك و مدرسه، ترجمه شكوه نوابىنژاد
محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۷۳
سيد رضى، نهجالبلاغه، قصارالحكم
محمدمحمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج ۶
ملامحسنكاشانى، محجةالبيضاء، ج۵
سايت اينترنتي تبيان - اجتماعي