صفحه اصلي

بازگشت به صفحه آموزش هنر

 

 

جايگاه ونقش هنر در برنامه ي درسي دوره ي ابتدايي

  

هنر يكي از مواد درسي دوره ي ابتدايي است كه در جدول درسي پايه هاي اول و دوم ابتدايي ، هفته اي  دو ساعت و در پايه هاي سوم، چهارم وپنجم يك هفته يك ساعت ويك هفته دو ساعت به آن اختصاص داده شده است ؛ به اين معنا كه در هر هفته دو تا يك ساعت از فرصت هاي آموزشي دانش آموزان براي فعاليت هاي هنري برنامه ريزي شده است .

لفظ هنر در زبان سانسكريت از دو كلمه ي " سو " به معناي نيك وهر چيز خوب ونيك كه فضايل وكمالاتي برآن مترتب است و"نر يا نره " به معناي زن ومرد تشكيل شده است.اين واژه وارد زبان فارسي شده ودر اوستا به شكل" هونر" آمده كه از صفات اهورا مزدا به معناي نيك وخوب است . در زبان فارسي ميانه يا پهلوي وپس از آن در دوره ي اسلامي ، به صورت هنر وبه معناي انسان كامل وفرزانه وهم به معناي كمال وفضيلت آمده است . در لغت نامه ي دهخدا "هنر " به معناي علم، معرفت ، دانش ، فضل ، فضيلت ،كمال ،كياست  فراست وزيركي است .(شريف زاده ،1378)

در دايرةالمعارف هنر ، به فعاليتهايي چون نقاشي ،طراحي ، گرافيك ، معماري ، موسيقي ،شعر ، تئاتر وسينما  و..." هنر"مي گويند . بنابراين هنر دو بعد دارد . يك بعد آن دلالت  بر فرزانگي ، فرهيختگي وكمال داردوبعد ديگر آن توانايي بيان افكار ، احساسات، عواطف ، تخيلات وتفكرات در قالب يكي از رشته هاي هنري است .آميزه اي از اين دو بعد ،هنرمندي است كه زيبايي هاي جهان را شناخته وجهان را دركمال زيبايي مي بيند.هنرمند پيوسته در كار آفرينش زيبايي ها و نماياندن زيبايي ها به مردم است . اوخداوند سبحان را جمال مطلق وخالق همه ي زيبايي ها مي شناسد وجهان را جلوه اي از جمال خالق يكتا مي داند . دانش آموزان با انجام فعاليت هاي هنري ، جهان وخالق جهان را بهتر مي شناسد ، حس زيباشناسي خود را توسعه مي دهند،حواس،تفكر،تخيل وهوش آن ها نيز تقويت شده ، استعدادهاي دروني وخلاقيتشان شكوفا مي شود .در همين رابطه پژوهشگران معتقدند كه هر فرد براي زندگي در جامعه يا به اصطلاح شهروند خوب بودن ، به ميزاني از هوش نياز دارد؛ زيرا هوش با توانايي حل مسائل،وكارآيي در محيط طبيعي وواقعي زندگي ، ارتباط فراوان دارد . بخشي از هوش، جنبه ي زيستي و وراثتي دارد ؛ بخشي از آن اكتسابي است وبه تجربيات والدين ومربيان،زمان ومكان تولد،پرورش فردي واوضاع محيط وابسته است.همه ي افراد ازهمه ي مقوله هاي هوشي بهره مندند .اگر فرد از آموزش،تشويق واستغناي محيطي كافي برخوردار باشد،قادر خواهد بودهريك از مقوله هاي هوشي خود را تا سطح بالا يي از عملكرد، توسعه دهد . مقوله هاي هوشي از طريق شركت در فعاليت هاي فرهنگي ارزشمند ، به تحرك واداشته مي شوند وتوسعه مي يابند .انواع هوش در تركيب با هم مي توانند در حوزه هاي هنر ، به كار گرفته شوند واز آنها براي توليد يا فهم آثار هنري استفاده شود . در فرايند توليد هنري ، احساس ، عواطف وانديشه توام مي شوند و حاصل همراهي آن ها با  ابزار و مو ا د مورد نياز ، محصول هنري است كه  فرد توليد مي كند . برداشت هاي حسي فرد،در ارتباط او با طبيعت ومحيط اطراف او شكل مي گيرند ؛يعني ، در اين جا فرد از هوش طبيعت گرا بهره مي برد . افراد در نقاشي وكاردستي كه با اندازه ها وتناسبات درفضاي  دو بعدي و سه بعدي سرو كار دارند ، بيشتر ، از هوش فضايي استفاده مي كنند ؛ در تربيت شنوايي ، بيشتر از هوش موسيقايي بهره مند مي شوند ودر قصه ونمايش، بيشتر از هوش زباني وحركتي _جسماني استفاده مي كنند . براي يافتن  قالب  بيان هنري ، لازم است فرد با خود كنار بيايد و به سوال هاي خودش _ چرا، به چه وسيله وچگونه پاسخ گويد.وقتي شخص اثر هنري خود را ارائه مي دهد و آن را در معرض ديد  و قضاوت ديگران مي گذارد يا خود ، آن را با ديگران توضيح مي دهد وتوضيحات ديگران را درباره ي كار خود مي شنودوبراي بهبود كارش مي انديشد ، هوش هاي درون فردي وبرون فردي او بيشتر مطرح مي شود .

درس هنر دوره ي ابتدايي با" ارتباط با طبيعت" شروع مي شود وسپس به رشته هاي نقاشي ، كاردستي ، تربيت شنوايي ،قصه ونمايش مي پردازد .دانش آموزان دركنار اين رشته ها با ميراث فرهنگي نيز آشنا مي شوند . ارتباط با طبيعت ومشاهده ي پديده هايي كه هنرمندانه در كنار هم قرار گرفته اند وجلوه هاي زيباي اين مجموعه ، انسان را به حدي از كمال مي رساند كه در عين مشاهده ي كثرت ، به يگانگي حسن وجمال مطلق رهنمون مي شود .زيبايي در هر پديده اي از طبيعت به گونه اي است . انسان چون خليفه ي خداست وصفات خداوند در وجود اوبه وديعت نهاده شده است ، مي تواند در حيطه ي درك وفهم توانايي هاي خويش ، آفريننده وخلا ق باشد و جمال بيافريند . گرايش به حسن  و جمال نيز باعث پاكي ، آرامش وتلطيف روحيه انسان مي شود و حتي انگيزه ي زيباتر كردن محيط  و آراستن آن به نيكي ها را در او پرورش مي دهد . دانش آموزان دوره ي ابتدايي از آن  جا كه به فطرت الهي خود نزديك ترند ، اين صفات را بهتر بروز مي دهند وچيزهاي زيباتر وجذاب تري را مي آفرينند . آن ها با مشاهده ي محيط اطراف خود ، شنيدن قصه ها و ... دنيايي را در خيال خود مي سازند . فعاليت هاي هنري براي نشان دادن اين دنياي خيالي ، فرصت مناسبي است .

هم ، چنين براي توسعه ي هوش هاي چند گانه ، بروز عواطف واستعدادها ، ظهور خلاقيت ها و توانايي هاي فردي ورشد اجتماعي مجالي پيدا مي كند . از آنجايي كه يكي از اهداف غايي آموزش وپرورش ايران " تربيت انسان موحد " است ( شوراي عالي آموزش وپرورش ، 1379) و انسان ها  در عين تفاوت هاي فردي ، فطرتي واحد دارند ، درس هنر در مدرسه نيزبايد به گونه اي ارائه شود كه فطرت پاك كودكان را به خوبي نمايان سازد وخصلت هاي نيك وفضايل آن ها را توسعه دهد . مطالعات مختلف نشان مي دهد كه فعاليت هاي هنري ، مهارت هاي كلا مي كودكان را وسعت مي بخشند ، قدرت بيان غير كلامي آن ها را پرورش مي دهند،برصبروتحمل وسعه ي صدر آن ها مي افزايند وآنان را به نظم وانظباط و تميزي پاي بند مي كنند . فعاليت هاي  هنري علاوه براين كه اساس توسعه ي فردي  و رشد متعادل شخصيت (  شناختي ، عاطفي ، اجتماعي واخلاقي ) هستند ، دانش آموزان را در برقراري ارتباط وكنترل عواطف خود توانا مي سازند .فعاليت هاي هنري قلب وذهن را پرورش مي دهند ، قدرت يادگيري وحافظه را تقويت مي كنند ودانش آموزان را قادرمي سازند تا در فرصت هاي مختلف يادگيري ، شناخت وتجارب مفيد خود را در كنار هم قرار دهند ، سازمان دهي كنند وبه فهم ودرك كامل تري نائل آيند . فعاليت هاي هنري زمينه ي مناسبي براي تجربه ي موفق در فرايند كار هستند . از اين رو ، فرد با آگاهي از توانايي هاي خود ، به اعتماد به نفس بيشتري دست مي يابدواين نيز مي تواند زمينه ي تلاش بيشتر وموفقيت در امور ديگر را فراهم آورد . اين ها كاركردها ونقش هاي اوليه ي فعاليت هاي هنري هستند كه در صورت بها دادن به درس هنر واجراي برنامه در ساعت مختص به آن ، اتفاق مي افتند . بنابراين ، مي توان گفت كه هنر ظرفيت هاي فراواني را براي رشد مهارت هاي  فرايندي  دانش آموزان در اختيار معلم قرار مي دهد . معلم با  طراحي آموزشي مناسب براي ساعت درس هنر ،مي تواندازقابليت هاي مختلف اين درس بهره گيرد.شايد بتوان گفت كه هنر به عنوان يك فرا برنامه ي درسي ، توان آن را دارد كه محور ساماندهي آموزش در دوره يابتدايي باشد ؛ زيرا همه ي معلمان اين دوره  براي درس هاي مختلف از هنرهايي مثل نقاشي ، كاردستي ، شعر وسرود ، قصه ، نمايش و ... استفاده مي كنند . البته اين ها كاركرد ها ونقش هاي ثانويه ي هنر است كه در سايه ي بها دادن به برنامه ي درسي هنر و فعال كردن اين برنامه در ساعت مربوط به آن ، اتفاق خواهد افتاد . در دوره ي  ابتدايي فقط يك  معلم آموزش همه ي درس ها را به عهده دارد . پس ، لازم است كه او توانايي آموزش دادن همه ي درس ها را داشته باشد وآموزش مفاهيم ومهارت هاي درس هاي مختلف را در طول سال تحصيلي به گونه اي سامان دهد كه دانش آموزان نگرش ها وتجربه هاي مورد نياز براي زندگي را به دست آورند .