آيا ميدانيد براي كاهش استرس در محيط خانه چه راهكارهايي وجود دارد؟
حالا كه مجبور به زندگي در شهرهاي بزرگي همچون تهران هستيم و بايد مشكلات متعددي شامل شلوغي و ازدحام جمعيت، ترافيك سنگين وسايل نقليه، سختي تردد، آلودگي هوا، سر و صداي زياد و بسياري موارد ديگر مانند اينها ـ كه همگي براي ما استرسزا هستند ـ را تحمل كنيم، لااقل به دنبال فراهم كردن محيطي آرام و راحت در خانههايمان باشيم؛ به اين ترتيب در اين چند ساعت حضورمان در فضاي خانه، بخشي از استرس روزانهمان جبران شده و روز بعد دوباره با انرژي بيشتري با مشكلات مواجه خواهيم شد.
در چنين پروژهاي بايد سراغ عناصر اصلي دكوراسيون رفته و از آنها به عنوان ابزاري براي دستيابي به اين هدف استفاده كرد.
رنگ باختن استرس
با رنگ
يكي از
مهمترين عوامل
براي كاهش سطح
استرس در خانه شما، انتخاب پالت رنگي آرامبخشي است كه با روحتان
ارتباط برقرار
كند در واقع رنگها ميتوانند مانند دارويي قوي روي جسم و روح تأثير
بگذارند.
در روزگاران قديم نيز فلاسفه چيني، هندي و مصري روي درمان با رنگ تحقيقات بسياري كردهاند كه هنوز نيز مورد استفاده قرار ميگيرد؛ اين علم را رنگدرماني (Chromo therapy) ميگويند.
در اين علم، انرژيهاي فيزيكي و ذهني شما از طريق رنگ تحريك ميشود و درست به همين علت است كه براي هر فضايي با توجه به كارايي آن، پالت رنگي مناسبي مورد نياز است.
به عنوان مثال، فضايي مانند اتاق نشيمن يا همان هال، براي استراحت پس از كار پراسترس روزانه و همچنين رفع خستگي جسمي و روحي فرد مهيا شده است ولي اگر قرار باشد پالت رنگي محيط از رنگ ديوارها گرفته تا لوازم دكوراسيوني شامل مبلمان، پرده و غيره به جاي القاي حس آسودگي، به عنوان يك عامل محرك عمل كند، هرگز استرس جاي خود را به آرامش و راحتي نخواهد داد؛ بنابراين در چنين محيطهايي از انتخاب رنگهاي گرم شامل قرمز، زرد و نارنجي در سطوحي وسيع بپرهيزيد.
اين رنگها تحريككننده بوده و ضربان قلب را نيز افزايش ميدهند در نتيجه سبب ايجاد هيجان يا عصبانيت و بيقراري در شما ميشود، در حالي كه رنگهاي سرد شامل آبي و سبز، آن تأثير را بر ضربان قلب نداشته و برعكس شما را به داشتن حسي آرام تشويق ميكند.
اين موضوع در مورد فضاي اتاق خواب نيز صادق است؛ به عنوان مثال، با كاربرد رنگ آبي روشن در اتاق خواب، علاوه بر اينكه ضربان قلب و فشارخون كاهش مييابد، تنفسها عميقتر و آرامتر شده و اين حالت در خواب شما نيز تأثير ميگذارد.
البته اين پيشنهاد به اين معني نيست كه همه سطوح اتاق را به رنگ آبي رنگآميزي كرده و لوازم دكوراسيوني شامل پرده، روتختي و ديگر لوازم را نيز آبي انتخاب كنيد بلكه كاربرد سطح وسيعتري از اين رنگ در كنار ديگر رنگهاي هماهنگ با آن هم هدف موردنظر را تأمين ميكند.
نقش نور در كاهش استرس
همه ما نهتنها براي حفظ سلامت جسماني بلكه براي تعادل و سلامت روحيمان به نور خوب و با كيفيت نياز داريم و بر هيچكس پوشيده نيست كه نور خورشيد بهترين نور براي اين امر است.
تحقيقات دانشمندان نيز نشان داده است كه اشعه ماوراي بنفش نور خورشيد روي هورمون سرتنين (sertonin) كه نقش تاثيرگذاري بر فعاليتهاي مغز و احساسات ما دارد، اثر ميگذارد.
بنابراين با تمام اين تفاسير، خانهاي انتخاب كنيد كه به لحاظ موقعيت جغرافيايي و نيز پنجرهها، بيشترين بهرهمندي را از نور طبيعي داشته باشد و از طرف ديگر مسئله اصلي اينجاست كه هر قدر كه به موضوع بهرهمندي از نور طبيعي بينديشيم، به ناچار پس از چند ساعت مجبور خواهيم بود، جايگزيني براي آنها در محيط خانه تعيين كنيم كه همانا نور مصنوعي است.
البته اين نور با توجه به تنوع موجود در نورپردازها و نوع نور ساطع شده از آنها، نقش مؤثري را بر روح و روان و نيز ايجاد آرامش يا استرس برعهده دارد؛ پس در انتخاب آنها نيز رعايت دقت، لازم و ضروري است.
علاوه بر اين، رنگها نيز تحتتأثير نورها نماهاي مختلفي از خود به نمايش ميگذارند، در نتيجه، نورهايي انتخاب كنيد كه هنگام تابش بر رنگهاي موجود در سطوح مختلف فضاي خانهتان، تأثير منفي به جاي نگذارند.
به عنوان مثال هرگز در اتاقنشيمن از لامپهاي فلورسنت يا هر نوع لامپ ديگري با نور شبيه به آن استفاده نكنيد.
براي نورپردازي چنين فضايي بايد تلفيقي از چند نوع نور به كار رود كه همگي نوري گرم داشته باشند.
البته اگر ميخواهيد در اتاقنشيمن مدتي را با حس آرامش بيشتري سپري كنيد، نور آباژور به همراه نور حاصل از چند شمع روشن، فضايي رمانتيك و آرام را به وجود ميآورند.
بسياري از كارشناسان بر اين عقيدهاند كه نور خيلي زياد ـ چه از نوع طبيعي و چه از نوع مصنوعي ـ به جاي ايجاد حس راحتي و آسايش ممكن است سبب بروز هيجانات زياد شود. همچنين ممكن است سردرد و ناراحتيهاي چشمي را در پي داشته باشد.
سريعترين راه براي دستيابي به آرامش
با توجه به اينكه تمركز روي يك نقطه نوعي مراقبه (meditation) است، همانطور كه خسته از كار روزانه روي مبل اتاق نشيمن لم دادهايد، شمعي روشن كرده و به شعله آن چشم بدوزيد.
با اين كار پس از 5 تا 10 دقيقه فشارخون شما كاهش يافته، سطح هورمون آدرنالين در خون پايين آمده، تنفس راحت و عميقتر شده و كمكم استرسها از بين رفته و آرامش تمام وجودتان را فراميگيرد.
شلوغي؛ عامل ايجاد
استرس
همه ما به
اندازه كافي
در شهري پر
ازدحام زندگي ميكنيم كه براي تردد در خيابانها و پيادهرو، مدام بايد
مراقب برخورد
نكردن با موانع مختلف باشيم. پس لااقل ديگر خانههايمان را كه اين
روزها از وسعت
چنداني نيز برخوردار نيستند، با انبوهي از لوازم بزرگ و عظيمالجثه
شلوغ نكنيم.
به اين ترتيب، ديگر
به هنگام حركت در فضاي خانه نگران برخورد خود و اهالي
خانواده با
لوازم مختلف و امكان بروز مشكلات جسماني ـ بهخصوص براي بچهها ـ
نخواهيم بود؛
اين موضوع خود راهي براي كم كردن استرس در خانه است.
علاوه بر اين،
مشكل شلوغي
فضا تنها حاصل كاربرد لوازم زياد و بزرگ دكوراسيوني روي زمين نيست بلكه
استفاده از
طرحهاي شلوغ و درهم براي پوشش سطوح مختلف، نصب تابلوهاي بزرگ و متعدد
روي ديوارها،
پر كردن روي ميزها و كابينتهاي آشپزخانه با لوازم كاربردي و تزئيني و
خردهريزها،
همگي براي افراد خانواده كه مجبور به حضور طولانيمدت در اين فضا
هستند، به
لحاظ ديداري نيز خستهكننده و استرسزا خواهد بود.
آرامشي كه انسان در محيطي خلوت به دست ميآورد، هيچگاه قابل مقايسه با حس حضور در محيطي شلوغ و پرازدحام نيست.
عايقبندي در مقابل سر و صدا
وقتي در خانهاي
زندگي ميكنيد كه سر و صداي بيرون امكان استراحت يا حتي خوابي
راحت را به
شما نميدهد، چه انتظاري از ايجاد حس آرامش خواهيد داشت؟!
در چنين
فضايي سطح
استرس شما افزايش يافته و عصبيتر ميشويد.
پس بهترين اقدام حذف عوامل پديدآورنده يا تشديدكننده استرس است و اين كار از طريق عايقبندي ميسر خواهد شد.
به عنوان مثال، اگر در جوار خيابان اصلي يا بزرگراه مسكن گزيدهايد، كاربرد دزدگير و نيز جايگزين كردن پنجرههاي دوجداره را در صدر اقدامات عايقبندي خانه خود قرار دهيد.
چند اقدام اورژانسي براي كاهش استرس
براي كاهش هر چه
بيشتر استرس در خانه از ابزارهاي كمكي استفاده كنيد:
1 – پخش صدايي
آرامبخش، يكي از بهترين روشهاي ايجاد آرامش و به اصطلاح ريلكسيشن
(relaxation)
است.
بنابراين هنگام استراحت يا حضور در خانه از موسيقيهاي آرامش دهنده تن و ذهن استفاده كنيد.
اين موسيقيها اغلب از صداهاي طبيعت مانند آواز پرندگان، صداي امواج دريا، قطرات باران و خشخش برگها ساخته شدهاند.
با گوش كردن به اين موسيقيها تأثير معجزه صدا و موسيقي را در روح و روان خود احساس ميكنيد.
علاوه بر اينها، شما ميتوانيد با خريد آبنمايي زيبا و قرار دادن آن در گوشهاي از اتاقنشيمن يا اتاق خواب به جاي صداي ضبط شده جريان آب، از صداي واقعي آن و نيز انرژي حاصله نيز بهرهمند شويد.
با شنيدن اين صداي خوش در فضايي مناسب، بخش اعظمي از استرسهاي شما براي چند ساعت هم كه شده از بين خواهد رفت.
2 – در دكــوراسيون فضــاي خانهتان علاوه بر لوازم بيجان دكوراسيوني و كاربردي، از گياهان و گلهاي طبيعي هم استفاده كنيد. وجود اين عناصر طبيعي، حس حضور طبيعت و نيز نيروي حاصل از آن را در وجود شما ايجاد كرده و اضطراب و استرس را كمرنگ ميكند. علاوه بر اين، وجود گلهاي رنگارنگ، فضا را شاد و پرانرژي ميكند.
3 – عطر درماني يكي ديگر از راههاي كاهشدهنده استرس در هرگونه فضاي بستهاي از جمله خانه است.
براي اين منظور
چند روش وجود دارد:
الف)
هميشه
چند شاخه گل
تازه و معطر در خانه داشته باشيد.
ب) بسياري از گلها و گياهان معطر حتي به حالت خشك نيز همچنان فضا را عطرآگين كرده و حتي برخي از آنها مانند اسطوخودوس، خاصيت آرامبخشي دارند. بنابراين كيسههاي تورياي آماده كرده و پس از پر كردن كيسهها با اين قبيل گياهان و گلها، آنها را در قسمتهاي مختلف خانه از جمله اتاق خواب و نشيمن آويزان كنيد.
نكته: شما ميتوانيد مقداري از اين گياهان را در مقداري آب بريزيد و روي شعله كم اجاق گاز يا وارمر قرار دهيد تا با تبخير آب حاصل از جوشيدن اين گياهان در آب، هواي محيط نيز معطر ميشود.
ج) اين روزها شمعهاي معطر بسياري در شكلها و فرمهاي مختلف به بازار آمده است؛ كافي است شما شبهنگام يك يا دو عدد از آنها را در خانه روشن كنيد و هم از انرژي آتش نيرو بگيريد و هم به اين ترتيب، بوي خوشي فضاي خانه شما را دربر ميگيرد؛ البته روشن كردن عود نيز يكي ديگر از مهمترين روشهاست.
د) اگر هيچيك از راهكارهاي فوق برايتان امكانپذير نبود، از اسپريهاي خوشبوكننده هوا استفاده كنيد. فقط اسپرياي انتخاب كنيد كه عطري تند و سردردآور نداشته باشد.
اگه بگيم كنكور و گذر از اين سد بزرگ، مشكل اصلى بسيارى از جوونهاى ايرونيه، حرف پرتى نزديم. اواسط بهار كه ميشه، ارديبهشت كه از راه ميرسه، تاريخ كنكور هم نزديكتر مىشه.
اگه بگيم كنكور و گذر از اين سد بزرگ، مشكل اصلى بسيارى از جوونهاى ايرونيه، حرف پرتى نزديم. اواسط بهار كه ميشه، ارديبهشت كه از راه ميرسه، تاريخ كنكور هم نزديكتر مىشه. اونوقته كه ديگه دلهره، خواب رو آشفته مىكنه و تصوير هيولاى كنكور، جاى زيباييهاى بهار رو ميگيره و گاهى اين هيولا تا اونجا پيش مياد كه جون بسيارى از جوونها رو ميگيره...
بىخوابى، اضطراب، ترس و نگرانى. هيولايى به نام كنكور كه زندگى جوونهاى ايرانى را از سالها قبل از اين امتحان بزرگ آشفته ميكنه و حتى به جايى رسيده كه براى بچههاى دبستانى هم موضوع مطرحيه و به شكلها و عناوين ديگهاى از جمله المپيادها و مسابقات علمى مختلف سبب بروز اضطراب در كودكان شده. امروزه كمتر خانواده ايرانى پيدا مىشه كه مدرك تحصيلى براش از اهميت ويژه برخوردار نباشه.
در سالهاى اخير بخصوص مسئله تقلب در نتايج آزمون سراسرى و فروش سوالات كنكور، از موضوعات مطرح بوده. در همين سالها چه بسيار بودند افرادى كه واقعا صلاحيت ورود به دانشگاهها رو داشتن، از عهده امتحان كنكورشون هم خوب براومدند، ولى بعد از اعلام نتايج شوكه شدند. از جمله ژاله كه خاطره تلخ خودش رو اينجورى تعريف مىكنه:
”يك سال بعد از اينكه خوب خيلى تلاش كردم، براى اينكه بتونم كنكورو يه جورى رد كنم، اونسال اولين سالى بود كه مىتونستيم نتايج رو از توى كامپيوتر قبلا ببينيم، قبل از اينكه به روزنامه ها بياد، شب بود، شماره داوطلبيمو زدم، رتبه مو كه ديدم اصلا شوكه شده بودم، چون اصلا انتظار چنين رتبهاى رو نداشتم. بخاطر همين خيلى شب بدى بود. اونروز بدترين شب زندگى من بود شايد. بخاطر اينكه اصلا انتظارشو نداشتم، هنوزم كه هنوزه، هر وقت به اون روز فكر مىكنم، يه جورى تموم بدنم ميلرزه. “
با وجود اينكه انواع و اقسام مراكز آموزش عالى و دانشگاههاى غير دولتى در ايران شكل گرفته، اما بر اساس آمار، دانشگاههاى ايران حداكثر گنجايش پذيرش ۱۰ درصد شركت كنندگان در آزمون رو دارن و هرساله ۹۰ درصد از شركت كنندگان كه آمال و آرزوهاشون ورود به دانشگاهه، از ادامه راه بازمى مونند و يا سالها لقب پشت كنكورى رو دنبال مى كشند.
مسئله ديگهاى كه بايد توجه كرد اينه كه اكثرا، علايق شخصى در انتخاب رشته ناديده گرفته مىشه، چون توجه به علايق، شانس محدود قبولى در آزمون رو محدودتر مىكنه. آمار نشون ميده كه ۲ درصد از قبول شدگان دانشگاهها، از ادامه تحصيل انصراف مىدن. آنهم دقيقا به همين علت كه به رشته تحصيليشون علاقهاى ندارن، خيليهاى ديگه هم فقط براى اينكه مدركى داشته باشن به تحصيلشون ادامه مىدن.
كنكور، حالا شده صنعتى كه هر سال ميليونها تومن هزينه و ساعتها كار تحقيقاتي و علمى رو به خودش اختصاص مى ده. يكى از استاداى دانشگاه در اين مورد مىگه:
”به نظرم مياد با اين هزينه خيلى زيادى كه صرف اين به اصطلاح صنعت مى شه، اصلا مىشه هرسال يك دانشگاه جديد در ايران درست كرد. قطعا بايد راه حل تازه و متفاوتى براى ورود به دانشگاهها اتخاذ بشه، براى اينكه حوونها رو در يك سنى كه بايد با نشاط، شادابى و علاقه، حتى آموزش علم و تحصيلات هم بايد همراه با نشاط و شادى و علاقه باشه، با استرس و تنش و نگرانى و اضطراب روبرو مىكنه و اين بى ترديد اثرات زيانبارى هم به تحصيلات عالى در دانشگاهها ميذاره، هم ضربههاى سنگينى به خونوادهها ميزنه “
اكثر جوونها با شكست در كنكور، همه درها رو بسته ميبينند. احساس ناتوانى، ياس و شكست به بحرانهاى روحى و غريزى سنين جوونى اضافه شده و منجر به تنشهاى روحى و پرخاشگرى مى شه. البته بسيارى از خانوادهها هم، عدم قبولى فرزندشون در كنكور رو موجب سرشكستگى مىدونن و فرزند ناموفق در كنكور را سرزنش مى كننن و گاهى مجموع اين مشكلات سبب بروز حوادثى مىشه كه جبران ناپذيره. همونطر كه در صفحه حوادث بسيارى از روزنامهها ديده مىشه، چه بسيارند جوونهايى كه به دليل اضطراب ناشى از كنكور و فشار خانوادهها براى قبولى در اين آزمون اقدام به خودكشى مىكنن.
اما آيا به دليل ترس از اين هيولا بايد واقعا چنين بهايى رو پرداخت؟
هر چه به روز موعود و برگزاري ماراتن نفسگير كنكور نزديك مي شود ، اضطراب و استرس همه وجودش را بيشتر فرا مي گيرد . صداي پدر كه به او گفته است اگر قبول نشود بايد به خانه بخت برود ، لحظه اي از گوشش بيرون نمي رود .
هر چه به روز موعود و
برگزاري ماراتن نفسگير كنكور نزديك مي شود ،
اضطراب و
استرس همه وجودش را بيشتر فرا مي گيرد . صداي پدر كه به او گفته است اگر
قبول نشود
بايد به خانه بخت برود ، لحظه اي از گوشش بيرون نمي رود . از آن طرف
خانواده پسر
سمج همسايه كه به خواستگاري اش آمده ، هر روز پاشنه در خانه را از جا
در مي آورند و
او براي رهايي از يك ازدواج تحميلي فقط يك بهانه دارد : " مي خواهم
به دانشگاه
بروم " ...
آزمون
سراسري دانشگاهها كه از 9 تا 11 تيرماه برگزار
مي شود براي
بسياري از جوانان تداعي كننده فشار عصبي نگراني و اضطراب است هر سال
حدود 2 ميليون
نفر در آزمون سراسري دانشگاههاي دولتي شركت مي كنند كه از اين تعداد
قريب به يكصدو
پنجاه هزار نفر انتخاب شدگان نهايي خواهند بود و حدود يك ميليون و
هفتصد هزار
نفر مردود مي شوند، اين در حالي است كه تعداد كثيري در نهايت بايد خانه
نشين شده و
بسياري از روياها و آرزوهاي شيرين خود را از بين ببرند.
امسال نيز
همچون سالهاي گذشته صدها هزار داوطلب براي ورود به
دانشگاههاي
ايران در آزموني سراسري شركت مي كنند آزموني كه بيش از چند ساعت به طول
نمي انجامد
اما سايه آن ماهها و حتي سالها بر زندگي و فعاليتهاي بسياري از جوانان
ايراني و
خانواده هاي آنان سايه مي افكند
.
آزمون
سراسري دانشگاهها
در حالي به
يكي از بزرگترين رويدادهاي زندگي جوانان ايران تبديل شده است كه شمار
زيادي از دانش
آموختگان دانشگاهي در اين كشور دچار مشكل بيكاري يا كمبود امكان كار
در زمينه تخصص
خود هستند .
در حالي
كه در بسياري از كشورهاي غربي
دانشگاهها و
مراكز آموزش عالي با شگردهاي تبليغاتي خاص براي جلب دانشجو اقدام مي
كنند ، در
ايران هر سال درهاي دانشگاه به روي صدها هزار نفر جوان بسته مي ماند و
تنها عده اي
معدود اجازه ورود به دانشگاه را پيدا مي كنند
.
امروزه
ورود به
دانشگاه يكي از دغدغه هاي اصلي جوانان محسوب مي شود و اين در حالي است كه
اين معضل از
دير باز و از ابتداي دوران تحصيل همراه ما بوده است ، اما به طور حتم
آنچه كه امروز
جوانان را به ادامه تحصيل وادار مي كند از يكسو فشار والدين و از سوي
ديگر گرفتن
مدركي دهان پر كن است
.
كنكور يكي
از معضلات جامعه امروز
ماست كه با
نزديك شدن به زمان برگزاري آن ، اين معضل بيش از پيش خود نمايي مي كند
كنكور براي
همه ما واژه اي آشناست ، همه كساني كه در اين آزمون نفسگير شركت كرده
اند ، به هيچ
وجه آن روز را فراموش نمي كنند.
كنكور
امروزه
به عنوان يك
منبع اضطراب زا تلقي مي شود و فشارهاي رواني كه جامعه ، خانواده و و
محيط به دانش
آموزان وارد مي كند مانع از اين مي شود كه جوان تمام قواي خود را براي
رسيدن به
موفقيت به كار گيرد.
افزايش
چشمگير متقاضيان طي چند سال
اخير نشان مي
دهد كه اكثر جوانان تامين آينده خود و داشتن زندگي ايده آل را تنها در
گروي ادامه
تحصيل در دانشگاه مي دانند و اكثر آنان با اين نوع طرز فكر اقدام به
شركت در كنكور
مي كنند.
با وجود
اينكه بارها از سوي مسوولان و
روانشناسان
اعلام شده است 40 درصد جوانان دچار سطوحي از افسردگي هستند كه علت عمده
آن نيز كنكور
محسوب مي شود اما كماكان والدين كه نقش مهمي در از بين رفتن استرس و
اضطراب در
جوانان را دارند از فشارهاي خود مبني بر قبولي فرزند خود در كنكور دست بر
دار نيستند و
نسبت به اثرات نامطلوب رفتار خود بي اعتنا هستند.
وي
تصريح مي كند
: دانش آموزان بايد برخي از مسائل روحي و رواني همچون اضطراب و
افسردگي را
بشناسند تا بتوانند با آنها مقابله كنند زيرا اين موارد در صورتي كه
شديد باشد
مانع عملكرد طبيعي و مثبت آنان خواهد شد
.
يك
روانشناس در
گفتگو با
خبرنگار اجتماعي خبرگزاري مهر در خصوص استرس و اضطراب ناشي از كنكور مي
گويد : مدارس
در اين رقابت شكننده و خرد كننده مرتبا به حجم مطالب آموختني اضافه مي
كنند تا به
خواست خانواده ها پاسخ دهند در حالي كه به طور حتم حجم مطالب درسي مي
تواند تاثير
منفي بر يادگيري و موفقيت دانش آموزان به خصوص براي شركت در آزمون
كنكور وارد
كند .
دكتر
مسعود جان بزرگي در ادامه مي
گويد : اضطراب
و نگراني در امتحان كنكور تا حدودي نوعي واكنش طبيعي تلقي مي شود و
اين حالتي است
كه اكثر قشر جوان كه خود را براي امتحان كنكور آماده مي كنند با آن
مواجه هستند و
حتي از بين بردن چنين حالتي در برخي افراد تا حدودي غير ممكن است
.
وي ادامه
مي دهد : متاسفانه اكثر جوانان با اين تصور كه صد درصد
سووالات را
بايد پاسخ دهند به سرجلسه امتحان مي روند در حالي كه اين امر به نوعي
ايجاد اضطراب
شديد در فرد مي كند
.
مشكلات
روحي و رواني داوطلبان
كنكور را
تهديد مي كند
يك
روانشناس ديگر نيز در اين خصوص با اشاره
به اينكه عدم
پذيرفته شدن در كنكور نشانه بي استعداد بودن وهمچنين كم مطالعه كردن
دانش آموزان
نيست ، مي گويد : هر ساله تعداد زيادي از دانش آموزان وجوانان دركنكور
هاي مختلف
شركت مي كنند كه قطعا به دليل ظرفيت كم پذيرش تمام آنها نمي توانند قبول
شوند وتنها 10
تا 15 درصد داوطلبان پذيرفته مي شوند.
دكترعلي
ميرزا
بيگي مي
افزايد : كنكور يك رقابت تنگاتنگ بين داوطلبان است وتنها يك دهم درصد نيز
مي تواند در
قبولي شركت كنندگان موثر باشد و داوطلبان بايد اين احتمال را داده
وآمادگي ذهني
داشته باشند كه ممكن در كنكور پذيرفته نشوند در اين صورت راحت تر با
واقعيت روبرو
خواهند شد.
اين
روانشناس تاكيد مي كند : از آنجا كه
افرادي كه
مجاز به ورود به دانشگاه نمي شوند ، با سرزنشهاي والدين خود نيز روبرو
هستند، طبيعتا
دچار مشكلات و چالشهايي شده و با انواعي از اضطرابها و فشارهاي
اجتماعي و
خانوادگي روبرو خواهند شد وبراساس آمارهاي ارايه شده هرساله تعداد زيادي
از قبول
نشدگان در دانشگاهها براثر بحرانهاي روحي ايجاد شده به كلينيك هاي مشاوره
مراجعه مي
كنند.
ميرزا
بيگي به نقش موثر والدين در اين زمينه اشاره
مي كند و مي
افزايد :فرد پذيرفته نشده در كنكور خود به اندازه كافي دچار ناراحتي
وافسردگي است
بنابراين والدين نبايد با سرزنش و تحقيرهاي خود اين ناراحتي ها را دو
چندان كنند
وتنها با دادن اميد به آينده و ايجاد محيط گرم وصميمي مي توانند از
ناراحتي آنها
بكاهند.
والدين
محيطي آرام براي فرزندان خود فراهم
كنند
معاون
اجرايي سازمان سنجش آموزش كشور نيز با توجه به زمان
كوتاهي كه به
روز برگزاري كنكور باقي است از خانواده ها مي خواهد كه محيط امن
وآرامي در
خانه ايجاد كنند وازاقداماتي كه ايجاد اضطراب ونگراني و ايجاد استرس در
داوطلبان مي
كند بپرهيزند.
دكتر حسين
توكلي مي افزايد : درفرصت باقي
مانده به
داوطلبان توصيه مي شود به خدا توكل كرده ودرسهايي كه مطالعه كرده اند را
مجدد مرور
نمايند ودر مدت زمان محدودي كه به روز آموزن باقي است ، نبايد مطالعه درس
جديدي را آغاز
كنند چراكه در يادگيري آنها اختلال ايجاد مي
كند.
وي مي
گويد : سووالات امتحاني دقيقا از كتب
درسي كه در
دفتر چه راهنماي آزمون آمده طراحي مي شود و داوطلبان نبايد نگران نوع
سئوالات
طرح شده باشند
.
توكلي
ادامه مي دهد : داوطلبان با در نظر
گرفتن وقتي
مشخص ، تستهاي سال گذشته را مرور وپاسخ دهند ودر آخر نيز سووالات را
تصحيح كرده در
اين صورت اشكالات آنها معلوم مي شود و مي توانند در رفع آنها تلاش
كنند.
معاون
اجرايي سازمان سنجش آموزش كشور در پايان خاطر نشان كرد
: داوطلبان
سعي كنند آرامش خود را حفظ كرده و اضطراب نداشته باشند وبه مسايل وشايعه
هايي كه در
بيرون در مورد كنكور وجود دارد توجه نكنند وبدانند كه به اندازه تلاش
وزحمت خود
نتيجه مي گيرند ، ضمن آنكه كنكور پايان راه نيست و رسيدن به باغ خوشبختي
درهاي فراوان
ديگري هم دارد
سالها پيش «جاسوسين» جامعهشناس آمريكايي نوشت: در اين كشور (ايالات متحده آمريكا) يك موج هيستريك (رفتار نا آگاهانه) به وجود آمده كه همه دانشآموزان بايد به هر شكلي كه شده است وارد دانشگاه شوند، بدون در نظر گرفتن اين نكته كه استعداد، توان و علاقه به تحصيل در دانشگاه را داشته يا نداشته باشند. چنين عقيده و انديشهاي باعث ميشود كه بسياري از اين نوجوانان، بعدها تاوان و جريمة خودخواهي پدر و مادرشان را به بهاي از دست دادن سلامت جسم و روان خود بپردازند و در نتيجه به عدهاي تحصيل كردة بي سواد، سرگشته و انگيزه از كف داده مبدل شوند. اين جامعهشناس درادامه متذكر ميشود كه چرا ما استعدادها و علاقههاي جوانان خود را محك نميزنيم.؟
براي ورود به دانشگاه و تحصيل در يك رشته، عواملي را بايد در نظر گرفت، برخي از اين عوامل عبارتند از:
1-
ميزان هوش فرد كه
بايد حداقل بين 110 تا 115 باشد.
2- انگيزه
جوان براي تحصيل
3- تناسب رشته
تحصيل با علاقة فرد
4- امكانات
مادي
متناسب با
ادامه تحصيل در آن رشته.
5- شخصيت فرد
بايد متناسب با زير و بم ما و
مشكلات تحصيل
در دانشگاه مورد نظر باشد.
علاوه برعوامل ياد شده، دهها شرط فرعي ديگر نيز وجود دارد كه در صورت رعايت نكردن آنها، متناوباً بازهم شاهد ظهور همان تحصيل كردههاي بي سواد خواهيم بود.
بياييد سادهتر صحبت كنيم. ما بهطور روزمره با پدر و مادرهايي روبه رو ميشويم كه ميخواهند با زور معلم خصوصي، ارفاق و پارتيبازي و ... كودكي را كه ضريب هوشي او در حد مرزي (100-90) است از سد تحصيلات دبيرستاني گذرانده و با زورو اصرار، او را وارد دانشگاه كنند. در حقيقت اين كودك، قربانيِ زياده خواهي پدر و مادر خود ميشود، در حالي كه اگر اين پدر و مادرها، با يك ديدگاه واقع گرايانه با توان واستعداد فرزند خود رو به رو ميشدند، ميتوانستند ازاو يك نجار، يك كارگر چاپخانه يا كاسب خوب و قابل پيشرفت بسازند كه در اين صورت نه تنها اين فرزند احساس خوشبختي ميكرد، بلكه خيلي بيشتر به درد جامعه خود ميخورد. متأسفانه در چنين موارد خاصي به نظريه مراكز خصوصي توان سنجي هوش برميخوريم كه بدون هيچ گونه مدرك مستند و علمي، چنين افراد متوسط و يا ضعيفي را صاحب استعداد درخشان جلوه داده و به والدين آنها ميقبولانند كه ديگران اشتباه كرده و فرزندشان بدون ترديد، شايستگي ورود به دانشگاه را دارد. جاي پرسش است كه چرا هنوز اين انديشه و تفكر در اجتماع ما جا نيفتاده است كه بايد يك تكنسين با تجربه، به اندازه يك استاد دانشگاه قابل احترام باشد و يا يك گروهبان كاردان و كار آمد كه در بخش اسلحه شناسي، استادي تمام عيار شده و با چشمان بسته قادر به باز كردن و بستن انواع اسلحه است، به همان اندازه قابل احترام باشد كه يك امير ارتش، از چنين شأن و احترامي در جامعه برخوردار است؟
درنتيجه همين نوع تفكر نادرست است كه ما انسانها سعي ميكنيم به هر قيمت ممكن، فرزند خود را راهي دانشگاه نماييم، و به نتيجه آن هر چه كه ميخواهد باشد. كاري نخواهيم داشت. نميخواهيم راجع به توان فرد و زمينههاي شخصيتي افراد درنسبت با رشتهاي كه انتخاب ميكنند صحبت كنيم وگرنه بيجا نبود از اين مثال استفاده ميكرديم كه، چگونه شخصي كه قادر به ديدن خون و بخيه شدن دست بريده نيست، ميتواند به يك جراح تمام عيار بدل شود؟ اما به فرض، تمام اين شرايط رعايت شد و شخص بهطور واقعي، استعداد و توان ورود به يك رشته دانشگاهي را داشت، ولي اين فرد ذاتاً يك انسان مضطربي بود كه در تمام مدت تحصيل از تجسم كردن جلسة امتحان، سخت دچار دلهره ميشود، بغض ميكند و غروبهاي روز جمعه و صبحهاي شنبه هميشه برايش يك غول ميباشد و يا اين فرد از آن گروه كودكان شكنندهاي بود كه اگر آموزگار برسرشاگرد بغل دستي او داد ميزده، اين كودك بغض ميكرده و دچار ترس از مدرسه ميگرديده؛ يعني دچار شاخصترين و شايعترين نوع اختلال اضطرابي بوده است، حالا اين دختر يا پسر در انتظار جلسة كنكور است؛ يعني غول بيشاخ و دمي كه تمام سرنوشت و آينده او را رقم خواهد زد. دراين شرايط شبها خوابش نميَبرد، دچار حالت تهوع، و سردرد ميشود و به طور مكرر به دوستان خود تلفن ميزند و سؤال ميكند كه چه تستهايي را بخوانم و از چه ديسكتها و نوار آموزشي استفاده كنم كه احتمال موفقيتم را بالا ببرد. اين شخص اگر احياناً گير دوستان ناقلا بيفتد وي را به اين گونه اذيت ميكنند:
«هر چه خواندهاي بيارزش و مفت بوده و اگر ازفلان كلاس كنكور يا فلان كانون استفاده نكني محال است كه در كنكور قبول شوي.» تجسم حال اين جوان، غير ممكن نيست و به قول معروف، او كه نزده ميرقصد، حالا ديگران دايره و تنبك هم ميزنند. از سويي ديگر، اضطراب به جز جنبه ذاتي و ژنتيك خود در درون محيط خانواده كسب ميشود. يك مادر مضطرب، كمال طلب و داراي دلشوره، كه با يك زمين خوردن كودك نو پاي خود و يا تب كردن او دست و پاي خود را گم ميكند، چطور ميتواند الگوي مقاومت،صبر و خونسردي براي كودك خود باشد.
پس از توضيحات فوق، براي پاسخ به اين پرسش كه چطور با اضطراب فرزندان خود در زمان كنكور روبه رو شده و مقابله كنيم به پيشگيريهاي بهداشت روان اشاره مينماييم:
1-
وظيفه پدر و مادرها
آن است كه از همان سالهاي
نخستين، به
فرزندان خود
بياموزند كه دبستان جاي خوبي است كه در آن مكان، انسان درست ميخواند،
دوستان جديد
پيدا ميكند
و وارد دنياي تازهاي
ميشود
كه خيلي خيلي بهتر از خانه و
بودن در كنار
پدر و مادر است. اين مسأله ممكن نميشود
مگر آن كه پدر و مادرها
بياموزند، ياد
بگيرند و به اين حقيقت پي ببرند كه مهد كودك و آمادگي، به همان
اندازه دبستان
داراي اهميت و اعتبار است.
ثابت شده است
كودكاني كه اين مراحل را
پشت سرهم سپري
ميكنند
بسيار اجتماعيتر
و موفقتر از سايرين بوده و همچنين كمتر از
ديگران دچار
اضطراب ميشوند
تا آنجا، كه سپردن كودكان زير يك سال به مهد كودك،
كوچكترين لطمه
شخصيتي و رفتاري را در پي نخواهد داشت.
2- نبايد از
كودكان
موجوداتي
قالبي بسازند كه نهايت موفقيت را در شاگرد اول شدن بدانند، بلكه بايد از
همان ابتداي
كودكي به ايشان بياموزند كه از تو تلاش و پشتكار ميخواهيم
و اگر هم
نمره كم آوردي
شرمنده نشو، ولي سعي كن كه در دفعات بعد اشتباهات خود را جبران كني.
3- به آنان
بياموزند كه افراد موفق كساني نيستند كه بيش از سايرين درس
ميخوانند
بلكه آنان كه كمتر از ديگران ولي عميقتر درس خوانده و سعي در رفع
اشتباهات
گذشته دارند پيروزترند
و به آنها بگويند كه در جلسة كنكور هيچ كس از وي
سوال نميكند
چند بار فلان جزوه را خواندهاي؟
بلكه معناي كنكور اين است كه فرد به
چه ميزان،
متوجه مطالب آن جزوه شده است. بسياري از جوانان كنكوري بر اين باورند كه
اگر بيست بار
يك جزوه خاص را بخوانند بدون شك موفق ميشوند
و اگر كمتر بخوانند هرگز
موفق نخواهند
شد. اين يك باور نادرست است كه در رفع آن بايد به آنان كمك كرد.
4- اگر
اينگونه افراد در جلسات پيش آزمون كنكور شركت ميكنند
به آنان بياموزيد
كه بلافاصله
پس از ختم جلسه، يك مداد و كاغذ بردارد و نتايج ضعف خود را در
زمينههايي
از قبيل: درك مفاهيم رياضي، مقايسه ضعف در درك پاراگرفهاي
طولاني، ضعف
درسريع نوشتن،
ناتواني در رعايت يا تقسيم وقت در آزمونهاي
طولاني كه حاوي 150 تا
200 تست چهار
جوابي به مدت 2 ساعت است يادداشت كنند. به جوان كنكوري بگوييد فردا
خيلي دير است،
پس همين امروز نقاط ضعف خود را يادداشت كن، وگرنه فردا يادت ميرود
كه اشكالهايت
چه بوده است.
5- به او
بگوييد با ديگران مشورت كن كه چه نوع
جزوهاي
ميخوانند
و از چه نوارهاي درسي استفاده ميكنند
و يا چه كلاسهاي
خاصي را
ميگذرانند،
اما تصميم گيرنده نهايي خودت هستي، هيچ وقت با طناب ديگران ته چاه نرو
و به اشتهاي
ديگران غذا نخور. اگر متن درسي را خوب و درست درك كني و بفهمي، ارزش آن
معادل هزار
تست چهار جوابي است و در مقابل اگر او هزار تست بزني نميتواند
جاي
درسهايي را
كه عميق فهميدهاي
را بگيرد.
6- باورهاي
مذهبي وي را تقويت كنيد و
به وي قوت قلب
بدهيد و بگوييد كه خداوند از نيت خوب او با خبر است و حامي و حافظ وي
خواهد بود.
اگر خود شما(پدر. مادر. نزديكان و دوستان ) همگي نگران آينده و سرنوشت
وي هستيد به
گونهاي
رفتار كنيد كه به او آرامش بدهيد و يك قيافه خونسرد به خود
بگيريد؛ توجه
داشته باشيد كه يك انسان مضطرب، هيچ گاه نميتواند
به ديگران آرامش
خاطر بدهد.
حال به تعريف اضطراب
ميپردازيم
و پاسخ به اين پرسش كه آيا اين
مقداري استرس
و اضطراب در زندگي تحصيلي و شغلي خوب است يا خير؟
اضطراب گرچه
كلمة نگران
كنندهاي
است، اما وجود آن در حد معقول و متعادل، خوب است؛ منظور، آن
حدي است كه به
طور مثال اگر از كتاب دور شويد، احساس كنيد وقتتان تلف ميشود
و در
نتيجه زود به
سراغ درسهايتان
برويد اما اگر اين اضطراب موجب شود كه وقتي درسي را
ميخوانيد،
دائماً به فكر نتيجة كار باشيد كه چه خواهد شد و با خود بگوييد كه اگر
قبول شوم يا
قبول نشوم چه ميشود،
اين اضطراب منفي است و اگر به آن دچار هستيد،
بايد با واقعبيني
از آن اجتناب كنيد. سعي كنيد در زمان باقيمانده، فقط به خود
درسها
و به نفس علم آنها بپردازيد و فقط به آن بينديشيد. درجلسة آزمون نيز
همينطور
عمل كنيد. براي ارزيابي نتيجه، سپس از امتحان و سپس از دريافت كارنامه
خوب، فرصت
كافي داريد.
درس را به خاطر خود درس و به خاطر آموختن بخوانيد، نه اينكه هر مبحثي را كه مطالعه ميكنيد با خود حساب كنيد با دانستن اين مبحث چند درصد به نمرهام اضافه ميشود. در ادامه بايد گفت: وجود ميزان معيني از اضطراب در زندگي امروزي طبيعي است و در واقع، غالباً استرس به ما انرژي و انگيزه مورد نياز براي مقابله با چالشهاي روزمره را ميدهد. اين نوع استرس به ما كمك ميكند كه در يك رقابت، خودمان را در سطح بالاتري نشان دهيم و به اهدافمان دست يابيم.
در اينجا ميخواهيم اضطراب در زمان قبل و بعد از كنكور را بررسي كنيم.
علائم زير ميتواند ناشي از اضطراب باشد:
1-
تپش قلب، نفس تنگي،
حالت تهوع، بيقراري،
احساس ضعف، بيحالي
و
سستي، عرق
سرد، دل پيچه دل درد، تكرار ادرار، سرگيجه، حواس پرتي و...
2- اضطراب
در جلسه كنكور
و يا هر امتحاني باعث ميگردد
كه علاوه برعلائم فوق، حافظه و تمركز
ذهن به هم
ريخته و يادآوري
آنچه را كه ياد گرفتهايد
دچار مشكل شده و حالت فراموشي
به شما دست
دهد.
3- اگر احساس
ميكنيد
كه اضطراب كنكور داريد هر چه زودتر به
پزشك مراجعه
كنيد تا از بروز حالتهاي
فوق پيشگيري كنيد، مطمئن باشيد كه بامختصري
دارو، آرامش
لازم را به دست خواهيد آورد.
4- هيچگاه
فراموش نكنيد كه شما نهايت
سعي و تلاش
خود را كردهايد
و در حد لازم و با به كارگيري تواناييهايي
كه
داشتهايد
به درس خواندن پرداختهايد.
لذا، بيشتر از اين به خودتان فشار نياوريد.
5- به تغذيه،
خواب و استراحت خود بيشتر توجه كنيد. در 24 ساعت 6 تا 7 ساعت را
خوب بخوابيد و
توجه داشته باشيد كه مغز شما به استراحت نياز دارد.
6- نگراني
شما هيچ
تأثيري در نتيجة كنكور ندارد، بلكه باعث ميگردد
كه اضطراب شما شدت يابد كه
اين مسأله در
نتيجه كنكور، اثر منفي ميگذارد.
7- چند روز
مانده به كنكور را،
به استراحت،
گردش، تفريح ، ورزش و آنچه كه شما را آرام و خوشحال ميسازد
بپردازيد.
در جلسة كنكور و در پاسخ به سوالات بهتر است موارد زير را رعايت كنيد:
الف: سعي كنيد آرامش
خود را حفظ كنيد و اگر پاسخ سؤالي را
نميدانيد
به آن اهميت ندهيد بلكه به سؤالات بعدي بپردازيد.
ب: ابتدا به
سؤالات
سادهاي
كه وقت كمتري ميگيرد
پاسخ دهيد.
ج: در مرحله
دوم، به سؤالاتي كه
نسبتاً سخت
است و نياز به كمي فكر كردن دارد پاسخ دهيد.
د: دروقت باقي
مانده به
سؤالاتي كه
سخت و مشكل ميباشند
بپردازيد.
ه: هيچگاه وقت
خود را صرف سؤالاتي كه
نخواندهايد
و يا نميدانيد
نكنيد.
و: بدانيد كه
درپايان جلسة كنكور، ذهن شما
و فكر و حافظه
شما خسته شده است. بنابراين به پاسخهايي
كه دادهايد
شك نكنيد و
آنها را دست
كاري نكنيد. مطمئن باشيد جوابهايي كه دادهايد
صحيح و درست است.
ز: تنظيم وقت
را با تعداد سؤالات فراموش نكنيد.
بعد از كنكور:
1-
توجه داشته باشيد كه
كنكور پايان يافته و
نگراني و
اضطراب شما در نتيجه كنكور، هيچ تأثيري نخواهد داشت. در انتظار نتيجه
كنكور، زندگي
را به خود سخت نگيريد.
2- سعي كنيد
تنها نمانيد، بلكه به كارهاي
عقب مانده،
معاشرت با افراد خانواده، گردش، ورزش، و تفريح و ... بپردازيد.
3- اين را
بدانيد كه خوب زندگي كردن و خوشبخت بودن، حتماً درگرو قبولي و ورود به
دانشگاه نيست.
4- اگر اولين
سالي است كه كنكور ميدهيد
و قبول نشديد، ميتوانيد
يك سال ديگر
را صرف درس خواندن كنيد.
5- اگر دومين
سالي است كه كنكور ميدهيد
و
قبول نشدهايد،
بيشتر ازاين وقت خود را هدر ندهيد
6- راه
هاي ديگري را
براي
زندگي كردن
انتخاب كنيد و هرگز بيكار نمانيد.
7- تاسف
خوردن، گريه كردن، غمگين
بودن، اضطراب،
گوشه نشيني، پرخاشگري، عصبانيت و ... هيچ تغييري درنتيجه كنكور به
وجود نخواهد
آورد. سعي كنيد در روند زندگي خود، اين واقعيت و بسياري از واقعيتهاي
تلخ و ناكاميهاي
ديگر را و آنچه را كه برخلاف ميل و خواسته شما است بپذيريد.
منايع :
.1- روزنامه تهران امروز
2- پيك سنجش
نشاني اينترنتي: http://www.irdanesh.com/article79.html
3- سايت مشاور خانواده
نشاني اينترنتي: http://moshaverehh.blogfa.com/
4- همشهري آنلاين نشاني اينترنتي: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=37211
5- انجمن علمي و آموزشي مدرسين آموزش خانواده ي شهر تهران
6- وبلاگ گروه هاي آموزشي ابتدايي بيرجند
7- بيژن علي پور، غلبه بر اضطراب
8- روان شناسي مرضي
،دکتردادستان
9- مجله فصل نامه روان شناسي شماره 1
10- خبرگزاري مهر
11- روزنامه جمهوري اسلامي 21/03/1386 صفحه مقالات نويسنده وحيد خليلي اردلي