اعتياد به مواد مخدر
تعاريف اعتياد
□ اعتياد يعني خوگرفتن و وابسته شدن جسمي، رواني و عصبي فرد به مواد مخدر كه ترك يا فرار از آن ناممكن و يا بسيار مشكل است.
□ اعتياد يعني مصرف نابجا و مكرر مواد مخدر كه موجب وابستگي به آنها ميشود. اين وابستگي بدني و رواني است، ترك مصرف مواد افيوني مشكلات و محروميت هاي بدني و رواني را در پي خواهد داشت ( از مقاله دكتر سيد حسين فخر ).
□ اعتياد عبارتست از وابستگي به عوامل يا موادي كه تكرار مصرف آنها با كم و كيف مشخص و درمان معين از ديدگاه معتاد ضروري مينمايد. ( از مقاله دكتر احمد حسني ).
□ اعتياد يك بيماري رواني، اجتماعي، اقتصادي است كه بر اثر فعل و انفعال تدريجي بين بدن انسان و مواد شيميائي تحت تأثير يك سلسله شرايط و اوضاع و احوال خاص رواني، اقتصادي، اجتماعي و سنتي به وجود ميآيد. ( از تحقيق خانم دكتر ربابه شيخالاسلام )
□ از نظر فارماكولوژي اعتياد عبارت است از حالت مقاومت اكتسابي كه در نتيجه استعمال متمادي دارو در بدن حاصل ميشود به قسمي كه استعمال مكرر دارو موجب كاسته شدن اثرات تدريجي ميگردد و پس از مدتي شخص ميتواند مقادير سمي دارو را در بدن بدون ناراحتي تحمل كند و در صورتي كه دارو به بدن نرسد اختلالات جسمي و رواني موسوم به سندروم محروميت بروز ميكند. در سال 1950 سازمان جهاني بهداشت تعريف زير را براي اعتياد ارائه دادند:
□ اعتياد داروئي حالتي است كه در اثر مصرف دورهاي يا مداوم يك ماده شيميائي ( طبيعي يا مصنوعي ) كه براي انسان يا جامعه مضر باشد ايجاد ميگردد و ويژگيهاي آن به قرار زير است: 1- اشتياق يا نياز اجباري به استفاده مداوم آن ماده و ظهور رفتاري اجباري براي پيدا كردن آن به هر وسيله. 2- تمايل به افزودن به مقدار مصرف به مرور زمان. 3- پيدا شدن وابستگيهاي جسمي و رواني براثر استفاده از آن ماده.
اين كميته براي استفاده مداوم يا دورهاي مواد شيميائي كه براي فرد و جامعه مضر نبوده و نيز حالت ايجاد شده توسط آن خصوصيات بالا را نداشته باشد واژه عادت داروئي را در نظر گرفت. ولي به مرور زمان مشخص گرديد كه تعاريف خصوصاً براي عادت داروئي نارسا هستند و به همين دليل در سال 1957 ميلادي تعاريف توسط كميته كارشناسان سازمان جهاني بهداشت مجدداً به اين صورت تصحيح گرديد كه وابستگي رواني به يك دارو “بدون پديده محروميت” را عادت و وابستگي رواني و جسمي “همراه با پديده محروميت” را اعتياد ناميدهاند. اما تعاريف فوق نيز با شروع مصرف داروهائي از قبيل ال . اس . دي و آمفتامينها نارسا شدند. چون مصرف آمفتامين براي گروهي موجب افزايش فعاليتهاي روزانه ميگشت و براي گروهي حمله جنون ايجاد ميكرد به همين جهت در سال 1964 كميته مزبور اصطلاح وابستگي داروئي را Drug Dependence براي هر دو حالت فوق انتخاب كرد و چنين استدلال نمود كه يك بيمار ممكن است نسبت به داروي خاص وابستگي رواني پيدا كند، در حالي كه بيمار ديگر نسبت به همين دارو، علاوه بر وابستگي رواني از لحاظ جسماني نيز وابسته شود. كميته مزبور وابستگي داروئي را حالتي ناشي از استعمال مكرر يك دارو به طور دورهاي يا مداوم ميداند، كه خصوصيات آن بسته به ماده مورد استفاده متغير است و به هيم دليل ذكر شده است كه نام شيميائي مورد بحث در جلو عبارت “وابستگي داروئي” قيد گردد. به هر حال با توجه به اينكه در كشور ما واژه اعتياد از همه جهت قابل درك عموم ميباشد در اين سايت از كلمه اعتياد بيشتر استفاده شده است. با توجه به تعاريف فوق در رابطه با اعتياد مشخصاً در چند مقوله با يكديگر شريكند و آن اينكه:
1- وابستگي شديد وجود دارد.
2- وابستگي جسمي و رواني است.
3- قطع اين وابستگي مشكلاتي را به همراه دارد.
بيان اهميت موضوع اعتياد
در بررسي تاريخ، بشري را نمي توان يافت كه با مسائل مربوط به مواد مخدر دست به گريبان نبوده و شايد بتوان گفت مواد مخدر همزاد با بشر در اين جهان يافت شده و تا زماني كه انسان در اين عرصه وجود دارد آن نيز پا بر جاست. مسائل مربوط به مواد مخدر تازگي نداشته و اثرات آن نيز همواره در سرنوشت ملتها و اقوام قابل جستجو است. در كتب تاريخي ايران و حتي در كتاب قانون ابن سينا از اثرات اين مواد نامبرده شده است. اما بيشتر گزارشات در مورد مواد مخدرمربوط به زمان صفويه و سپس قاجاريه تا عصر كنوني است همراه با فراز و نشيبهاي اين دوران كه اشاعه مصرف مواد افيوني مورد توجه بوده است. قوانين يكصد ساله در مورد محدود نمودن مصرف مواد نيز يافت ميشود.
در زمان ما مسئله مواد مخدر شكل مخاطره آميز و كاملا پيچيده اي به خود گرفته و در عين حال گسترش جهاني يافته است. اعتياد به مواد مخدر علاوه بر زيانهاي جدي و خطرناك جسمي از قبيل ابتلا به بيماريهاي عفوني واگيردار همچون ايدز - هپاتيت - سل- عوارض و مشكلات عديده اجتماعي و اقتصادي ازقبيل افزايش جرمهاي مرتبط با مواد مخدر همچون جنايت و سرقت، فقر و تكدي گري و هدر رفتن سرمايه هاي كلان مادي كشورها را بدنبال داشته است. كشور ما داراي جمعيتي جوان است. بيش از 50%جمعيت كشور درسنين زير 20 سال بوده و 62% از اين جمعيت در شهرها ساكن بوده و از هر چهار نفر ايراني يك نفر در معرض مهاجرت قرار دارد. موقعيت استراتژيك ايران و قرارگيري آن در كنار كشورهايي همچون افغانستان و پاكستان كه جزو توليد كنندگان عمده مواد مخدر بوده و از طرفي ما يك مسئله ترانزيت و عبور مواد مخدر به جهت ويژگيهاي خاص منطقه اي از كشور ما يك مسير مناسب جهت قاچاق مواد مخدرفراهم ساخته و هم بازار مصرف داخلي آن كه رشد روز افزوني داشته است.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي عليرغم تلاش بي وقفه نظام مقدس اسلامي كشورمان و تقديم بيش از 2700 نفر شهيد از نيروهاي نظامي و انتظامي اين روند رو به رشده بوده است در نتيجه آمار معتادين و نيز عوارض ناشي از اعتياد افراد افزايش داشته است. برآوردهاي رسمي اوليه و ساده از تعداد معتادين و سوء مصرف كنندگان مواد مخدر رقمي حدود 2ميليون نفر را ذكر مينمايد و با در نظر گرفتن حداقل يك خانواده 5 نفري مرتبط با اين افراد به رقمي حدود 10ميليون نفر انسان كه در ارتباط نزديك با معضلات و مشكلات ناشي از آن ميباشند دست مي يابيم. محبوسين زندانهاي كشور در سال 77معادل 16.775نفر بوده كه قريب به 60% آنان مرتبط با مواد مخدرو اعتياد بوده اند.
بر اين اساس در ايران به ازاي هر 100 هزار نفر ايراني 260 نفر در زندان به سر ميبرند و به عبارت دقيق تر به ازاي هر 400 نفر ايراني يك نفر در زندان ميباشد. در 20 سال گذشته قريب 836/53./1 كيلوگرم انواع مواد مخدركشف و ضبط گرديده است در اين سالها نزديك به 381812 نفر قاچاقچي و699557 نفر معتاد شناسايي و دستگير شده اند قريب 25652 نفر معتاد از سال 62 لغايت 77 درمراكز باز پروري كشور پذيرش شده اند كه اين تنها بخشي از آمارهاي واقعي نشان دهنده وضعيت بغرنج و نگران كننده از انسانهاي اين جامعه است كه به ورطه اعتياد كشيده شده اند. اعتياد به عنوان يك آسيب ومعضل اجتماعي بهداشتي اقتصادي و فرهنگي با پيچيدگيهاي خاص خود حاكميت ملي امنيت و استقلال كشور ما را تحت تاثير قرار داده است با توجه به مسائل جنبي آن ميتوان ادعا نمود كه ارزشهاي انساني و اسلامي و نيز هويت ملي ما در معرض خطر و آسيب اين آفت بزرگ قرار گرفته است. توجه به آمارها نشانگر رشد روزافزون معتادين در اجتماع رو به قوت ما دارد. اين موضوع كه قشر جوان جامعه بيشتر در معرض آسيب و آماج اعتياد مي باشند وظيفه همگان را در موضع تقابل با اين مشكل خطيرتر مي سازد. براستي وظيفه ما افراد اين جامعه درقبال اين ديو بدسيرت چيست؟ خانواده هاي ماو والدين ما چه وظيفه و مسئوليتي را بر عهده دارند ؟ دستگاههاي تعليم و تربيت ما چطور ؟آيا مشكل اعتياد با زدن و بستن و به زندان انداختن و يا اعدام كردن قابل حل است؟ و يا اينكه عزم ملي و جزم تك تك افراد اين جامعه در هر لباس و در هر مكان و هر زمان را مي طلبد، براستي كدام يك چاره كار است ؟
· َمواد مخدر
مواد
مخدر چيست ؟
انواع
فرآورده هاى گیاهان خشخاش، شاهدانه، كوكا و تركیبات شیمیایى مشابه كه مصرف آنها
موجب اعتیاد می گردد.
را مواد مخدر
مي گويند .
مواد
سستى زا
موادى
هستند كه مصرف آن بر روى سلسله اعصاب مصرف كننده اثر گذاشته و در نتیجه فعالیت
فكرى و بدنى او را سست نماید. این مواد به دو دسته تقسیم میشوند :
-
طبیعى ، مانند :
استحصالات گیاه خشخاش، تریاك، شیره تریاك، مرفین
- مصنوعى ، مانند : هروئین، متادون، نرمتادون،
پاپاورین، پتیدین، انواع و اقسام قرص هاى مسكن و آرام بخش
مواد
توهم زا
با
مصرف این مواد فرد دچار اوهام حسى و بصرى می شود.
این مواد را هالوسینوژن می گویند كه شامل:
-
طبیعى
،
مانند : استحصالات گیاه شاهدانه،حشیش، بنگ، ماریجوانا، گراس، چرس؛ مسكالین، جو
سیاه آفت زده، برخى از قارچهاى حاوى مواد توهم زا، دانه هاى نوعى نیلوفر وحشی
- مصنوعی ، مانند : ال.اس.دی(L.S.D)
، دی متیل تریپتامین (D.M.T)
، دی اتیل تریپتامین (D.E.T)
مواد
توان افزا
مصرف آن
بر روى سلسله اعصاب تأثیر گذاشته و در نتیجه فعالیت فكرى و بدنى مصرف كننده بیشتر
و باعث هیجان می شود. این مواد به دو دسته تقسیم می شوند كه عبارتند از :
- طبیعی
، مانند : برگ كوكا، كوكائین، كراك، برگ و ساقه برخى درختان مثل خات و كراتم و ناس
- مصنوعی
، مانند : آمفتامین، متیل آمفتامین، تركیبات آمفتامینها
عوامل مؤثر در گرایش به مواد مخدر
1 ـ عوامل فردى :
حتى اگر همه عوامل
بوجود آورنده اعتیاد نیز مهیا باشد، باز در نهایت خود
فرد براى مصرف مواد تصمیم میگیرد. ضعف ایمان
و اخلاق، كنجكاوی، تمتع، معاشرت با دوستان ناباب و نداشتن اعتماد به نفس و ... از
عوامل فردى گریش افراد به مصرف مواد می باشند.
دستیابى به هیجانات دوره جوانی، تقلید از دوستان، خارج شدن از فشارهاى عصبى و
روانی، فرار از مشكلات زندگی، غرور، كنجكاوی، مسائل جنسى و شكستهاى اجتماعی، همه
از انگیزه هاى مصرف مواد اعتیادآور در بین افراد جامعه بویژه جوانان محسوب می
گردد. بنابر این براى اینكه افراد بتوانند در مواقع خطر خود را از چنگ اعتیاد دور
سازند، ارتقاء بخشیدن به تواناییهاى ایشان كاملاً ضرورى بنظر میرسد. افزایش
مهارتهاى زندگى (مهارت حل مشكل، قدرت تصمیم گیری،
توانایى «نه» گفتن، هنر دوستیابى و ...) از عوامل حفاظت كننده فردى است كه
اگر امروز آنها را به فرزندانمان نیاموزیم فردا در غیاب ما در مقابل اصرار دوستان
قدرت مقاومت نخواهند داشت.
2 ـ عوامل
خانوادگى :
>>>
ارتباطات كمرنگ عاطفی
وجود پیوند و ارتباطات
عمیق خانوادگى نقش بسزائى در پیشگیرى از اعتیاد دارد و هر قدر این روابط به سردى
گراید خطر اعتیاد در محیط خانواده نیز افزایش می یابد.
>>>
عدم مهارت والدین در تربیت فرزندان
وجود فرد معتاد در
خانواده، سهل انگارى در توجه به زنگ خطرها مثل مصرف سیگار، ایجاد تنش و درگیرى بین
اعضاء خانواده، عدم گفتگو پیرامون اعتیاد در خانواده، فقر مادى یا رفاه اقتصادى
خانواده دیگر عوامل گریش به مصرف مواد می باشند.
>>>
خانواده هاى بدسرپرست، بی سرپرست و تك سرپرست
در این خانواده ها به خاطر عدم وجود یكى از والدین و یا عدم صلاحیت آنان در تربیت
آنان در تربیت فرزندان احتمال بروز اعتیاد افزایش خواهد یافت.
3 ـ عوامل اجتماعى
:
نابرابری هاى
اجتماعى و اقتصادی، در دسترس بودن مواد، تسلط گروههاى اقلیت نژادی، بیكاری، رشد
بیقواره صنعت، جنگ و بحران اقتصادی، عدم اطلاع رسانى جامع و كامل در زمینه عوارض
جسمی، روحى و اجتماعى اعتیاد، وجود باورهاى نادرست اجتماعى و ضعف فرهنگ مشاوره از
عوامل مهم گرایش به سوء مصرف موادمخدر به شمار می روند.
آثار و عوارض اعتیاد
•
عوارض جسمى
1.
آلودگى و آسیب پذیر نمودن دندانها
2.
ملتهب ساختن مخاط دهان
3.
نقصان ترشحات غدد بزاقى
4.
ضعف قواى جسمانى و كاهش شدید وزن بدن
5.
عقیم نمودن مردان و
نازائى زنان
6.
تخفیف تمایلات جنسى
7.
اخلال در كار دستگاه عصبى در صورت تداوم مصرف
8.
تنبلى كبد
9.
ابتلا به یرقان و اثرات ناگوار بر دستگاه گوارش
10.
ورم كلیه ها و اشكال در دفع ادرار توام با درد
11.
التهاب مزمن تارهاى صوتى
12.
احتمال ابتلا به بیمارى هاى برونشیت مزمن
13.
آسم، سل و تپش قلب، تنگى نفس و دوران سر
14.
خشكى پوست
15.
شكنندگى ناخنها
16.
خطر ابتلا به انواع سرطان و سكته قلبى
17.
ناشناخته ماندن بیماریهاى خطرناك به دلیل كاهش احساس درد
•
عوارض روانى
1.
بر هم خوردن تعادل روانى
2.
عدم توجه به اصول و مقررات جامعه
3.
ضعف اراده
4.
از بین رفتن احساس مسئولیت
5.
ایجاد احساسات خصومتزا
6.
بیقرارى
7.
عصیانگرى
8.
اضطراب دائم و احساس بی
كفیتى و تنهایى
9.
اختلال در خواب
10.
بروز انواع بیمارى ها و اختلالات روانی
•
عوارض خانوادگی
1.
نابسامانى خانوادگى
2.
محدود شدن روابط خانوادگى
3.
عدم تربیت صحیح فرزندان
4.
خشونت در خانواده
5.
افت سطح فرهنگ اجتماعى و اقتصادى خانواده
6.
گسترش طلاق
7.
كاهش آمار ازدواج
•
عوارض اجتماعى
1.
مصرف كننده صرف شدن
2.
عدم احساس مسؤولیت نسبت به خانواده و جامعه
3.
سطحى و تصنعى شدن روابط اجتماعى و دورى از پیوندهاى مستحكم عاطفى
4.
گسترش جرم و جنایت
5.
نشر بیمارىهاى واگیر و خطرناك مثل ایدز و هپاتیت
6.
محروم شدن نسل آینده از تربیت صحیح
7.
ایجاد مشاغل كاذب
•
عوارض اقتصادی
1.
هزینه بالاى استعمال موامخدر
2.
هزینه درمان و نگهدارى معتادین
3.
كاهش راندمان كار
4.
وقوع آتش سوزی هاى بزرگ
5.
هزینه هاى مبارزه با ورود موادمخدر به داخل كشور
6.
هزینه قضات و دادگاهها در این خصوص
7.
هزینه اجراى طرحهاى تحقیقاتى و تشكیل سمینارها
|
زنگ خطر دانش آموزان "کراک" را بهتر از "ترياک" مي شناسند ! |
|
|
|
الگوی اعتماد در
کشور به سرعت در حال تغییر بوده و مصرف مخدرهای جدید رو به افزایش است،
به طوری که عنوان می شود سهم "کراک" در بازار مصرف کشور به 15 درصد
رسیده است. |
روشهاي گسترش
جنس جديد معمولا با استفاده از سه روش عمده گسترش پيدا ميكند. كراك هم براي رواج بيشتر در ميان جوانان از هر سة اين روشها استفاده كرد.
اول اينكه كساني كه به هروئين اعتياد دارند و ميخواهند با كمك يك مادة ديگر، آن را ترك كنند، نوع مصرف را تغيير ميدهند، در حالي كه ماده جايگزين به مراتب خطرناكتر از اولي است.
دومين روش گسترش، اين است كه براي تسكين عوارض مواد محرك يا توهمزا كه معمولا در پارتيها مصرف ميشوند، ميتوان از جنس جديد استفاده كرد. اين توصيهاي است كه بچههاي اهل «توهم» به هم ميكنند تا سردرد و تنشهاي ناشي از آن را كاهش دهند. معمولا هم تصور ميكنند كه اعتيادآور نيست. مشكل اينجاست كه بلافاصله وابستگي ايجاد ميشود، زيرا اين مادة جديد، از مواد مشابه اعتيادآورتر است.
سوم اينكه غير از مدل لباس و آرايش مو، مصرف مواد مخدر هم به صورت يك «مد» از كشورهاي غربي تقليد ميشود. بنابراين اگر مادهاي كه در غرب رايج است به ايران بيايد، به جهت حفظ كلاس و كسب پرستيژ، بازار مصرف تضمينشدهاي دارد. جواناني هستند كه بنگ و حشيش و ترياك را نشانة عقبماندگي و كريستال و آيس و اسيد را نشانة پيشرفت ميدانند.
جواناني كه سابقة مصرف كراك دارند، آن را به تكههاي سفيداب سنتي تشبيه ميكنند با ظاهري سنگمانند ولي متخلخل، سست و سفيد رنگ كه هيچ بوي خاصي ندارد.
كراك به صورت تدخيني و تزريقي، مصرف ميشود، در مدت بسيار كوتاهي اثر ميكند. حتي مراحل تزريق آن هم سادهتر است.
اين ويژگيها باعث شده كراك در پارتيها و جمعهاي دوستانه، بيشتر رواج پيدا كند. دختران هم مصرفكنندة آن هستند و اگرچه به مقدار كمتري نشئه ميشوند، ولي وابستگي بيشتري پيدا ميكنند. آنها كه به دوستان خود به فرما ميزنند استفاده از كراك را بعد از مصرف كريستال يا اسيد پيشنهاد ميكنند تا اثر محرك را كمتر كند.
شايعاتي دربارة تأثير كراك بر فعاليت جنسي هم وجود دارد كه ناشي از تبليغات در مورد كراك آمريكايي است، ولي در مورد كراك آسيايي، مصداق پيدا نميكند.
اطلاعات به دست آمده از مصرف کنندگان سابق كراك كه اكنون در دورة ترك به سر ميبرند، نكات ديگري از دلايل گسترش اين ماده را روشن ميكند.
آنها می گویند دفعة اول با سه تا پك، ۲۴ ساعت نشئه می شدیم. به يك ماه نرسيد كه مصرفمان دو برابر شد. بعد از ۶ ماه به جايي رسيدیم كه هر سهچهار ساعت بايد دود ميگرفتیم. اگر دير ميشد، شروع ميكردیم به لرزيدن و تشنج. بعد هم مجبور شدیم تزريق كنیم.
عوامل مؤثر در گرايش به مواد مخدر
1 ـ عوامل فردى :
حتى اگر همه عوامل بوجود آورنده اعتیاد نیز مهیا باشد، باز در نهایت خود فرد
براى مصرف مواد تصمیم میگیرد. ضعف ایمان و اخلاق، كنجكاوی، تمتع، معاشرت با دوستان
ناباب و نداشتن اعتماد به نفس و ... از عوامل فردى گریش افراد به مصرف مواد می
باشند.
دستیابى به هیجانات دوره جوانی، تقلید از دوستان، خارج شدن از فشارهاى عصبى و
روانی، فرار از مشكلات زندگی، غرور، كنجكاوی، مسائل جنسى و شكستهاى اجتماعی، همه
از انگیزه هاى مصرف مواد اعتیادآور در بین افراد جامعه بویژه جوانان محسوب می
گردد. بنابر این براى اینكه افراد بتوانند در مواقع خطر خود را از چنگ اعتیاد دور
سازند، ارتقاء بخشیدن به تواناییهاى ایشان كاملاً ضرورى بنظر میرسد. افزایش
مهارتهاى زندگى (مهارت حل مشكل، قدرت تصمیم گیری، توانایى «نه» گفتن، هنر
دوستیابى و ...) از عوامل حفاظت كننده فردى است كه اگر امروز آنها را به
فرزندانمان نیاموزیم فردا در غیاب ما در مقابل اصرار دوستان قدرت مقاومت نخواهند
داشت.
2 ـ عوامل خانوادگى :
>>>
ارتباطات كمرنگ عاطفی
وجود
پیوند و ارتباطات عمیق خانوادگى نقش بسزائى در پیشگیرى از اعتیاد دارد و هر قدر این
روابط به سردى گراید خطر اعتیاد در محیط خانواده نیز افزایش می یابد.
>>>
عدم مهارت والدین در تربیت فرزندان
وجود
فرد معتاد در خانواده، سهل انگارى در توجه به زنگ خطرها مثل مصرف سیگار، ایجاد تنش
و درگیرى بین اعضاء خانواده، عدم گفتگو پیرامون اعتیاد در خانواده، فقر مادى یا
رفاه اقتصادى خانواده دیگر عوامل گریش به مصرف مواد می باشند.
>>>
خانواده هاى بدسرپرست، بی سرپرست و تك سرپرست
در این خانواده ها به خاطر عدم وجود یكى از والدین و یا عدم صلاحیت آنان در تربیت
آنان در تربیت فرزندان احتمال بروز اعتیاد افزایش خواهد یافت.
3 ـ عوامل اجتماعى :
نابرابری هاى اجتماعى و اقتصادی، در دسترس بودن مواد، تسلط گروههاى اقلیت نژادی،
بیكاری، رشد بیقواره صنعت، جنگ و بحران اقتصادی، عدم اطلاع رسانى جامع و كامل در
زمینه عوارض جسمی، روحى و اجتماعى اعتیاد، وجود باورهاى نادرست اجتماعى و ضعف فرهنگ
مشاوره از عوامل مهم گرایش به سوء مصرف موادمخدر به شمار می روند.
*** والدين مراقب فرزندانتان باشيد:***
مواد مخدر
و اعتياد به آن خطرناكترين پديده جامعه امروزي بحساب ميآيد كه جز تباهي، نابودي،
بيماري، پشيماني و مرگ چيزي به دنبال نخواهد داشت.
نتيجه و عاقبت افرادي كه به مصرف مواد مخدر رو مي آورند بايد درس عبرتي براي افراد
ديگر بخصوص جوانان باشد تا بخاطر شاديها، خوشيها و اثرات زودگذر و تحت تاثير
دوستان ناباب هرگز حتي فكر مصرف آنها را نيز به خود راه ندهند.
معاشرت با دوستان ناباب، وجود معتاد در خانه، بيكاري، اختلافات خانوادگى و همچنين
كنجكاوى از عوامل مصرف مواد مخدر در بين نوجوانان و جوانان ذكر مىشود به همين دليل
خانواده بايد در مقابل فرزندانشان به سوالات كنجكاوانه آنان با حوصله جواب دهند و
دوستانشان را كنترل كنند.
هچنین
مواظب پول توجيبى فرزندانتان باشيد.
پول
توجيبى زياد در سيگارى شدن نوجوانان تاثير بسيار زيادى دارد، همچنين قرار گرفتن در
جمع دوستان ناباب و نداشتن قدرت «نه» گفتن آنها را به سوى مصرف مواد مخدر مىكشاند.
وقتى نوجوانان به مصرف مواد مخدر روى مىآورند پس از مدتى دچار افسردگى شده و
خودشان را از ديگران جدا مىكنند همين رفتار باعث مىشود كه محيط مدرسه كمكم
برايشان خسته كننده شده و در نهايت از درس و تحصيل ترد مىشوند.
حتى در بسيارى به دليل اينكه فكر مىكنند راهى براى بازگشت ندارند، دست به خودكشى
مىزنند.