چرا نوجوانان و جوانان ما به اعتياد (كراك) گرايش پيدا كرده ند
مقدمه
در هر جامعه اي نيروي فعال و جوان بعنوان يكي از ذخاير و سرمايه هاي آن جامعه محسوب و مطرح ميباشد و در عمل نيز چرخهء فعاليت هاي مختلف پيكره اجتماع بطور مستقيم و غير مستقيم متكي به نيروهاي فوق است كه متاسفانه قشر وسيعي از جوانان و نوجوانان ما اكنون گرفتار اختاپوس اعتياد شده اند كه آنان را در كام خويش فرو مي برد و توان حركت و فكر را از آنان مي گيرد و هستي را از آنها ساقط ميكند .
حال سوال اينجاست كه چرا جوانان و نوجوانان ما به اعتياد گرايش پيدا كرده اند و ميل به مصرف اين ماده ء خانمانسوز را دارند ؟
علتها :
1- جوانان و نوجوانان بعلت عدم اطلاع از عواقب وخيم و خطرناك اعتياد براي تفريح و خوشگذ راني و لذايذ آني ، موادمخدر را مصرف و با تكرار آن معتاد ميشوند .
2- گروهي از جوانان مواد مخدر را وسيله نجات خود از مشكلات دانسته و براي رها شدن از ناراحتي ها و فشار و سختي هاي زندگي مدرن در شهرها بدان پناه مي برند. البته بايد گفت كه گروه ديگري از مردم ممكن است با چنين دشواريهايي روبرو شوند ولي هيچوقت بسراغ اين مواد خطرناك و هستي برانداز نروند.
3- از نظر رواني ، معتادين داراي تعادل رواني نبوده و داراي شخصيت تلقين پذير هستند و غالباً از انواع افسردگيها رنج مي برند و احساسات پايداري ندارند و مضطرب و بيقرار هستند و عقده حقارت و خودكم بيني دارند و اعتماد به محيط وآينده ندارند و فشار ناشي از مشكلات اقتصادي مي تواند منشاء بسياري از ناهنجاريهاي اجتماعي باشد ، هر زمان ميزان بهره وري و استفاده افراد از امكانات اجتماعي تنظيم شود و آنها به تناسب استعداد از حداقل امكانات اجتماعي برخوردار باشند بسياري از مفاسد اجتماعي خودبخود از بين خواهد رفت و بالعكس ، اگر فشارهاي رواني ناشي از فقر ادامه يابد امكان دارد در يك حد متوقف نشده و به سير قهقرايي خود ادامه دهد و فرد بيمار آلوده به مفاسد اجتماعي در جريان سقوط اين بيماري در سرازيري روي يخ قرار گيرد و به نابودي كشيده شود.
4- گروهي استفاده از موادمخدر را براي معالجه و تسكين دردهاي جسماني و روحي خود مؤثر ميدانند و بتدريج به اعتياد مبتلاء مي شوند .
5- آزادي بيش از حد به جوانان و نوجوانان و عدم مراقبت و راهنمايي آنان در ساعات فراغت و بيكاري و عدم علاقه به تفريحات سالم و ورزش از علل اعتياد به موادمخدر ميباشند.
6- وجود اختلافات خانوادگي و گاهاً متلاشي شدن كانون گرم خانواده در اثر طلاق ، كمبود محبت ، بيكاري ، عدم دسترسي به امكانات رفاهي و اجتماعي و فرهنگي و بيسوادي و كم سوادي و فقدان احساس مسئوليت و نداشتن چشم انداز درست به آينده نيز از علل مهم اعتياد در قشر جوانان و نوجوانان ميباشد.
7- معاشرت با دوستان و همسالاني كه معتاد هستند و تحريك شدن از طرف آنان و كنجكاو شدن آنها براي مصرف مواد آنان را بسوي مواد مخدر جلب و جذب ميكند.
8- آلوده بودن اجتماع به موادمخدر و دسترسي آسان به آن و داشتن ديدگاههاي انحرافي به مسائل زندگي مثل رقابتهاي بيهوده و عدم درك موقعيت و توانائيهاي واقعي خود و به قول معروف يك شبه ره صد ساله پيمودن از عوامل ديگر گرايش بسوي اعتياد ميباشد.
9- سوء استفاده قاچاقچيان از جوانان و نوجوانان بلاتكليف و رها شده در اجتماع بعنوان ابزار و اهرم خود براي فروش و توزيع موادمخدر كه بهترين شيوه استفاده از اين قشر ، به اعتياد كشاندن آنها است.
وجان كلام اينكه :
اگر بسياري از خانواده هاي ما و مربيان اجتماع به اين سخن مولا علي (ع) كه ميفرمايد: (همانا قلب و جان و روان جوان مانند زمين خالي ، آماده اي است كه هر بذري در آن پاشيده شود مي پذيرد و بارورش ميكند.) ارج نهاده بودند و تعليم وتربيت و آموزشهاي صحيح و دادن آگاهي به موقع به جوانان ونوجوانان بذر راستي و درستي را در نهاد آنان كاشته بودند امروز با تصميمي جدي و استوار به استقبال امور زندگي فردي و اجتماعي مي شتافتند ولي متاسفانه اين بذر به موقع در نهاد آنان پاشيده نشده و قلب آنان سخت گرديده و عقل و فكرت آنان به امور ديگري مشغول است و بار كجي در دست آنهاست كه آنان را به سرمنزل مقصود واقعي نخواهد رساند.
علت اصلي كشيدن نوجوانان وجوانان به سمت اعتياد چيست ؟
مواد مخدردركنار فقر و ازدياد جمعيت جزء معضلات جامعةجهاني ميباشند . ازآنجا كه اعتياد در سطح كشورمان نيز يكي از مشكلات عمده بشمار ميرود ،محققين به منظور روشن نمودن ابعاد اين معضل بعنوان زمينهاي براي محدود كردن بحران اعتياد اقدام به بررسي يكي از عوامل گرايش به اعتياد نمودند. عاملي كه در مطالعات متعدد بر دخالت آن در اين زمينه صحه گذاشته شده است و چيزي جز دوست ناباب نيست.
مطالعات متعددي در زمينة سبب شناسي پديدة اعتياد بعمل آمده و محققان عوامل مختلفي را در ارتباط با شيوع اعتياد معرفي نمودهاند . يكي از يافتههاي ثابت تحقيقات نقش عمدة دوستان و همسالان دركشيده شدن به اعتياد است و همچنين عواملي مانند .محل سكونت ، تأثير پذيري از دوست ناباب، مشكلات خانوادگي و شرايط محيط زندگي و شرايط عاطفي از عوامل مؤثر بر بروز جرم در نوجوانان ميباشد.
مواد مخدردركنار فقر و ازدياد جمعيت جزء معضلات جامعةجهاني ميباشند . ازآنجا كه اعتياد در سطح كشورمان نيز يكي از مشكلات عمده بشمار ميرود ، محقق به منظور روشن نمودن ابعاد اين معضل بعنوان زمينهاي براي محدود كردن بحران اعتياد اقدام به بررسي يكي از عوامل گرايش به اعتياد نمود. عاملي كه در مطالعات متعدد بر دخالت آن در اين زمينه صحه گذاشته شده است و چيزي جز دوست ناباب نيست.
مطالعات متعددي در زمينة سبب شناسي پديدة اعتياد بعمل آمده و محققان عوامل مختلفي را در ارتباط با شيوع اعتياد معرفي نمودهاند . يكي از يافتههاي ثابت تحقيقات نقش عمدة دوستان و همسالان دركشيده شدن به اعتياد است . درپي به اين تحقيقات اشاره ميشود .
دوستان و معاشران و بطوركلي همسالان در سالهاي جواني نقش مهمي در كشيده شدن فرد به اعتياد دارند
( اورنگ 113 : 1367 ، كينيا 283 : 1367 نقل از تقوي 275 : 1377 )
در تحقيق فرجاد و همكاران ( 48 : 1374 ) 63 % از نمونه شروع اعتيادرا درنتيجة توصية دوستان اعلامكردهاند . اين ميزان بهنسبتي مشابه در تحقيقات ديگرنيزيافت شده است
60 % نمونة معتادان موردبررسي عدالتي ( 488 : 1377 ) توسط دوستان با مواد مخدر آشنا شدهاند
61 % نمونة مورد بررسي زرگر (45 : 1378ب) دوستان يا همكاران را اولين پيشنهاد دهندة مصرف مواد مخدر عنوان كردهاند .
همچنين فرخاك (36 : 1378) دريافت 4/61 % معتادان يك نمونةكشوري تحت تأثير دوستان بهمصرف مواد رويآوردهاند .
چنانكهگفتهشد اينيافته جزء مواردمكرر بوده و در تحقيقات خارج ازكشور نيز به آن اشاره شدهاست . دينز و مارتين (1992 نقل از سراج خرمي 67 : 1375) دريافتند همة آزمودنيهاييكه در ماه قبلاز تحقيق مواد مخدر مصرف كرده بودند ، بصورت غيرقابل تغيير دوستاني معتاد داشتهاند.
مطالعات هيوگز (1995 نقل ازعدالتي 487 : 1377) نشان ميدهد نقش همسالان در گرايش نوجوانان به مواد حائز اهميت بسيار است .
بنابر شواهد فوق دوستان نقش تعيينكنندهاي دربروز اعتياد دارند ودر مطلب حاضر سعي ميشود ضمن شكافتن ابعاد مختلف اين معضل ، راهحلهايي براي پيشگيري از آن ارائه شود .
محل سكونت يا دوست ؟
معمولاً انتخاب دوست و معاشر با توجه به محل سكونت فرد صورت ميپذيرد. بنابراين نوع دوستان را ميتوان نمودي از شرايط محيطي و خانوادگي فرد تلقي كرد . بايد توجه داشت كه درمورد پديدههاي اجتماعي نظير اعتياد يك عامل به تنهايي نقشچنداني ندارد و مقاديرطرح شدة فوق درمورد عللگرايش به مواد مخدر را ميتوان بگونهاي ديگر نيز توجيهكردكه درجاي خود مورد بررسي قرار ميگيرد . يكي از مسائلي راكه قبلاز بررسي نقش دوستان درگرايش بهمواد بايدموردتوجه قرار داد ، سن شروع مصرف سيگاربعنوان پيشآيندمصرف مواد مخدر است . بررسيهاي متعددي دراين موردصورتگرفتهاست . 93 % نمونةمورد بررسيزرگر(40 : 1378ب) شامل معتادين خود معرف ، مصرف سيگار را ازسنين زير 25 سال شروع كردهاند كه محدودة پايين آن زير 10 سالگي است . در مطالعة فرخاك (38 : 1378) معلوم شد اكثر معتادين درگروه سني بين 20 تا 30 سالگي هستند وميانگين سن شروع مصرف سيگار آنها 8/18 سال ميباشد . بعلاوه دريك مطالعه معلوم شده هرچه سن شروع مصرف سيگار پايينتر باشد سن شروع مصرف مواد نيز پايينتر بوده و پيشآگهي بدتر است (زرگر 79 : 1378ب)، در همين مطالعه سن آغاز مصرف سيگار 2/17 و ميانگين سن مصرف مواد 2/21 گزارش شده است . در تحقيقي پيرامون كودكان خياباني شهرستان اهواز (براتوند 45 : 1378) معلوم شد 90 % نمونة مورد بررسي سيگاري بودهاند، ضمن اينكه ميانگين سن نمونه 5/12 سال بودهاست . همچنين در بخش ديگري از همين مطالعه معلوم شد 35% اعضاي نمونه قبلاز 10 سالگي شروع به مصرف سيگار نمودهاند . يك نكتة هشدار دهندة اين مطالعه ، آغاز مصرف مواد توسط برخي از كودكان و بدون مصرف قبلي سيگار توسط آنان است. از آنجا كه ديدگاه سنتي درمورد سير گرايش به مصرف مواد سيگار را بعنوان پيشآيند مصرف مواد تلقي ميكند، با توجه به اين يافته بهنظر ميرسد ديدگاه مزبور نياز به نقد و تجديد نظر دارد. باتوجه به موارد مطرح شده بنظر ميرسدگروه سني نوجوان و جوان جزءگروههاي در معرض خطر اعتياد باشند . اين امر با توجه به جواني جمعيت كشور موضوعي مهم است بر اساس برخي آمارها بيشاز 50 % جمعيت كشور زير 25 سال ميباشد (قنبر 80 : 1374) .
طي دورة كودكي ، فرد بشدت تحت تأثير خانواده است اما بتدريج وبا افزايش سن ، نقش افراد خارج از خانواده بخصوص همبازيها و همكلاسها افزايش مييابد و از اهميت خانواده كاسته ميشود . اين شرايط با افزايش سن فرد سير فزاينده مييابد و طي دورة نوجواني به اوج خود ميرسد . دورة نوجواني به خودي خود يكي از حادترين ادوار زندگي است . در اين دوره فشار دوستان و همسالان ممكن است افكار و نوع تربيت خانوادگي او را تحتالشعاع قرار دهد . بسياري از نوجوانان متعلق به خانوادههاي عاري از مواد مخدر ممكن است اولين تجربة استعمال مواد را از دوستان خود فراگيرند (لياقت 53 : 1374) . علاوه براين شرايط ، طي دورة جواني براي فرد نيازهاي جديدي بوجود ميآيد . بعنوان مثال نياز به كسب هويت ازآن جمله است . چنانچه خانواده و جامعه شرايط لازم براي نيل به هويت فرد را فراهم آورند اين نياز بصورت مناسب برآورده ميشود ، درغير اينصورت فرد براي نيل به هويت و ابراز وجود راههاي انحرافي را برميگزيند، ازجمله اين راههاي انحرافي عضويت در گروههاي كجرو است ، نوجواني كه خواهان تثبيت هويت خود بعنوان عضوي از گروه است با رغبت تام درهمة فعاليتهاي گروه شركت ميكند تا وفاداري خود را به گروه ثابت نمايد . براساس همين شرايط درحدود 73 % از مددجوياني كه بدليل اعتياد به كانون اصلاح و تربيت اهواز فرستاده شدهاند مصرف سيگار را از مدرسه و در سنين بين 14 - 12 سالگي آغاز كردهاند ( مركز جرمشناسي ادارة كل زندانهاي استان خوزستان : 15 ) .
چنانكه ذكر شد فرآيند هويتيابي جوان با مشكلاتي همراه است كه به شرط آگاهي والدين و جوانان از اين مشكلات ، طي كردن اين دوره تسهيل ميشود . اما در برخي خانوادهها آنقدر مشكل و درگيري وجود دارد كه افراد درگير فرآيند هويتيابي، به ناگزير از راههاي انحرافي به اين مهم نايل ميآيند . بدليل اين مشكلات ، جوان در خانه امكان ابراز وجود نمييابد ، درعين حال ابراز وجود براي او يك نياز است. اين موقعيت دركنار يك محيط جرم خيز كه درآن استعمال سيگار نشانهاي براي بلوغ و به اصطلاح ‹‹ كسي شدن ›› است ، باعث ميشود فرد بسوي كساني سوق داده شود كه امكانات ابراز وجود را در اختيار او قرار دهند . وقتي والدين با جوان برخوردي كودكانه دارند ، سبب ميشوند تا وي با انجام رفتارهاي مربوط به بزرگسالان ، نشان دهد كه ديگر كودك نيست . دراين شرايط ممكن است فرد به سيگار ، مصرف الكل يا مواد مخدر روي آورد (كرباسي 285 : 1377) .
يك موضوع ديگر كه با مشكلات خانوادگي مربوط است ، عدم صميميت و فقدان رابطة عاطفي بين والدين و فرزندان ميباشد . زماني كه نيازهاي عاطفي جوان در محيط خانواده برآورده نشود ، او سعي ميكند اين نياز را با اتكا بر دوستان حل كند و به اصطلاح (( نگاه به بيرون)) دارد . ازآنجا كه فقدان تجربه و هيجان پذيري ازجمله مؤلفههاي دورة جواني است ، دراين جمعهاي دوستانه اموري مانند استعمال سيگار ، مواد مخدر و موضوعات جنسي بعنوان نوعي سرگرمي تلقي ميشود . بديهي است كه همة افراد با هدف غرق شدن دراين امور وارد محافل دوستانه نميشوند، ولي گروه از مكانيزمهايي براي يكدست كردن افراد استفاده ميكند كه همة افراد را ناگزير به مشاركت دراين فعاليتها يا ترك گروه مينمايد . اصرار در استعمال مواد ، سبك مصرف مشاركتي ( كه درآن اعضاي گروه بصورت دوره مينشينند و به نوبت مواد استعمال ميكنند) ، تمسخركردن افراديكه ازمشاركت امتناع ميكنند يا مخاطب قرار دادن آنان با القابي مانند ‹‹ جوجه، بچهننه، آدم حسابي و . . . ›› ازجملة اين مكانيزمها است. همچنين شرايط مزبور سبب كاهش اثر تلاشهايي ميشود كه در جهت بازپروري معتادين صورت ميپذيرد . مثلاً دريك مطالعه معلوم شده است 34 % معتادين سابق بدليل وجود دوستان معتاد و تحت تأثير اصرارهاي آنان مجدداً به اعتياد روي آوردهاند (فرجاد 52 : 1374) . البته همين شرايط را با توجه به محيط و برگشت فرد به موقعيتي كه نسبت به نشانههاي آن شرطي شده و به همين دليل به مصرف مجدد مواد گرايش مييابد،نيز ميتوان تبيين نمود.
دربرخي تحقيقات علاوه بر تشويق و فشار همسالان ، وجود گسستگي در خانواده ، فقدان رابطه باسايراعضاي خانواده و نااميدي نسبت بهآينده ازجمله عوامل مؤثر در پيوستن فرد به گروه همسالانكجرو تلقي ميشود (عدالتي 49 : 1377) . در تحقيقي ديگر (نريماني 122 : 1377) آمده است كه 52 % معتادان نمونة مورد بررسي گفتهاند كه حداقل يك دوست معتاد داشتهاند و از جمله عوامل مهم بازگشت مجدد به اعتياد ، دوستان معتاد هستند .
روشهاي مختلفي براي كاهش فشار ناشي از شرايط گروهي دوستان و همسالان وجود دارد كه همگي برآموزش تأكيد دارند . ازآن جمله واكسيناسيون ذهني ، آموزش قاطعيت و آموزش مهارتهاي زندگي است كه درپي به تفكيك بررسي ميشوند .
از زمان كشف عوامل ميكروبي ايجاد بيماريهاي واگير توسط پاستور، ايجاد مصونيت در برابر عوامل بيماريزا ازطريق واكسينه كردن افراد يكي از طرق مهم پيشگيري از بيماريهاي عفوني بشمار رفته است (مهريار و جزايري 19 : 1377) . هرچند درمورد مشكلات اجتماعي نظير اعتياد امكان واكسيناسيون به معني دقيق آن وجود ندارد ، اما فرض برآن است كه با هشدار دادن به افراد نوعي آمادگي براي مقابله با شرايط سوق دهنده به سوي مصرف مواد درآنها بوجودمي آيد . ازنظر تاريخي آغاز كاربرد اين روش به دوران جنگ كره برميگردد كه تعداد زيادي از خلبانان آمريكايي به اسارت نيروهاي چيني درآمدند . تجربة ناشي ازاين شرايط باعث شد مطالبي درمورد نحوة مقابله با انديشههاي كمونيستي به نيروهاي درمعرض خطر اسارت ارائه دهند ، با اين هدف كه درصورت اسارت افراد امكان مقابله با انديشههاي كمونيستي و مقاومت دربرابر آنها داشته باشند . نحوة كار بدينگونه بود كه حملاتي خفيف به مباني فكري افراد ميشد تا به استدلال دربرابر اين حملات بپردازند (ارونسون 92 : 1991) . درارتباط با اعتياد نيز امكان استفاده از اين روش براي گروههاي در معرض خطر وجود دارد . با تشخيص دقيق روشهاي اعمال فشار گروهي ميتوان فرد را براي مقابله با اين شرايط آماده كرد ، درست همانطوركه گويي اورا براي مقابله با يك ميكروب آماده ميكنيم .
دراين روش فرض برآن است كه نوجوانان بدليل فقدان اعتماد بهنفس و احساس ضعف در برابر ديگران نميتوانند به تقاضاهاي نامعقول آنان جواب منفي بدهند . راه حل پيشنهادي عبارتست از تمرين در شرايط خطرساز ( كه قبلاً با توجه به شرايط سني و موقعيت اجتماعي فرد مشخص شدهاست ) ، و مشابهسازي اين شرايط مخاطرهآميز بگونهاي كه فرد وقتي در شرايط واقعي قرار گيرد با توجه به تمرينهاي انجام شده توان ايستادگي دربرابر تقاضاهاي نامعقول ازجمله دعوت به استعمال مواد مخدر را داشته باشند . اين شرايط نهتنها درمورد پيشگيري از اعتياد بلكه پيشگيري از عود مجدد اعتياد در افراد بازپروري شده نيز مؤثر است. با توجه به سن، سواد و شرايط اجتماعي فرد امكان استفاده از تمرين فردي، مشاهدة فيلم مناسب با نياز فرد ويا تركيبي از دو روش وجود دارد. فرض برآن است كه مكانيزمهاي تنبيه و تقويت جانشين ( بندورا 1985 نقل از سيف 216 : 1381 ) در اين زمينه فعال ميشوند و فرد را از عواقب اعمال خود آگاه ميكنند.
دراين روش فرض براين است كه فرد بدليل فقدان تجربه و مهارت ممكن است در مسيرهاي انحرافي گرفتار آيد و ازسوي كساني راهنمايي شود كه فاقد صلاحيت لازم هستند . به همين دليل با آموزش مهارتهاي پايه و نيز اطلاع رساني درمورد مخاطرات موجود امكان پرهيز از شرايط منجر به سوءمصرف وجود دارد . اجزاء اين روش شامل موارد زير هستند :
1- آموزش روشهاي تصميمگيري و قبول مسئوليت
2- آموزش روشهاي غلبه بر اضطراب و نگراني
3- اطلاع رساني دربارة ميزان سوءمصرف مواد بين جوانان و كل جمعيت
4- آگاهي و اطلاع رساني دربارة عوارض سوءمصرف مواد
لازم به توضيح است كه اين برنامه بصورت وسيع تحت عنوان همياران جوان توسط ادارة كل زندانهاي استان خوزستان در سال 1377 انجام شد و با دعوت از دانشآموزان دبيرستانهاي اهواز درمجتمع فرهنگي ورزشي سپيد اين ادارةكل ضمن پر كردن قسمتي از اوقات فراغت اين گروه از جوانان آموزشهاي لازم در زمينة اعتياد و مواد مخدر به آنان ارائه شد (زرگر 19 : 1378) .
- برنامهريزي براي پر كردن اوقات فراغت جوانان بعنوان يك گروه درمعرض خطر از طريق گسترش فضاهاي ورزشي ، فرهنگي، هنري و آموزشي .
- برنامهريزي براي آموزش روشهاي قاطعيت،مهارتهاي زندگي و واكسيناسيون ذهني به افراد درمعرض خطر.
- آموزش والدين براي برخورد تربيتي مناسب با فرزندان و امن كردن محيط خانه براي پيشگيري از فرار عاطفي فرزندان و نيز واگذاري مسئوليت و اجازة ابراز وجود به آنان جهت پيشگيري از انتخاب راههاي انحرافي ابراز وجود ازسوي اين گروه.
- ايجاد تشكلهاي دانشآموزي بعنوان مفري براي كسب هويت با تأكيد ويژه بر اهداف تفريحي ، آموزشي و هنري .