انواع روشهاي تدريس
|
الگوي تدريس / الگوي عمومي تدريس |
|
الگوي تدريس چيست؟ |
|
الگو،
معمولاً به نمونه کوچکي از يک شيء يا به مجموعه اي از اشياي بيشمار
گفته مي شود که ويژگيهاي مهم و اصلي آن شيء بزرگ يا اشياء را داشته
باشد. الگوي تدريس، چهارچوب ويژه اي است که عناصر مهم تدريس در درون آن
قابل مطالعه است. انتخاب يک الگوي تدريس، بستگي به نوع آگاهي معلم از
فلسفه و نگرشهاي تعليم و تربيت خواهد داشت. |
|
الگوي عمومي تدريس (general teaching model) |
|
اين
الگو، توسط "رابرت گليزر" در سال 1961 مطرح شد که در 1971 توسط "راجرز"
و "رابينسون" بسط داده شد. |
|
تعريف روشهاي تدريس |
|
از مراحل مهم طراحي آموزشي، انتخاب روش تدريس است. معلم بعد از انتخاب محتوي و قبل از تعيين وسيله، بايد خط مشي و روش مناسب تدريس خود را انتخاب کند. به مجموعه تدابير منظمي که براي رسيدن به هدف، با توجه به شرايط و امکانات اتخاذ مي شود "روش تدريس" گويند. |
انواع روشهاي تدريس
|
روش نمايشي ( نمايش علمي ) / روش آزمايشي (آزمايشگاهي) |
|
اين روش بر مشاهده و ديدن استوار است. افراد مهارتهاي خاصي را از طريق ديدن فرا مي_ گيرند. بعنوان مثال معلم در کلاس درس تصميم دارد کار کردن با يک وسيله را به دانش آموزان ياد دهد که از طريق اين روش مي تواند عمل کند. مهمترين حسن اين روش، به کارگيري اشياي حقيقي و واقعي در آموزش است و بيشتر براي درسهايي که جنبه عملي و فني دارند کاربرد دارد. |
|
مراحل اجراي روش نمايشي |
|
1- مرحله آمادگي: |
|
معلم بايد هدف از تدريس را دقيقاً مشخص کند و امکانات لازم را از قبل فراهم نمايد و از سالم بودن آن ابزار اطمينان حاصل کند. |
|
2- مرحله توضيح: |
|
معلم قبل از انجام تدريس، بايد اهداف تعيين شده را براي شاگردان به وضوح بيان کند، نحوه و علت انجام دادن عمل را توضيح دهد و سوالاتي را که انتظار دارد شاگردان در پايان تدريس، پاسخ دهند را مطرح کند که باعث جلب توجه شاگردان شود. |
|
3- مرحله نمايشي: |
|
معلم بايد روش صحيح کار و مراحل آن را به نمايش بگذارد و بعنوان مثال فرآيند کار يک موتور ديزل را به دانش آموزان توضيح دهد. |
|
4- مرحله آزمايش و سنجش: |
|
بعد از احراي مراحل بالا، معلم بايد از دانش آموزان بازخورد دريافت کند تا متوجه شود که دانش آموزان موضوع را فهميده اند يا نه ( مهارت لازم را کسب کرده اند يا نه؟) و در صورت بروز مشکل، معلم نقايص را برطرف نمايد که با پرسشهاي کتبي يا شفاهي مي تواند به اين موضوع دست يابد. |
|
محاسن و محدوديتهاي روش نمايشي |
|
از محاسن اين روش مي توان از به کارگيري اشياي حقيقي و واقعي نام برد. اين روش، در مدارس فني که اغلب با ماشين آلات سر و کار دارند، و وسايل کار بسيار محدود است، روش مناسبي است. اما با توجه به اين که شاگردان نمي توانند از راه تجارب مستقيم و از راه عمل و تمرين و تکرار، مهارت لازم را کسب کنند، يادگيري از کيفيت چندان مطلوبي برخوردار نخواهد بود. |
|
روش آزمايشي (آزمايشگاهي) |
|
اساس
اين روش بر اصول يادگيري اکتشافي استوار است. در اين روش، موقعيت و
شرايطي فراهم مي شود تا شاگردان خود از طريق آزمايش به پژوهش بپردازند
و جواب مسأله را کشف کنند. اين روش، فعاليتي است که در جريان آن،
شاگردان عملاً با به کاربردن وسايل و تجهيزات و مواد خاص درباره مفهومي
خاص تجربه کسب مي کنند. براي موضوعات علوم تجربي روش بسيار مناسبي است
ولي در روانشناسي و ساير علوم انساني نيز از آن استفاده مي شود. |
|
با توجه به اين که انجام بعضي از آزمايشها خطرناک است بايد در ابتدا آن آزمايش توسط معلم با دقت صورت گيرد و سپس دانش آموزان در حضور معلم به آزمايش بپردازند با اين حال، رعايت موارد ذيل مي تواند مفيد باشد: |
|
1-
وسايل و ابزار آزمايش قبل از تدريس فراهم و سازماندهي شود. |
|
محاسن و محدوديتهاي روش آزمايشي |
|
1-
چون يادگيري از طريق تجارب مستقيم حاصل شده است، يادگيري با ثبات تر و
موثرتر خواهد بود. |
|
ب) محدوديتها |
|
1-
احتياج به وسايل و امکانات فراوان دارد، لذا در مقايسه با ساير روشهاي
تدريس از نظر اقتصادي گران تمام مي شود. |
|
در روش آزمايشگاهي معلم براي هرچه بهتر کردن اين روش بايد نکات زير را رعايت کند: |
|
-
گروه بندي شاگردان بر اساس امکانات و تعداد شاگردان |
انواع روشهاي تدريس
|
روش بحث گروهي |
|
روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص که موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث است. اين روش براي کلاسهايي قابل اجراست که جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي، روشي است که به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل هستند بيان کنند. |
|
چه دروس و موضوع هايي را مي توان با روش بحث گروهي تدريس کرد؟ |
|
1-
موضوعهايي که بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد. |
|
در چه موقعيتي و براي چه هدفي مي توان از روش بحث گروهي استفاده کرد؟ |
|
1-
ايجاد علاقه و آگاهي مشترک در زمينه خاص |
|
مراحل
اجراي روش بحث گروهي |
|
1-
انتخاب موضوع : |
|
مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي |
|
1-
وظايف معلم در روش بحث گروهي |
|
2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي |
|
معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه کنند وسط حرف ديگران نپرند. با يکديگر صحبت نکنند، کاملاً به صحبتهاي ديگران گوش کنند، انتظار نداشته باشند که نظر آنها حتماً پذيرفته شود. |
|
محاسن
و محدوديتهاي روش بحث گروهي |
|
1-
سهيم شدن در عقايد و تجربيات يکديگر (دانش آموزان) |
|
ب) محدوديتها |
|
1-
اين روش براي کلاسهاي پرجمعيت قابل اجرا نيست. |
انواع روشهاي تدريس
|
الگوي حل مسأله (problem-solving model) |
|
|
|
ويژگي
هاي الگوي حل مسأله: |
|
الف)
طرح مسأله يا بازنمايي مشکل: مسأله را از راههاي مختلف مي توان در ذهن
شاگردان ايجاد کرد. قبل از طرح مسأله بايد به خصوصيات فراگيران نظير
سن، ميزان تحصيلات، رشد ذهني و عاطفي، ويژگيهاي فرهنگي، شرايط اجتماعي
و اقتصادي و ... توجه کرد. |
|
2- چگونگي کنش و واکنش معلم نسبت به شاگردان در الگوي حل مسأله: |
|
معلم نقش راهنما را در فرآيند تدريس بازي مي کند. روش کسب اطلاعات را به شاگردان مي آموزد. در اين الگو علاقه و رغبت و توانايي همواره مورد توجه است و محتوي آموزشي از پيش تعيين شده نيست. در آموزش از انگيزه هاي دروني استفاده مي شود. شاگردان دائماً با معلم در ارتباطند. |
|
3- روابط ميان گروهي در الگوي حل مسأله: |
|
در اين الگو، همه شاگردان با معلم در ارتباطند. ارتباط دو جانبه است: گاهي به صورت فردي و گاهي به صورت جمعي نقش معلم، نقش مشاور و راهنماست. ارتباط اعضاي کلاس براساس احترام و محبت متقابل است. |
|
4- منابع و موقعيت در الگوي حل مسأله: |
|
عواملي چون معلم، کتاب درسي، کتابخانه، فيلم، موزه و ... مي توانند منبع دريافت اطلاعات باشند. فعاليتهاي آموزشي منحصر به کلاس درس نيست. |
|
محاسن و محدوديتهاي الگوي حل مسأله: |
|
در
اين الگو، شاگرد فعال است، احساس مسئوليت بيشتري مي کند، هنگام موفقيت
يا شکست، خود را مسئول مي داند نه معلم را، رشد شاگرد هدف اصلي است.
روح پژوهش و انتقادگري را پرورش مي دهد و شاگرد فردي خلاق و نوآور
خواهد بود. |
انواع روشهاي تدريس
|
الگوي پيش سازمان دهنده (preadvance-organizer model) |
|
"پيش سازمان دهنده" يک مطلب يا مفهوم کلي است که در مقدمه تدريس مي آيد تا مبحثي را که به شاگردان ارائه داده مي شود با مباحث پيشين همان درس مربوط سازد و پايه اي براي ارتباط مفاهيم جديد با پيشين شود. در اين الگو، معمولاً مطالب از کلي به جزئي مورد بررسي قرار مي گيرد. |
|
ساخت شناختي چيست؟ |
|
مجموعه اطلاعات و مفاهيمي که در زمينه يک رشته درس در ذهن فرد به وجود مي آيد، "ساخت شناختي" او را از آن مجموعه دانش تشکيل مي دهد. مثلاًٌ مفاهيم درس فيزيک که از قبل در ذهن دانش آموز به وجود آمده است، بر روي هم ساخت شناختي او را در علم فيزيک تشکيل مي دهد. |
|
يادگيري معنادار چيست؟ |
|
به آن نوع يادگيري گفته مي شود که مفاهيم جديد، ريشه در مفاهيم گذشته فرد داشته باشد و براساس آن بنا شود. |
|
ويژگيهاي الگوي پيش سازمان دهنده: |
|
در ابتدا پيش سازمان دهنده ارائه مي شود که بايد از مطالب درس جديد کلي تر باشد سپس معلم به ارائه مطالب و مفاهيم درس جديد مي پردازد و در آخر کار براي تفهيم بيشتر مطالب جديد بايد مثالها و نمونه هايي ارائه مي دهد. |
|
2- چگونگي کنش و واکنش معلم نسبت به شاگردان در الگوي پيش سازمان دهنده: |
|
در اين الگو معلم نقش انتقال و ارائه کننده مفاهيم درس را دارد و شاگردان، دريافت کننده و پذيرنده مطلب درسي هستند. براي اثر بخشيدن به اين الگو، مهمترين نکته اين است که معلم بايد براي ارائه مطالب درسي، مناسبترين پيش سازمان دهنده را انتخاب کند. جهت ارتباط، هميشه از طرف شاگرد يا شاگردان است. |
|
3- ماهيت روابط ميان گروهي: |
|
در اين الگو، معلم با فرد فرد دانش آموزان يا با کل آنها ارتباط پيدا مي کند ولي اين ارتباط يک طرفه است يعني شاگردان معمولاً با او و با يکديگر ارتباط ندارند و در واقع معلم بر کلاس مسلط است. براي افزايش روابط ميان گروهي در اين الگو، معلم مي تواند با طرح پرسشهاي راهنمايي کننده، فراگيران را به شرکت در بحثهاي کلاس علاقه مند کنند. |
|
4- شرايط و منابع لازم در الگوي پيش سازمان دهنده: |
|
در اين الگو، معلم و کتاب و کلاس درس فقط منابع و شرايط آموزشي هستند. در اين الگو معلم بايد بتواند مطالب کلي را از جزئي تميز دهد. بايد سخنران خوبي باشد، به فراگيران فرصت دهد تا در فرآيند آموزشي شرکت جويند. معلم در هر موقعيت آموزشي، يکي از منابع متعدد اطلاعات است و ساير منابع از جمله ابزارهاي آموزشي، به شاگردان امکان مي دهند تا به مطالب درسي از زاويه هاي مختلف نگاه کنند. |
|
محاسن و محدوديتهاي الگوي پيش سازمان دهنده: |
|
الگوي
پيش سازمان دهنده، الگوي مناسبي براي دروس نظري است و مناسب براي
نظامهاي آموزشي فقير مي باشد. در اين الگو از يک زمان آموزشي محدود مي
توان حداکثر استفاده را کرد. از اتلاف وقت جلوگيري مي شود. مفاهيم،
بطور منظم در ساخت شناختي شاگردان جاي مي گيرد. |
روشهاي آموزش انفرادي
|
روشهاي آموزش انفرادي |
|
در اين نوع روشها ، شاگردان بر حسب تواناييشان پيش مي روند. روحيه استقلال طلبي شاگردان در اجراي پروژه هاي کوچک و بزرگ تقويت مي شود. اولين و اساسي ترين گام در راه تحقق چنين هدفي پذيرفتن مفهوم شاگرد محوري در طراحي و آموزش است. |
|
اهداف آموزش انفرادي: |
|
1-
رعايت تفاوت هاي فردي: |
|
يادگيري تا حد تسلط: |
|
براساس اين نظريه، يادگيري و پيشرفت تحصيلي فراگيران به طور وسيعي با
زمان يادگيري بستگي دارد.(کارول ،1963) به عقيده کارول شاخص اصلي
استعداد تحصيلي شاگردان ، زمان است. در يادگيري تا حد تسلط اگر روش
تدريس مطلوب و عالي باشد، وقت کمتري نياز خواهد بود و استعداد هر فرد
در اين روش نقش بسزايي دارد. |
|
تدريس خصوصي: |
|
اساس
کار در اين نوع آموزش ، توجه به زمينه ها، علايق و توانايي هاي شخصي
شاگردان است . در اين روش ، معلم بايد به يک مجموعه عوامل تقويت کننده
مثبت مجهز باشد. هر شاگرد بايد با خودش مقايسه شود. |
|
آموزش برنامه اي programmed instruction: |
|
يک
نظام آموزش انفرادي است که کوشش مي کند يادگيري را با نيازهاي شاگردان،
هماهنگ سازد. در اين روش، مواد آموزشي به واحدهايي کوچک تقسيم مي شود
که چهارچوب يا گام ناميده مي شود. اين گام ها براساس دانش قبلي شاگرد و
تنظيم شده است. هر گام دانش آموز را به هدف نهايي نزديک مي سازد. از
نظر تنظيم مطالب، آموزش برنامه اي به دو صورت خطي يا شاخه اي عرضه مي
شود. |
روشهاي آموزش انفرادي
|
آموزش به وسيله کامپيوتر |
|
اين
روش به مانند آموزش برنامه اي است با اين تفاوت که پيشرفت در مطالعه در
کنترل ماشين است و فقط زماني که شاگرد در يک مرحله از آموزش موفق شد،
اجازه پيشرفت و رياضت مطالب تازه به او داده مي شود. |
|
مشخصات ماشينهاي تدريس به طور خلاصه عبارتند از : |
|
1-
پاسخ را فوراً تقويت مي کند. |
|
مباني نظري تدريس |
|
در اين مبحث، به بررسي مفاهيمي که در زمينه تدريس رايج است مي پردازيم. |
|
1- Education: |
|
در
گذشته به تعليم و تربيت و آموزش و پرورش اطلاق مي شد. امروز معادل
فارسي پرورش را به کار مي برند. پرورش يا تربيت جرياني است منظم و
مستمر که هدف آن ، هدايت و رشد جسماني، اجتماعي و اخلاقي يا بطور کلي
رشد همه جانبه شخصيت دانش آ موزان در جهت کسب و درک معارف بشري و
هنجارهاي اجتماعي مورد پذيرش و کمک به شکوفايي استعداد افراد است. |
|
2-Instruction: |
|
آموزش فعاليتي است هدف دار و از پيش تعيين شده که هدف آن فراهم نمودن فرصتها و موقعيت هايي است که امر يادگيري را تسريع مي کند. |
|
3- Teaching: |
|
تدريس، سلسله فعاليتهاي منظم و مرتبي است که از قبل طراحي شده است و هدف آن ايجاد شرايط مطلوب براي تغيير و تسهيل يادگيري توسط فراگيران است. تدريس بدون تعامل معلم و شاگرد بي معني است. تدريس آن فعاليتي است که با حضور معلم در کلاس انجام مي شود. |
|
4- Training : |
|
تعليم به معناي کارآموزي است يعني فراگير حرفه يا مهارتي را ياد مي گيرد. هدف از تعليم، شکوفايي همه جانبه استعدادها نيست، بلکه نظم بخشي به فنون و مهارت هايي است که در حرفه اي معين به آن نياز دارد. |
|
ديدگاههاي مختلف تدريس |
|
1- نگاه توصيفي (Descriptive): |
|
همان نگاه صنعتي به تدريس است يعني انتقال دانش و اطلاعات از سوي معلم به دانش آموزان. معلم متکلم وحده است و دانش آموزان حالت انفعالي دارند. نگاه توصيفي بيشتر در قالب روش سخنراني مي گنجد. |
|
2- نگاه موفقيتي ( success): |
|
تدريس عامل موفقيت است. هر تدريس نتيجه اش يادگيري است. يعني وقتي معلمي مي گويد: من فلان درس را تدريس مي کنم بايد طي آن فرايند يادگيري هم صورت گرفته باشد. |
|
3- نگاه ارادي: |
|
نگاهي رفتارگرايانه است. معلم گاهم هاي آموزش را مشخص مي کند. هدف ها را تعيين مي کند و به فعاليتهاي جهت مي دهد. مثالي ملموس در اين باره کارخانه است ، در کارخانه طي فرايند توليد و مواد خام تبديل به يک محصول قابل استفاده مي شوند. در اين جا يادگيري و تدريس يک فرايند است. |
|
4- نگاه هنجاري: |
|
در اين نوع نگاه، همه چيز ديد ارزشي دارند بعنوان مثال چه چيزي را بايد به دانش آموزان آموزش دهيم؟ از چه روش استفاده کنيم. |
|
5- نگاه علمي : |
|
در اين نوع نگاه، مفهوم تدريس، منظم و روشن و دقيق بيان مي شود و تدريس يعني مجموعه فعاليتهاي منظم و هدفداري که منجر به تغيير يا يادگيري شاگرد شود. يعني فعاليت ها بايد از قبل طراحي و برنامه ريزي شده باشند. |
انواع روشهاي تدريس
|
1- روش سخنراني |
|
اين روش که سابقه اي طولاني در نظامهاي آموزشي دارد به ارائه مفاهيم به طور شفاهي از طرف معلم و يادگيري آنها از طريق گوش کردن و يادداشت برداشتن از طرف شاگرد مي پردازد. در اين روش يک نوع يادگيري و رابطه ذهني بين معلم و شاگرد ايجاد مي شود. |
|
مراحل اجراي روش سخنراني |
|
مرحله
اول: آمادگي براي سخنراني |
|
محاسن
و محدوديتهاي روش سخنراني |
|
روش سخنراني، مختص کلاسهاي پرجمعيت است. روش بسيار ارزاني است. اين روش مي تواند تا حد زيادي با برنامه معلم تطبيق يابد. با توجه به موقعيتهاي زماني و مکاني و مجموعه تجهيزات، روش سخنراني بسيار انعطاف پذير است موقعيت سخنراني ممکن است سبب تقويت اجتماعي، ذوق زيبايي، علاقه، اعتماد به نفس و کاهش احساس تنهايي شود. |
|
ب) محدوديت روش سخنراني |
|
در اين روش، چون معلم متکلم وحده است شاگردان چندان فعال نيستند. بيشتر از حس شنوايي استفاده مي شود. قدرت تکلم شاگردان چندان تقويت نمي شود. تفاوتهاي فردي در آن منظور مي گردد. و محدوديت روش سخنراني بيشتر متعلق به عدم کاربرد صحيح آنهاست. اين روش، مستلزم وجود برخي از خصوصيات شخصيتي مانند صدا، روش سخنگويي، رواني سخن، آرامش و نظم و ... است. |
مقایسه روش های تدریس
در فرایند یاد دهی – یادگیری ، همانگونه که از ظاهرآن نمایان است تنها به تدریس پرداخته نمی شود بلکه یاد دهی و تدریس دریک سو و یادگیری در سویه ی دیگر آن قرار دارد .
با توجه به اینکه تمام دروس دوره راهنمایی تحصیلی به گونه ای خاص به همدیگرمرتبـط اند نمی توان بین دروس حایل قائـل شد .
مقایسه روشهای سنتی و نوین درفرایندیاددهی یادگیری
|
روش سنتی « غیر فعا ل» |
روش نوین« فعا ل» |
|
1- فراگیران مفاهیم ، تجربه هاو قوانین را می خوانند و حفظ می کنند و می کوشند که به خاطر بسپارند. |
1- فراگیران ضمن انجام فعالیت ها و یا کسب تجربه ، در تولید مفاهیم شرکت دارند و به طور مستقیم نتایج هر تجربه را به دست می آورند. |
|
2- فراگیران هر چه به طور امانت ، به ذهن خود سپرده اند ، پس می دهند و هنگام آزمون ،امانت های دریافتی را مسترد می دارند. |
2- فراگیران با تمام افراد گروه به بحث و گفت و گومی پردازند، با هم کار می کنند ، نظرات خود را با یکدیگر مقایسه و به تصحیح اشتباهات خود می پردازند و به فراگیری دانش یاری می رسانند. |
|
3- معلم اغلب با روش سخنرانی تدریس می کند و نقش حل مسائل را ایفا می کند. (تمرین می دهد ،به حل تمرین ها کمک می کند، با مثال مفاهیم را توجیه می کند.) |
3- معلم راهنمای یادگیری است و به جای پاسخ مستقیم به پرسشها، می کوشد تا با پرسش های متعدد از فراگیران ، آنها را به پاسخ های صحیح هدایت و آنها را به اندیشیدن ترغیب کند. |
|
4- معلمان اغلب جزوه می گویند ،مطالب کتاب را خلاصه می کنند و فراگیران را به سوی استفاده از کتاب های حل مسائل سوق می دهند. |
4- معلمان به فراگیران پاسخ کلیشه ای نمی دهند،پرسش هایی را مطرح می کنند که قابل بحث باشد و فرصت گفت و گو را برای دانش آموزان ایجاد می کند. |
|
5- معلم به کلاس تکلیف می دهد و فراگیران در این فرایند به عنوان تماشاگر هستند. |
5- معلم،هر فراگیر را تشویق می کند که از دیگران کمک بگیرد، برای نظریه های خود وسائلی بسازد، تجربه کند و نتیجه را گزارش دهد. |
|
6- معلم کلاس را کنترل می کند. |
6- حضوروغیاب کارسرگروه و معلم نظارت میکند. |
|
7- معلم در صحنه ی آموزش کاملاٌ فعا ل است و فراگیران ساکت هستند. |
7- فراگیران در صحنه ی آموزش فعالیت می کنند و معلم ،راهنمای فعالیت های آنها است. |
|
8- معلم تمرین می دهد،تمرین حل می کند، پاسخ پرسش ها را می دهد، رفع مشکل می کند، تدریس می کند و جزوه می گوید. |
8- در این شیوه شاگردان با اعضا گروه بحث می کنند و معلم در صورت لزوم آنان را به طرح پاسخ صحیح هدایت می کنند. |
|
9- هدف یاد دادن است و تکیه بر محفوظات و کسب دانستنی های ضروری و غیر ضروری . |
9- هدف یادگیری است ، فراگیران به یادگیرنده های مادام العمر تبدیل می شوند. |
|
10- بیشتر تکالیف ، رونویسی و...می باشد. |
10- تکالیف جمع آوری اطلاعات میباشد. |
نگاهی به فرایند تدریس
اشاره
ازمیان عناصربرنامه ی درسی (اهداف، محتوا ، تکنولوژی ، تدریس، ارزشیابی و... ) تدریس یکی ازعناصرکلیدی وتعیین کننده تلقی می شودواگربرنامه ریزی درسی رادرسه مرحله – برنامه های قصده شده، اجراشده وکسب شده – درنظربگیریم ، نقش معلم ونحوه ی تدریس اودرفراینداجراوچگونگی کسب آن از سوی دانش آموزان به عنوان مهم ترین عامل تأثیرگذارمطرح است .
باتوجه به اهمیت تدریس ونقش ممتازآن درتربیت عاطفی ، اجتماعی ، ذهنی ، اعتقادی واطلاعاتی دانش آموزان وزمینه سازی برای کسب دانش ومهارت های زندگی ، نیازمندبازشناسی فرهنگ تدریس هستیم .
ايجادجهت يابي دريادگيري(اقدامات قبل ازتدريس)
(معلمان مي توانندبا ارائه ي يك ساختار اوليه براي توضيح نتايج موردنظر،محصلان رابراي يادگيري آماده كنند و آنان را به سمت راهبردهاي مطلوب يادگيري هدايت كنند ) .
پژوهش و تحقيق ، ارزش ايجاد جهت يابي يادگيري را با شروع دروس و فعاليت ها به كمك ادوات و نمودارهاي سازماندهي پيشاپيش و يا مرور كوتاه آنچه در پيش است نشان مي دهد . اين آشناسازي ها يادگيري محصلان را با القاي ماهيت ومقصد عمل يادگيري تسهيل مي كنند،آن را به معلومات قبلي متصل مي سازند ، ونشانه هاي راهنماي انواع پاسخ- هاي محصل را كه فعاليت مورد بحث به آن نياز دارد ، در اختيار اومي گذارد.اين امر به محصلان كمك مي كند تا هدفمند بمانند و درهمان حا ل كه به پردازش اطلاعات مشغولند و به پرسش ها يا وظايف مستتر در فعاليت يادگيري پاسخ مي- گويند، برخورداري ازنگرش راهبردي را حفظ كنند . جهت يابي هاي مطلوب درس ، ضمناً انگيزه ي محصلان را براي يادگيري تحريك مي كنند و اين كار را با القاء شور و هيجان براي يادگيري ، يا كمك به شناخت ارزش يا كاربرد بالقوه ي آن انجام مي دهند .
اين نمودارها دركلاس درس ، پيش ازشروع تدريس ، محصلان را به سمت آنچه قرار است ياد بگيرند، هدايت مي كنند و به آنها جهت مي بخشند .آنها ماهيت عام يادگيري رامشخص مي سازندوساختاري دراختيار محصلان قرار مي دهند كه در چارچوب آن به درك ومرتبط سازي موضوعات مشخصي كه به وسيله ي معلم يا متن درسي ارائه خواهد شد نايل آيند . چنين شناختي از ماهيت فعاليت و ساختار محتواي آن به محصلان كمك مي كند تا توجه خود را برانديشه هاي اصلي متمركز سازند وافكار خودرا به نحوي مؤثر نظم و ترتيب بدهند . بنا بر اين پيش از شروع هر درس يا فعاليتي ، معلم بايد اطمينان يابد كه محصلان مي دانند كه قرار است چه چيزي را فرا گيرند و چرافراگيري آن برايشان مهم است .
راه هاي ديگري براي آن كه به محصلان كمك شود كه با داشتن حس مقصد و سمت و سو مبادرت به يادگيري كنند ، شامل جلب توجه آنان به اهداف فعاليت ، ارائه ي خلاصه اي ازآراءونظرهاي اصلي ويا گام هاي عمده اي است كه بايد برايشان تشريح شود . مي توان تدابيري مانند پيش آزمون هاراكه باعث جلب حساسيت محصلان به نكات اصلي مي شود وهم چنين پيش پرسش هايي راكه آنان رابه تفكردرباره ي موضوع برمي انگيزد، به مطالب بالا افزود .
انتخاب مواد و منابع آموزشي
تدارك فعاليت هاي تدريس – يادگيري مستلزم انتخاب مواد آموزشي مناسب براي ايجاد انگيزه دردانش آموزان و توضيح و تشريح محتواي درسي است . اين منابع شامل انواع موادچاپي،رسانه هاي سمعي وبصري وسايرموادبراي آموزش هاي انفرادي يا گروهي است .
اصولاً برنامه ريزان درسي ومعلمان به اندازه ي كافي با كاربردموادآموزشي سنتي مانند:كتاب هاي درسي،منابع و مآخذ ، روزنامه ها ، بروشورها و كتاب هاي كار و تمرين آشنا هستند بااين حا ل آگاهي معلمان در باره ي برخي منابع آموزشي بسيار محدود است . اين منابع عبارتند از :
- اشيا و نمونه ها - منابع موجود در جامعه - نمايشگاه ها - وسايل و ابزارهاي بازي
- سخنرانان صاحب نظر - صفحه و نوار كاست - نمايش و ديدني ها - چارت ها ، نمودارها و پوسترها
- عكس ها و شكل ها - ورقه هاي شفاف - عكس هاي متحرك صدا دار و بي صدا
- برنامه هاي تلويزيوني و نوارويديو و كاست - مواد چند رسانه اي - عكس هاي ثابت همراه با عكس هاي متحرك
سا ل ها پژوهشگران آموزشي در اين فكربودندكه آيا وسيله يا تركيبي از وسايل وجود دارد كه براي آموزش يك موضوع خاص درسي بهترين باشد ؟ به كلامي ديگرآيارسانه ها را مي توان بر اساس كارآيي آنها ، در امر آموزش نوع خاصي از مفاهيم ،حقايق ، اصول وساير مسايل كلي طبقه بندي كرد ؟حقيقت اين است كه در اين زمينه پژوهشگران به اندازه ي كافي تلاش كرده اند ولي نه تنها به يك جواب ساده و قانع كننده نرسيده اند ، بلكه اغلب نتايج بدست آمده نيز متناقض بوده است .ولي آنچه كه ازنتايج پژوهش هامحقق شده،اين است كه تجارب آموزشي مشخص را مي توان به كمك چندرسانه ي معين(كه داراي نقش يكساني دراين زمينه هستند)به اندازه ي كافي تكميل كرد .همچنين نتيجه ي تحقيقات نشان مي دهد رسانه اي كه براي تكميل يك امر مشخص آموزشي تدارك ديده شده ،براي تسهيل مفهومي ديگر درجريان همان آموزش نمي توان كلاًبه كارآيي يك رسانه اكتفاكرد ، بلكه بايد منابع و مواد آموزشي گوناگوني را فراهم آورد تادرموقعيت هاي خاص تدريس يادگيري مناسب ترين آنها مورد استفاده قرار گير د .
انتخاب رسانه
انتخاب رسانه يارسانه هاي مورد نظر،به ويژه براي معلمان تازه كار به سه دليل مشكل است : اولاً تعداد وسايل ومواد سمعي و بصري موجود به اندازه اي زياد و متنوع است كه مشكل انتخاب رابيشتر مي كند.ثانياًاصول و رهنمودهاي قاطع و جامعي وجود نداردتادرانتخاب وجمع آوري رسانه هاي مناسب موردتوجه قرارگيرد . ثالثاً عده ي بسياركمي از آموزش- گران در باره ي كليه ي منابع آموزشي مناسب براي تسهيل تدريس – يادگيري تجربه ي گسترده و كافي كسب كرده اند .
بيشتر معلمان ، رسانه ها را بر اساس آشنايي قبلي و يا سادگي كاربرد انتخاب مي كنند . ولي چنانچه در انتخاب رسانه ها عوامل مشخص و معيني را رعايت كنيم ،متوجه خواهيم شدكه موقعيت هاي خاص آموزشي يك رسانه نسبت به رسانه ديگر ارجحيت دارد . اين عوامل عبارتند از :
1-آيا موادآموزشي موردنظر براي آموزش هاي كلاسي معلم انتخاب شده است يابراي مطالعه ي انفرادي دانش آموزان مورد استفاده قرار خواهد گرفت ؟
برخي از رسانه ها براي ارائه ي مطالب و برخي ديگر براي مطالعه ي مستقل و انفرادي مناسب ترند . ولي بيشتر رسانه ها انعطاف پذير و در هر دو مورد قابل استفاده اند .
2-آيا رسانه انتخاب شده مستلزم تدارك برخي كارهاي هنري مانند نقاشي ، عكاسي ، تهيه ي نمودار و تصاوير ثابت و متحرك است ؟
تجربه نشان داده است كه كارهاي هنري ،درك مفاهيم پيچيده را آسان وواضح مي كند .ولي رسم تصاوير هنري ، معمولاً طول مي كشدومستلزم حوصله وبرنامه ريزي قبلي است.ازاين رو تهيه ي عكس ازاشيا وموضوعات مورد نظر راحت تر است به ويژه اينكه مشاهده تصوير واقعي اشيا در برخي موارد آموزشي ضرورت دارد .
3- آيا تصاوير بايد به طور متحرك يا به صورت ثابت نمايش داده شود ؟
استفاده از تصاوير متحرك زماني ضرورت داردكه به فهم بيشتر مطالب درسي كمك كند ، مانند مشاهده گردش خون در بدن،گردش زمين به دورخورشيد،طرزكارماشين وجريان توليد انبوه يك كالاو…. اگر ويژگي حركت مورد نظر نباشد ، استفاده ازتصاويرثابت مقرون به صرفه است،زيرا تهيه ي تصاوير متحرك مستلزم مهارت كافي ، زمان طولاني و هزينه هاي زياد است .
4- آيا تصاوير ثابت لزوماً بايد صدا دار باشد ؟
تصاويرثابت بايد زماني همراه با صدا باشد كه توضيح و تشريح جزئيات تصوير و يا صدايي خاص ، ضروري باشد . براي كاهش هزينه ي ضبط صدا،مي توان توضيحات راروي كاغذچاپ كرده وهمراه با تصوير در اختيار دانش آموزان قرار داد .
5- چه زماني بايد وسايل چندرسانه اي مورد توجه قرار گيرد ؟
زماني كه از يك وسيله ي چند رسانه اي استفاده مي شود كه ضرورت توضيح وتشريح محتواي درس از طريق رسانه هاي مختلف محرزشده باشد.گرچه نقش يك وسيله ي چند رسانه اي در تسهيل جريان تدريس – يادگيري بسيار زيادوقابل توجه است ،با اين حال استفاده ازوسايل تك رسانه اي براي مطالعه ي انفرادي وآموزش درگروه هاي كوچك و وسيله ي چند رسانه اي براي گروه هاي بزرگ ، كلاس هاوسالن هاي پرجمعيت مناسب تر است .
6- درانتخاب سخت افزارهاي آموزشي ، نكات مورد توجه كدامند ؟
وقتي مواد آموزشي را انتخاب مي كنيد ، همواره سخت افزار مورد نياز را هم در نظر بگيريد . اگردرچنين موقعيتي قرار گرفتيد نخست مشخص كنيد كه سخت افزار را براي استفاده معلم انتخاب مي كنيديا دانش آموزان ،زيرا وسيله اي كه براي استفاده دانش آموزان درنظرگرفته مي شود،بايدضمن بادوام بودن،كاربردبسيارساده وراحتي داشته باشد.به علاوه روش هاي فني و مهارت هاي ويژه اي كه براي استفاده صحيح ازدستگاه لازم بايد از پيش معلوم و مشخص شود .
پس ازتعيين دوويژگي موردبحث ، دستگاه را با موادآموزشي مورد نظر امتحان كنيد .باتوجه به نكات بالا ، چنانچه دستگاه مطابق نيازهاي آموزشي وكلاسي ، انتظارات شما را تأمين كرد ند انتخاب سخت افزار ، مناسب و بسيار خوب بوده است و مطمئن باشيد كه از بهره دهي دستگاه در كلاس درس احساس رضايت خواهيدكرد .
توصيه مي شود از كاربرد دستگاه هايي كه قبلا ً مورد بررسي و امتحان قرار نگرفته اند ، دركلاس درس خودداري كنيد . همچنين همواره خودرا براي لحظاتي كه احتمال قطع برق يا خرابي دستگاه پيش مي آيد ،آماده كنيد و تدابير لازم براي تداوم تدريس را ( بدون دستگاه ) ازپيش اتخاذ كنيد .
پيش آزمون
آيا هر يك از دانش آموزان براي درك مطالب و كسب مهارت هاي جديد ، اطلاعات و توانايي لازم را قبلا ً به دست آورده اند ؟
آيا عده اي از دانش آموزان قبلاً بعضي از هدف هاي آموزشي درس جديد را آموخته اند ؟
آزموني كه پيش ازشروع به آموزش انجام مي گيرد.كارشناسان معتقدند پيش آزمون هايك راه كاراساسي و بنيادي براي محك زدن سطح پتانسيل علمي متعلم است . در واقع با اين گونه ارزشيابي ها ، مي توان قدرت علمي وسطح دانش نظري دانش آموزان راسنجيدومطالب بعدي رامنطبق برهمين معيارهاوبادرنظرداشتن توانايي علمي اوو البته به فراخور داشته- هاي قبلي دانش آموز به او ارائه نمود .
بر اساس روش سنتي كافي است كتاب هاي درسي دوره هاي قبل را مورد بررسي قرار دهيم و ادعا كنيم كه دانش آموزان اطلاعات و زمينه ي كافي براي درس جديد را قبلاً كسب كرده اند . ولي آيا مي توان به چنين قضاوتي اطمينان و اكتفا كرد؟ يعني مي توان گفت كه همه ي دانش آموزان معلومات و توانايي لازم براي درك مفاهيم جديد را دارند و هيچ كدام نيازي به جبران وتكميل معلومات ورودي خود ندارند ؟ اندكي تأمل و احتياط در باره ي چنين قضاوتي ايجاب مي- كندكه معلم خود شخصاً جواب سؤال راپيد كند . براي اين كارمعلم بايدپيش ازشروع درس جديد پيش آزموني انجام دهد يعني معلومات ورودي دانش آموزان را بسنجد تا بتواند پيش نيازهاي آنان را مشخص كند بنا بر اين يكي از نتايج انجام دادن پيش آزمون تشخيص و اطلاع از ميزان رفتار ورودي دانش آموزان است كه بر اين اساس معلم مي تواند :
الف – كمبودها ونارسايي هاي آموزشي رااز طريق آموزش هاي تكميلي (ترميمي ) و رهنمودهاي لازم جبران كند .
ب – هدف هاو فعاليت هاي جديدآموزشي رامتناسب باميزان توانايي هاي دانش آموزان اصلاح وتنظيم كند .
ج – نقطه ي درس جديد را طوري انتخاب كند كه همه ي دانش آموزان از آن بهره مند شوند .
نكته ي بسيار مهم و قابل توجه در انجام دادن پيش آزمون اين است كه دانش آموزان همواره مقصود از پيش آزمون را بفهمد تا با رغبت وعلاقه در آن شركت كنند زيراچنانچه دانش آموزان از هدف واقعي پيش آزمون ها آگاه نباشند احتمال مي رود اين عمل جنبه ي امتحان به خود بگيرد و سبب نگراني و خستگي روحي آنان شود .
فايده ي ديگر پيش آزمون اين است كه معلم مي تواندبرمبناي كمبودها ي آموزشي دانش آموزان نوع و درجه ي فعاليت گروه دانش آموزان و يا فرد فرد آنان را مشخص كند .
پيش آزمون به مديران و معلمان اين امكان را مي دهد تاپس ازگذشت زماني از سال تحصيلي و با انجام ارزشيابي هاي مستمر،درعملكرد خود بنگرندوبدانندكه آيا شيوه ي تدريس وآموزش آنان مفيدبوده ياخير؟با اعمال اين روش همان طور كه اشاره شد معلمان قبل از تدريس، ازميزان معلومات ونقاط قوت وضعف دانش آموزان خودآگاهي يافته ، الگوي تدريس خود را بر اساس همان اطلاعات مدون مي سازند . البته اين عمل زماني قابل اعتنا مي باشد كه متوليان امتحانات به طور دقيق ،برشيوه ي اجراي سازمان يافته و سلامتي كامل آن ، نظارت دقيق و اطمينان صددرصد داشته باشند تابه هر ترتيب ، بتوان در تجزيه و تحليل آماري ، نتايج استخراج شده را معتبر دانست و مورد استناد قرار داد . ازسوي ديگر، ازآنجا كه در مباحث اصول ، روش ها و فنون تدريس وشيوه هاي نوين ارزشيابي بر اين نوع آزمون ها تأكيد فراوان شده است و اين مهم مبين آن است كه اين ارزشيابي ، به طورقطع و البته در دراز مدت در ارتقاي كيفيت آموزشي تأثير مطلوبي خواهد نهاد و به ويژه درشرايط فعلي كه دستگاه آموزش و پرورش با موج فزاينده ي افت تحصيلي روبروست اهميت اين گونه آزمون ها صد چندان مي شود واميد به بهبود كيفي تحصيلات آينده ، ما را ترغيب مي سازدتا به مهم ترين بخش درفرآيند يادگيري يعني ارزشيابي و تجزيه وتحليل اهتمام ورزيم .
نتيجه اين كه اگرپيش آزمون هابه شكل اصولي وسازنده ومنطبق بامعيارهاي رايج درعرصه ي تعليم وتربيت برگزار شوددر دراز مدت نتايجي بس مفيدخواهد داشت كه چشم پوشي از اين عواقب خوب وثمربخش ، به هيچ روي قابل اغماض نيست .
تدریس یک موضوع چندوجهی است . ازیک طرف بانحوه ی تفکرونیازهاوعلایق دانش آموزان مرتبط استوازطرف دیگربایدبه گونه ای باشدکه زمینه های رشدجنبه های مختلف هوش رافراهم آورد. ازطرف دیگر، بایدبایافته های روانشاختی تدریس- تفاوت های فردی نحوه ی تعامل وارتباط بادانش آموزان و... – هماهنگ باشد. هم چنین بایدبانظریات یاددهی- یادگیری ارتباط داشته باشد. به عبارت دیگر، درفرایند تدریس بایدجلوه هایی ازنظریات یادگیری نوین(فراشناخت وساختارگرایی) حضورداشته باشد . همه ی این موارد جزء ابعادتدریس است اماتمام واقعیت نیست .
واقعیت این است که تدریس یک مقوله فرهنگی است وباجلوه های مختلف فرهنگ – باورها، ارزش ها، اعتقادات، آداب ورسوم
هنجارهاواحساسات ، هیجانات، علایق، نگرش و .... – درارتباط است.
فرهنگ معلم ، دانش آموز، خانواده هاوجامعه دراین فرایندنقش دارند . به عبارت دیگر،باورهاوانگیزه های معلم ودانش آموزکه حاصل جهان بینی وایدئولوژی مکتبی وارزش های ملی وفرهنگی خانواده هاوجامعه است، تأثیرشگرفی برفعالیت های تدریس می گذارد. نتایج پژوهش های انجام شده درتحلیل علل ضعف دانش آموزان درطرح تیمز نیز حاکی ازاین واقعیت است که آموزش وتدریس اساساً یک مقوله ی فرهنگی است (آرانی ومقدم 1384،2)
درسال های اخیر، برنامه ریزان درسی سعی کرده اندباعنایت به یافته های پژوهشی، فرایندبرنامه ی درسی راازرویکردانتقالی ونتیجه محوربه رویکردحل مسأله اکتشافی وفرایندمحورتغییردهند.امادرعمل ، چندان اثربخش نبوده است .
علت چیست ؟
رویکردانتقالی ونتیجه محوردرنگرش معلمان وخانواده های ایرانی به صورت فرهنگ درآمده است .بابخشنامه وتشکیل چند دوره ی آموزشی وتغییرمحتوای کتاب های درسی و ... حاصل نشده است .بنابراین می توان اذعان داشت که تغییررویکرد انتقالی ونتیجه محوربه رویکرداکتشافی وفرایندمحور، نیازمندتغییرفرهنگ آموزش درایران است واین مطلب نیازمندفرهنگ سازی ازسوی همه ی رسانه ها ونهادهای ذیربط است . زیراعوامل فرهنگی بسیارپایدارندوبه آسانی تغییرنمی یابند .
مقایسه ی تدریس درکشورهای آلمان، ژاپن ، آمریکا وایران
براساس آنچه بیان شد، می توان اظهارداشت که فرایندتدریس تابع فرهنگ تدریس است . ازاین رو، توالی تدریس درکشورهای مختلف فرق می کند . پس ازانتشارنتایج سومین مطالعه ی بین المللی علوم وریاضیات(Timss) ، پژوهشی درنحوه ی تدریس معلمان سه کشورآمریکا، آلمان وژاپن صورت گرفت ونشان دادکه تدریس یک مقوله فرهنگی است وتفاوت های آشکاری ازنظرفرایندتدریس درمیان معلمان این کشورهاوجوددارد .
تدریس درآلمان
1.مرورمطالب قبلی وتکالیف بایادآوری مطالبی که دانش آموزان قبلاً یادگرفته اند .
2.بیان موضوع درس توسط معلم
3.تبیین روش های حل مسأله؛ توضیحات لازم درباره ی مسأله ، استفاده ازتخته سیاه ، نظارت معلم و... ازفعالیت هایی است
که دراین مرحله انجام می شود .
4.تمرین ؛ این کارازطریق ارائه تمرین های کلاسی صورت می گیرد. اگرحل این تمرین هاوفعالیت های کلاسی درکلاس بع اتمام نرسد ، آنهارابه صورت تکلیف درمنزل ارائه می دهند .
تدریس درژاپن
1.مروردرس گذشته باصحبت مختصرمعلم یاهدایت بحث توسط او .
2.بیان مسأله ی مربوط به جلسه ؛ معمولاً یک مسأله کلیدی وجودداردکه محوربخش اعظم فعالیت های درسی راتشکیل می دهد .
3.فعالیت فردی یاگروهی دانش آموزان ؛ این فعالیت تقریباً همیشه پس ازارائه ی یک مسأله یاطرح موضوع انجام می شود و از1تا3 دقیقه طول می کشد.(گفت وگو،آزمایش،بارش مغزی، ... دراین مرحله صورت می گیرد.)
4.بحث درباره ی راه حل ها؛ پس ازآن که دانش آموزان برروی مسأله کارکردند،یک یاچندراه حل موردبحث قرارمی گیرد. اغلب،معلم ازچندنفرمی خواهدکه یافته های خودرابرای همه ی کلاس توضیح دهند. سپس گفته های آنهاراجمع بندی می کندوتوتوضیح بیشتری می دهد .
تدریس درآمریکا
1.مرورمطالب قبلی ؛ درس باکنترل وبررسی تکالیف یافعالیت آماده سازی شروع می شود .
2.نشان دادن چگونگی حل مسأله مربوط به آن جلسه ؛بعدازبررسی تکالیف ،معلم باارائه ی چندمسأله نمونه ونشان دادن چگونگی حل آنهاموضوع جدیدرامعرفی می نماید .
3.تمرین ؛ فعالیت کلاسی ارائه می شودوازدانش آموزان خواسته می شودمسائل مشابه راحل کنند .
4.تصیحیح تمرین کلاسی وارائه ی تکالیف ؛ درپایان درس، بعضی ازتمرین های کلاسی ومسائل متعدد دیگری به عنوان تکلیف ارائه می گردد.
تدریس درایران (الگوی قدیمی )
این الگوی انتقالی ونتیجه محورازسال های گذشته درمدارس ایران حاکم شده است وضعف عمده ی آن، عدم فعالیت دانش آموزان درفرایندتدریس است .
1.بررسی تکالیف وپرسش های درس قبل؛ معمولاً پس ازحضوروغیاب،تکالیف موردانتظاربررسی می شودوازچندنفرسؤال می شود .
2.معرفی موضوع درس جدید؛ بانوشتن موضوع درس جدیدبرتخته سیاه، موضوع درس معرفی می شودوازدانش آموزان خواسته می شود، سکوت کنندوبه صحبت های معلم گوش نمایند .
3. بیان مفاهیم کلیدی درس؛ باروش سخنرانی ،مطالب توضیح داده می شودودرحین تدریس سعی می شوددانش آموزان باسؤال وجواب هدایت شوندومطالب رایادبگیرند .
4.جمع بندی مطالب ؛ معمولاً دراین مرحله معلم خودبه جمع بندی مطالب می پردازد .
5. تمرین ؛ چندنمونه تمرین ازسوی دانش آموزان حل می شودیاازچندنفرسؤال می شود .
6.ارائه ی تکلیف ؛ تکالیف مشخص می شودوازدانش آموزان خواسته می شودآنها رادرمنزل انجام دهند .
تدریس درایران (الگوی فعال )
این الگوی فعال، اکتشافی وفرایندمحورازسال 1375 باتغییربرنامه ی درسی علم پدید آمد .
1.بررسی تکالیف وپرسش ازدرس قبل .
2.معرفی موضوع درس جدید ؛ درس جدیدبانشان دادن یک فیلم یاتصویر،نقشه وآوردن وسایل آزمایشگاهی درکلاس،زمینه
سازی می شود . موضوع درس به صورت یک مسأله طرح سؤال اصلی ازسوی خوددانش اموزان یامعلم مطرح می شود .
3. مرحله ی کاوشگری ؛ دانش آموزان به صورت فردی یاگروهی هدایت می شوند تاابعاددرس راازطریق آزمایش ، گفتگو، مطالعه و ... بررسی نمایندوباطرح راه حل های مختلف، آمادگی خودراجهت ارائه ی گزارش اعلام نمایند .
4.مرحله ی تبیین ؛ پس ازدریافت گزارش های دانش آموزان باکمک خودآنهاابعاددرس وراه حل های بیان شده تبیین می شود.
5.مرحله ی تمرین وانتقال ؛ پس ازاطمینان ازفهم دانش آموزان- ازطریق ارزشیابی مستمر ... – به منظورتثبیت یادگیری ، تمرین هایی ارائه می شودتاعده ای ازدانش آموزان آن راانجام یاتوضیح دهند .
6. ارائه ی تکالیف بارویکردی تمرینی وکاوشگری ؛ پس ازاطمینان ازیادگیری دانش آموزان ، تکلیف درسی با توجه به تفاوت های فردی دردوسطح تمرینی وکاوشگری ارائه می شود .
جمع بندی
مرورمطالب قبلی بیان موضوع ومسأله درس درهمه ی کشورهایکسان است .اماتفاوت درنحوه ی برخوردبامسأله وفعالیت های پیرامون آن است :
درالگوی آلمانی، باطرح مسأله، زمینه برای توضیحی طولانی درباره روش حل آن آماده می شود .
درژاپن، ارائع ی یک مسأله ، زمینه رابرای فعالیت دانش آموزان به صورت فردی وگروهی آماده می کند .
درآمریکا، ارائه ی یک مسأله زمینه ای برای نشان دادن راه حل آن است .
درایران ، طبق الگوی قدیمی ، ارائه ی یک مسأله زمینه ای است برای نشان دادن راه حل ازسوی معلم . ولی طبق الگوی نوین، که تا حدی به الگوی ژاپنی شبیه است ، سعی می شودپس ازطرح مسأله، زمینه ی فعالیت دانش آموزان فراهم شودتاضمن کشف راه حل، به بازآفرینی آن بپردازند .
روش تدریس
آیا با روش و دانش دیروز می توان دانش آموزان امروز را برای آینده آموزش داد ؟
معرفی الگوی تدریس دریافت مفهوم
به کمک این ا لگو : قدرت خلاقیت -ثبات یادگیری -فرضیه سازی - افزایش تحمل ابهام -درفراگیران تقویت می گردد
الگوی دریافت مفهوم ا زخانواده پردازش اطلاعات است این خانواده برراهای تقویت کشش درونی انسان برای درک جهان از طریق گرد آوری وسازماندهی اطلاعات اولیه کشف مسایل وارائه راه حل های آن ها وایجاد مفاهیم وزبان نقل آنها تاکید دارند بنیان گذرا این الگو جروم برونر است الگو ی دریافت مفهوم جستجو وکشف نمودهایی است که از آن برای تمیز نمونه ها از غیر نمونه های طبقات استفاده می شود به سخن دیگر دراین الگو از فراگیران می خواهم مثال هایی را که شامل آن نمودها نیست مقایسه کنند وبدین وسیله نمودهای مقوله را که درحال حاضر درذهن معلم وجود دارد کشف نمایند
مراحل اجرای الگو
برای اجرای الگوی دریافت مفهوم سه مرحله اساسی به ترتیب زیر در نظر گرفته می شود :
مرحله اول :
معلم
دراین مرحله فهرستی از مثال ها :
مفهومی درذهن دارم آن را حدس بزنید ( نمونه ها ) دردوستون ارائه می شود اگر کلمه یا جمله یا شکلی درستون آری مطرح شود مثالی از آن مفهومی است که درذهن من است واگر کلمه یا جمله یا شکلی درستون خیراائه گردد مربوط به آن مفهوم نیست
|
آری |
خیر |
|
|
|
معلم : دراین مرحله معلم یکی یکی مثال ها رادرستون مربوط می نویسد فراگیران دراین مرحله با مشاهده کردن فکر کردن حدس زدن
مرحله دوم : دانش آموزان عزیز خوب مشاهده کنید دقت کنید وآن مفهوم را حدس بزنید اما حدس خود را با د ست گرفتن اعلام کنید وبه زبان نیاورید (فرضیه دادن ) درجریان تدریس فعال می شوند :
معلم :
مرحله سوم : من مثال هایی را مطرح می کنم شما بیان کنید هر کدام از آنان درکدام یک از ستون ها قرارمی گیرند دانش آموزان با دست گرفتن مشخص می کنند که هرکدام از کلمات یا جملات یا شکل ها درکدام ستون قرار می گیرد درادامه ی این مرحله معلم با رهبری ونظارت از فراگیران می خواهد هم مثال بزنند وهم نشانه (آری – خیر ) آن را تعیین کنند:
دراین مرحله معلم خطاب به داش آموزان می گوید حدس ها وفرضیه های خود را شرح وبسط وارائه دهید
درپایان معلم با کمک دانش آموزان به استنتاج وجمع بندی نظر ا ت می پردازد وبه مفهوم اصلی اشاره نموده توضیحات اضافه را بیان می نماید
آثار ونتایج الگو
قدرت تفکر ودرک مفاهیم را در فراگیران تقویت می کند
تحمل ابهام را درفراگیران افزایش می دهد
استدلال استقرایی را درفراگیران تقویت می کند
یاد گیری برای فراگیران حنبه ی معمایی پید ا می کند و لذا انگیزه ی یادگیری درفراگیران افزایش می یابد
نکات کاربردی
قبل از اجرای این الگو درکلا س وظیفه ی معلم این است که مثال ها وغیر مثال ها را آماده وتدوین کند
تعداد مثال ها وغیر مثال ها باید حدود بیست جفت وسیر ارائه ی جفت ها از وضوح به ابهام باشد
درگام های اول ودوم میزان ارائه ی جفت ها بستگی به فراگیرانی دارد که پاسخ درست را حدس زده اند وبا رفتار غیر کلامی نشان می دهند
درصورتی که ازاین الگو برای آموزش آموخته های جدید استفاده شود باید مثال ها ومصادین روشن تر وبیشتر باشد
اولین اجرای این الگو می تواند به منزله ی ارزشیابی تشخیصی یعنی ارزشیابی از درس قبل باشد دراین حالت مثال ها باید تا حدی دشوار تر باشد اما در صورتی که این الگو برای ارائه درس جدید به کار رود مثال ها باید تا حدی آسان تر ارائه شود
منابع : احدیان محمد وآقا زاده محرم روش های نوین تدریس تهران نشر آییژ 1378
نقیه مجید الگوی دریافت مفهوم انتشارات جو کار اصفهان 1382
ویل مارشا وجویس الگو ها ی تدریس ترجمه ی محمد رضا بهرنگی تهران نشر اشکان 1381
خانواده الگوهای اجتماعی در تدريس
یادگیری از طریق همیاری (Cooperative Learning)
يادگيري همكارانه(گروه بندي دانش آموزان)
انسان دوست دارد درجمع شركت كند و مورد پذيرش ديگران قرار گيرد . كودكاني كه مورد پذيرش قرار نگيرند با استفاده ازمكانيسم هاي دفاعي متعددي احساس نامطلوب خود را بروز مي دهند . طرد شدن و مورد قبول ديگران قرار نگرفتن نه تنها كودكان بلكه بزرگسالان رانيز ناراحت ونگران مي سازد .
پژوهش نشان مي دهد كه با ترتيب دادن همكاري محصلان به شكل دو نفري يادرگروه هاي كوچك به هنگام كاركردن روي فعاليت ها يا تكاليف ، غالباً نتايج بسيارمثبتي به دست مي آيد . يادگيري همكارانه ، مزاياي عاطفي و اجتماعي ، مانند علاقه ي فزونتربه موضوع درس و ارزشگذاري بيشتر بدان راترويج مي كند ونگرش هاي مثبت و تعاملات اجتماعي در بين آنان راكه ازنظرجنسيت،نژاد،قوميت،سطوح موفقيت وسايرخصوصيات متفاوت هستند ، افزايش مي دهد.يادگيري همكارانه ضمناً با در گيركردن محصلان دربحث وگفتگو ظرفيتي براي تحصيل امتيازات شخصي و فرا شناختي به وجود مي آوردكه مستلزم آن است تاپردازش اطلاعات مرتبط باتكاليف وراهبرد هاي حل مسئله راوضوح ببخشند.محصلان وقتي كه دربعضي اشكال يادگيري همكارانه ، به عنوان جايگزين تكميل انفرادي تكاليف محوله،درگيرمي شوند،به احتما ل قوي نتايج بهتري بروز مي دهند .
ويژگي رويكرد هاي سنتي به تدريس عبارتست ازدروسي براي كل كلاس كه دنباله اش ،صرف وقت براي كاردرجا و نشستني است . در طول اين مدت ، دانش آموز به تنهايي روي تكاليف تعيين شده كار مي كند . رويكرد هاي يادگيري همكارانه دروس كل كلاس را محفوظ نگه مي دارد ، ولي جاي يك بخش از وقت كارانفرادي نشستني رابه فرصت هايي مي دهد كه محصلان دو به دو يا در گروه هاي كوچك ، در تمرين ها و فعاليت هاي كاربردي به كار بپردازند . يادگيري همكارانه مي توانددرفعا ليت هايي به كاررود كه دامنه ي آنها ازتمرين ومشق تايادگيري داده ها ومفاهيم ، و بحث و حل مسئله وسعت دارد . شايد بالاترين ارزش يادگيري همكارانه اين باشد كه راهي است براي متعهدكردن محصلان به ياد- گيري سودمندوجدي كه باوظايف و تكاليف اصيل در يك محيط اجتماعي همراه است .
محصلان در حالت دو به دو يادرگروه هاي كوچك ، شانس بيشتري براي حرف زدن دارند تا در فعاليت هايي كه به كل كلاس مربوط مي شوند .ضمناً احتما ل بيشتري هست كه محصلان كمرو و خجالتي خود را در بيان آراء و نظريات در اين محيط هاي خود ماني تر ، راحت تر احساس كنند . برخي از شكل هاي يادگيري همكارانه ايجاب مي كنند كه شاگردان يكديگر را در دستيابي فردي به اهداف يادگيري ياري دهند و براي مثال اين مهم را بابحث در باره ي نحوه ي پاسخ گويي به تكاليف محوله ، وارسي تكا ليف انجام شده ، يا ارائه پس خور يا كمك مربي به انجام رسانند . ساير اَشكا ل يادگيري همكارانه مستلزم آنند كه شاگردان بايكديگر براي محقق كردن يك هدف گروهي ، با روي گذاشتن توان ها و امكا نات خود و سهيم شدن در كار همكاري كنند .
الگو هاي يادگيري همكارانه كه مستلزم كاركردن شاگردان با يكديگر براي توليد يك محصول گروهي هستند غالباً اين ويژگي را دارندكه نوعي تقسيم كاردربين افرادمشاركت كننده درگروه را عملي مي كنند .
روش هاي يادگيري همكارانه بنابربيشترين احتمال ، باعث تقويت نتايج يادگيري مي شوند، البته به شرط آن كه اهداف جمعي را بامسئوليت فردي درهم آميزند.اين بدان معني است كه هرعضوگروه به سهم خوددرقبال تحقق اهداف يادگيري ، جوابگو و مسئول باشد . محصلان مي دانند كه از هر عضو گروه ممكن است خواسته شود كه به هر يك از پرسش هاي گروه پاسخ دهد ، يا ممكن است از فرد فرد آنها درموردآنچه ياد مي گيرند امتحان شود .فعاليت هايي كه دراَشكال و شيوه هاي يادگيري همكارانه مورد استفاده قرارمي گيرندبايدباخوداين شيوه ها تناسب داشته باشند. بعضي فعاليت ها درطبيعي ترين شكل خود به وسيله ي افراد و به تنهايي انجام مي شوند . فعاليت هاي ديگري هستند كه شاگردان دوبه دو روي آنها كار مي كنندوبالاخره باز هم فعاليت هاي ديگري وجود دارند كه به وسيله ي گروه هاي كوچك سه تا شش نفري محصلان به انجام مي رسند .در زمان هايي كه محصلان دارند دو به دو و يا درگروه هاي كوچك كارمي كنندوظيفه ي معلم اين است كه بچرخدو بر پيشرفت كارها نظارت كند ، اطمينان يابد گروه ها دارند كارخود را به شكل ثمربخشي انجام مي دهند وهر گونه كمك لازم را در اختيارشاگردان قراردهد .
در گروه چون قدرت و زور و اجباري در كار نيست،راه عملي توسط افراد انتخاب مي شود .يكي ازمحاسن گروه آن است كه اعضاء گروه مي توانند انتظارات ، اميدها ترس هايشان را مبادله كنند و در ضمن تلاش و فعاليت متوجه مي شوند كه ديگران هم مانند او مشكلاتي دارند ، اگراعضاي گروه به هم اعتماد كنند و همديگر راقبول بنمايند يادگيري از طريق بحث وتجزيه وتحليل انجام خواهد گرفت .
پژوهشگران
اظهار داشته اند كه یادگیری یك فرایند اجتماعی است و فعالیت های یادگیری برای رسیدن
به مرحله ی تولید دانش و اطلاعات حیاتی است. در سال های اخیر بسیاری از معلمان
فواید و اثرگذاری های راهبردهای
یادگیری را از طریق همیاری دریافته اند. یادگیری از طریق همیاری یك قالب یا چهارچوب
آموزشی است كه در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شكل داده می شوند و به
فعالیت می پردازند.
هدف:
هدف نهایی از كاربست الگوی تدریس یادگیری از طریق همیاری دستیابی به فعالیت های
عالی ذهنی است. در واقع با وجود تفاوت های موجود در روش اجرای الگو، پنج عنصر در
استفاده از الگوی یادگیری از طریق همیاری بسیار اساسی به نظر می آید:
همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش
گروهی. این عناصر معلم را از سخنرانی صرف و دانش آموز را از تكرار بی مورد آموخته
هایش رها می سازد. افزون بر این، یاگیری از طریق همیاری فرصت هایی را پدید می آورد
كه یادگیرندگان بتوانند در موقعیت هایی چون كارگروهی، ارتباطات، ایجاد هماهنگی
اثرگذار و تقسیم كار موفق شوند. بنابراین، مشاهده می شود كه دانش آموز در گروه های
یادگیری از طریق همیاری باید بیش از یادگیری در قالب الگوهای دیگر به فعالیت
بپردازند.
امروزه، متخصصان آموزش و پرورش الگوهای گوناگونی را برای همیاری به كار می برند ولی
مراحل اساسی اجرای الگو به صورت
مراحل
اجرای الگو
1-
ابتدا گروه ها شكل می گیرند. گروه های ناهمگن كه دارای اطلاعات و توانایی های
مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری،
تفاوت افراد گروه باعث كارآمدشدن یادگیری می شود. توجه داشته باشید كه یكی از هدف
های یادگیری از طریق همیاری این است كه دانش آموزان یادبگیرند با هر كسی كار كنند.
(اگر هدف تسلط در مهارت های خاصی باشد، می توان از گروه همگن استفاده كرد) پس از
تشكیل گروه ها معلم به كمك دانش آموزان قوانینی را تدوین می كنند كه بهتر است تعداد
آنها محدود باشد (حدود 3 تا 5 قانون)
كلاس باید در مورد این قوانین توافق كند. این قوانین را می توان در تابلوی كلاس نصب
كرد.
نمونه
های این قوانین عبارتند
از:
-
گروه های مختلف نمی توانند با همدیگر صحبت كنند.
- همه عضوی از
گروهند و در كارها همه باید شركت كنند و سهیم شوند.
- اول سؤالات خود را از اعضای
گروهتان بپرسید بعد از معلم سؤال كنید.
2- در این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی كه از
دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس كه نیاز به توضیح دارد صحبت
می كند (اهداف را بهتر است به طور غیرمستقیم مثلا˝ از طریق پرسش، فعالیت و یا حتی
عكس مطرح نمود)
3- در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود كه در یك زمان مشخص روی مطالب و
یا فعالیت هایی كه در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و كار كنند.
تنظیم و كنترل وقت در این مرحله لازم است و معلم با حضور در گروه
های مختلف ضمن ارزشیابی غیر محسوس از كار گروه ها در صورت ضرورت راهنمایی های لازم
را انجام می دهد.
4- در این مرحله نتایج كار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش كار گروه
ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" می توان از مدیر هر گروه خواست تا در یك زمان
مشخص و كوتاه نتایج كار گروه خود را ارائه دهد و سپس معلم یا سایر گروه ها می
توانند پرسش هایی از وی یا سایر اعضای گروهش داشته باشند. روش دیگر این است كه هر
گروه نتایج كار خود را روی یك برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به
تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار كلاس نصب شده و در معرض دید و
نقادی سایر گروه ها قرار گیرد
5- در آخرین مرحله كه مرحله ی ارزشیابی است معلم كار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار
می دهد. در این مرحله معلم می تواند از چك لیست هایی كه در اختیار دارد استفاده كند
و اهداف دانشی، مهارتی و نگرشی را مورد نظر قرار دهد. همچنین برای ارزشیابی می توان
از گروه ها كمك گرفت و با كمك گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس
این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از كار خود (خودارزشیابی)
بپردازند.
ساخت گرایی
الگوی تدریس 5E(بر اساس ساخت گرایی)
از نظر طبقه
بندی، روش ساخت گرایی جزو روش های فعال و اكتشافی است كه بر تولید، كنترل و تعمیم
دانش تأكید می كند.
در فرآیند تدریس ساخت گرایی معلم و همه ی امكانات تسهیل كننده هستند و جزو خدمات
آموزشی به حساب می آیند. بنابراین، در این روش، دانش آموز نقش اساسی را ایفا می
كند.
هدف: جستجوی فعالانه فراگیرندگان از طریق فعالیت های گوناگون برای كشف راه حل ها،
مفاهیم، اصول و قوانین، یكی از اهداف مهم در این روش است. داشتن روحیه ی كاوشگری
برای ایجاد سؤال، طراحی، اجرا، ابداع و به دست آوردن جواب، یكی از ویژگی های ساخت
گرایی است.
این الگوی تدریس از پویاترین و كارآمدترین، الگوهای تدریس است كه در بسیاری از كلاس
های دنیا با موفقیت در حال اجرا است.
مراحل اجرای الگو الگوی تدریس حاضر در 5 مرحله برنامه ریزی و اجرا می شود؛ مراحل
مورد نظر عبارت اند از:
1- درگیر گردن
Engaging
2- كاوش
Exploration
3- توصیف
Explanation
4- شرح و بسط (گسترش)
Elaboration
5- ارزشیابی
Evaluation
دلیل نام گذاری الگوی تدریس ساخت گرایی به الگوی 5E،
آغاز شدن هر مرحله با حرف
E
است.
اصول و کاربرد الگوی ساخت گرایی در تدريس و تربيت در جدول زير ارائه شده است.
|
اصل |
كاربرد در تدريس و تربيت |
|
تغيير مفهومي وقتي رخ ميدهد كه دريافت نادرست شاگردان، قبل از آغاز تدريس درست آن مفاهيم، براي آنان شناخته شود. |
بايد دقت كنيم و ببينيم دريافتهاي نادرست شاگردان از مفاهيمي كه قرار است به آنان آموزش داده شود چيست. |
|
شاگردان وقتي به تجديدنظر در باورهاي كنوني خود راجع به جهان ميپردازندكه در بارة نادرستي مفاهيمي كه در ذهن دارند متقاعد شوند. |
ميتوانيم به شاگردان نشان دهيم كه ديدگاههاي جديد با ديدگاههايي كه آنان در ذهن خود دارند چه تعارضهايي دارد. |
|
شاگردان را بايد ترغيب كرد كه تفسيرهاي درست از پديدههايي كه مشاهده ميكنند بهدست آورند. |
بايد استدلالهايي را به شاگردان ارائه كنيم كه خودشان بخواهند در چگونگي تفكر به موضوعات تجديدنظر كنند. |
|
برخي از بدفهميهاي شاگردان ممكن است، با وجود تدريس مطالب درست، همچنان در ذهن آنان باقي بماند. |
بايد هم در جريان تدريس و هم پس از تدريس مراقب چگونگي فهم شاگردان از مسائل باشيم. |
روش تدریس (الگوی گانیه))
چكيده:
براي رويارويي با انبوه چالشهاي قرن حاضر و براي رسيدن به اركان تعليم و تربيت در قرن بيست و يكم، نياز به معلمان اثربخش و با انگيزه براي تربيت نسل جوان كاملاً ضروري است، و معلم اثربخش، معلمي است كه ضمن آشنايي با انواع روشهاي فعال تدريس با بهرهگيري از الگوهاي مختلف تدريس موثر موجبات حفظ پويايي و تكامل را در فراگيران ايجاد مي نمايد.
الگوهاي فعال تدريس موجب، تقويت توانايي ذهني شاگردان، افزايش انگيزه دروني فراگيران، ارتقاء خلاقيت آنان و افزايش توانايي حل مساله و يادگيري بهتر مي گردد. در اين مقاله با عنوان ‹‹بررسي الگوي تدريس بر اساس نظريه گانيه›› سعي شده است. مراحل و گام هاي مطرح شده در الگوي گانيه به شيوهي كتابخانهاي مورد بررسي قرار گيرد.
بررسي تحقيقات پيشين بيانگر آن كه تا به حال در رابطه با روشهاي تدريس مطالعات انجام گرفته است لاكن با توجه به بررسيهاي به عمل آمده در خصوص الگوي گانيه هيچگونه مطالعهاي مشاهده نگرديد. ويژگي اين الگو فعال سازي فراگيران در يادگيري و پشتيباني از فرايندهاي دروني مي باشد.
الگوي گانيه شامل 9مرحله مي باشد كه عبارتند از:
جلب توجه، آگاه ساختن يادگيرنده از هدف، تحريك يادآوري پيش نيازهاي مربوطه، ارايه محرك فراخوان عملكرد، ارزيابي عملكرد و افزايش يادداري و انتقال.
مقدمهاي در ضرورت بحث:
پيشرفت سريع علوم و تكنولوژي، بشر امروز را در جمعآوري و طبقه بندي يافتههاي علمي ناتوان ساخته است. زيرا پيشرفت علم در يك روز گاه معادل يك صد سال در قرون گذشته ميباشد و طبيعي است. كه آموزش سنتي براي انتقال علم با چنين پيشرفت سريعي ناتوان است.1
براي رويارويي با انبوه چالشهاي هزارهي سوم، هزارهدانايي، و براي رسيدن به اركان تعليم وتربيت در قرن بيست و يكم- يادگيري براي زيستن، يادگيري براي با هم زيستن، يادگيري براي دانستن، يادگيري براي انجام دادن – نياز به معلمان اثربخش و با انگيزه، معلمي است كه ضمن آشنايي و آگاهي بر انواع الگوهاي تدريس با بهره گيري از الگوها و روشهاي تدريس موثر موجبات حفظ پويايي و تكامل را در فراگيران ايجاد مي نمايد. و به آنان در تجزيه و تحليل و بازسازي تجاربشان كمك مينمايد.
يك معلم موثر بايد گنجينه اي ازالگوها و روشهاي تدريس مختلف داشته تا به هنگام ضرورت و بر حسب نوع درس و شرايط تدريس يك يا برخي از آنها را به كارگيرد.2 وبا بهره گيري از انواع الگوهای فعال تدريس موجبات كسب مهارتها لوازم زندگي را در دانش آموزان، شهروندان آيندهي اين دهكدهي جهاني به وجود آورد.
بهرهگيري از الگوهاي مناسب تدريس موجب، تقويت توانايي ذهني شاگردان، افزايش انگيزهي دروني فراگيران، ارتقاء خلاقيت دانش آموزان و افزايش توانايي حل مسأله و يادگيري بهتر ميگردد. با توجه به اهميت طراحي آموزشي در فراهم سازي محيط مناسب جهت يادگيري بهتر دانش آموزان و نظر به تأكيد و توجه معلمان دورههاي مختلف در به كارگيري الگوهاي مختلف تدريس از جمله الگوي گانيه در جشنواره الگوها و روشهاي تدريس در سالهاي83 - 1382 لذا در اين مقاله سعي شده است با پرداختن به الگوي تدريس مبتني بر نظريه گانيه در فعال سازي فرايند ياددهي- يادگيري گامي برداشته شود. اميد است در جهت اعتلاء و پويايي نظام آموزش و پرورش كشورمان ايران اسلامي موثر باشد.
1-حمصي،
فردوس و شهين دخت عالي،‹‹ تكنولوژي آموزشي››، اصفهان: انتشارات اميركبير، 1371. ص32
2-كومز، آرتور رايت، ‹‹آموزش تخصصي معلمان››، ترجمه: جواهر فروش زاده، تهران: رشد، 1370. ص43.
تاريخچه تكوين تدریس :
در ايران باستان آموزش در آتشكدهها صورت ميگرفت و پيشوايان ديني بعد از پدر و مادر نخستين آموزگاران به شمار ميآمدند. روش آموزش، شفاهي، حفظي و تلقيني بود.1 و برنامه تحصيلي عبارت بود از: خواندن، نوشتن، حساب كردن و مطالب زباني آموخته مي شد.
در دورهي هخامنشي، ايرانيان عقيده داشتند همانطور كه بايد براي ادامه زندگي كار كنند براي خواندن متون مذهبي هم بايد خواندن و نوشتن را فرا بگيرند. 2 آموزش در اين دوران به دو صورت ارايه ميشد، يكسري حفظ و تكرار و آموزش مفاهيم كتاب اوستا و ديگري آموزش عملي كه شامل اسب سواري، تيراندازي، شكار، چوگان بازي، كشتي، زوبين اندازي و شنا بود. 3 در دوره سلطنت کوروش مدارس هنري تأسيس گشت، استرابون منشي اسكندر ميگويد: مدارس هنري كه كوروش به وجود آورد كار آموزان را براي نقاش و مجسمهسازي و كاشي سازي و چيني سازي و سازي پرورش ميداد، ولي بعد از اينكه داريوش به سلطنت رسيد در آن مدارس صنايع دستي رسيد در آن مدارس صنايع دستي ديگر هم به كارآموزان آموخته شد، از قبيل قاليبافي، نجاري، منبت كاري، پارچه بافي و قلاب دوزي. 4 همانطور كه از اسناد و مدارك به جا مانده بر ميآيد آموزش عملي از دير باز در ايران باستان رايج و مرسوم بوده است.
در رم باستان نيز معلمان رومي در فن تعليم بر حافظه و تكرار بسيار تكيه ميكردند، اما در دوران شكوفايي فرهنگ روش آموزش در غرب به دست انديشمندان و آموزش شناسان افتاد و در نتيجه هرروز به بالندگي آن افزوده شد. 5
1-هاشمي
مقدم، سيد شمسالدين، ‹‹ جزوه درسي مكاتب فلسفس و سيدآراء تربيتي›› دانشگاه آزاد
اسلامي واحد اراك، 1376، ص26.
2-سوله ماري ژان، فلوهرتزكليدشمن، ‹‹سرزمين جاويد›› ترجمه ذبيحا… منصوري، تهران: زرين، جلد اول، چاپ هشتم، 1375، 131-130.
3-پورنژاد، گلنوش، ‹‹زمامداري ساسانيان›› رشد معلم، شماره 3، سال نهم آذرماه، 1369، ص14.
4-سوله ماري ژان، فلوهرتزكليدشمن، پيشين، ص114.
5-بيان، حسام الدين و محمد شكيبا مقدم،‹‹ مديريت شيوههاي نو در آموزش››، تهران: مركز آموزش مديريت دولتي،1372، ص33.
در مكاتب مختلف فلسفي نيز به تناسب مباني فلسفي، هستي شناسي، ارزش شناسي و شناخت شناسي تعاريف خاصي از تدريس به عمل آوردهاند. لذا در هر مكتب فلسفي شيوه ارايه و بهرهگيري از الگوهاي تدريس خاصي مورد نظر است.
از نظر ايدآليستها1 تدريس تنها ارايه اطلاعات و حقايق به شاگردان نيست. بلكه منظور از آن كمك به شاگردان است تا اطلاعات به دست آمده را به صورت منسجم كليت بخشيده و با معني سازند. ايمانويل كانت 2 معتقد است براي پرورش عقل باید به شيوهي سقراط عمل كنيم. شيوهي سقراط همان شيوه ديالكتيك است لوءیس آنتز3 و دونالدباتلر4 از ايدآليستهاي مشهور معاصر ديالكتيك را به عنوان روش اساسي آموزش مطرح مي سازند.
به اعتقاد واقعگرايان5 شيوههاي تدريس بايد مبتني بر يافتههاي روان شناختي باشد. البته در ديدگاه واقع گرايان تعقلي6 روشهاي تدريس مبتني بر نگرشهاي روان شناسان شناختي ‹‹ گشتالتي›› ودر ديدگاه واقع گرايان طبيعي 7 يا علمي تدريس بايد مبتني بر نگرشهاي روان شناسان ‹‹رفتارگرا››8 است و بر شيوههاي آزمايشي و مشاهد و تجربيات حسي تأكيد دارند.
عمل گرايان9 روش اساسي تعليم و تربيت را همان شيوه تحقيق و تفكر ميدانند. به عبارت ديگر از نظر اين مكتب، شاگردان بايد تحت هدايت و راهنمايي معلم خود، تفكر انتقادي را در خود پرورش دهند. آنها بايد در جريان يادگيري و فعاليتهاي كلاسي دست به تلاشي آگاهانه و معنيدار بزنند.
1-Ideulism
2-Immanual Kant
3-Lewis Ants
4-d. Batler
5-Realism
6-Rational Realism
7-Scieantific Realism
8-Behaviaurism
9-Pragmatism
براين اساس عمل گرايان ويژگيهاي اصلي روش تدريس را با ويژگيهاي اساسي تفكر همنند ميدانند و براين اساس روش حل مساله بهترين شيوهي تدريس است. 1
با ورود به قرن بيستم و علم روانشناسي، تغييرات عظيمي نيز در فرآيند ياددهي – يادگيري صورت پذيرفت. ثورندایک از اولين روانشناساني بود كه به مطاله زمينههاي آموزش و پرورش عملي عقيده داشت. او در سالهاي 1900 در آستانه قرن بيستم اين نظريه را اشاعه داد كه ميان تمرينهاي معلمي، دانش مربوطه به فرآيند ياددهي –يادگيري بايد ارتباط نزديكي برقرار باشد. وهمچنين انتظار مي رود كه با پيشرفت دانش و تكنولوژي ماهيت يادگيري تقويت تكنيكها و مهارتهاي تدريس مورد توجه قرار گيرد.
همچنين در اثر كوشش مربيان بزرگي چون جان ديويي2 مفهوم تعليم وتربيت در عصر حاضر تغيير پيدا كرده است. سابق بر اين تصور ميشد تعليم وتربيت يعني انتقال معلومات، ودر زمينهفرهنگي تعليم وتربيت را عبارت از انتقال ميراث فرهنگي از طرف مربيان به نسل جوان مي دانستند.
از اواسط قرن بيستم، نظريههاي آموزشي بسياري مطرح شد، از مي توان به انديشههاي گانيه4 (1985) اشاره كرد. گانيه آموزش را مجموعهاي از رويدادها ميداند كه نسبت به يادگيرنده بيروني هستند و براي پشتيباني از فرآيندهاي دروني يادگيري طراحي شده است. 5
1-هاشمي مقدم، سيد شمسالدين، پيشين، صص32-10.
2-Dewey
3-شريعتمداري، علي، ‹‹جامعه وتعليم وتربيت›› تهران: انتشارات امير كبير، 1367، ص341.
4-Gogne
5-گانيه، آر. ام، لسليجي، والتردبليو. ويگر، ‹‹اصول طراحي آموزشي››، ترجمه: خديجه علي آبادي، تهران: نشر دانا، 1374، ص282.
الگوی تدریس:
تدریس خوب به معنای کمک به خوب یادگرفتن شاگردان است. کسانی که خوب یاد می گیرند، بر اندوخته راهبردهای خود برای کسب آموزش و پرورش می افزایند. ‹‹ الگوی تدریس برای استفاده از راهبردها و روش هایی تدوین یافته است که به شاگردان کمک کند، تا رشد یابند و بر توانایی تفکر روشن و اندیشمندانه خود بیافزایند و مهارت ها و تعهدات اجتماعی خود را توسعه دهند.›› 1 هر الگو تدریس شامل مفاهیم، مراحل تدریس (گام های تدریس)، روابط میانگروهی، اصول واکنش و شرایط و منابع می باشد.2
به عبارت دیگر یک الگوی تدریس طرح یا نقشه ای است که می توانیم برای تدوین تدریس رودررو در کلاس های درسی یا در حالت آموزش فردی به کار ببریم و به تدوین مطالب درسی شامل کتاب، فیلم، نوار، برنامه ای با استفاده از کامپیوتر ، و برنامه تحصیلی بپردازیم.
در واقع الگوهای تدریس الگوهای یادگیری هستند. که ضمن یاری شاگردان در کسب اطلاعات، نظریات، مهارت ها، ارزش ها، طرق تفکر .راه های نشان دادن خود، به آنان نحوه ی یادگیری را نیز آموخته می شود. در حقیقت ممکن است مهمترین حاصل درازمدت آموزش همان توانائیهای افزوده یادگیری آسان و موثر آتی باشد که آنان به سبب دانش و مهارت و چیره دستی بر جریانات یادگیری کسب می کنند.
جویس و همکاران(1992) 3 الگوهای تدریس کشف شده ی خود را به چهار دسته تقسیم نموده اند. که عبارتند از :
الف- خانواده های اجتماعی شامل الگوهای: یاران در یادگیری، ایفای نقش، کاوشگری به شیوه ی محاکم قضایی
ب-خانواده اطلاعات پردازش شامل الگوهای: تفکر استقرایی ، دریافت مفهوم، یاد یارها، پیش سازمان دهنده ها ، آموزش کاوشگری، بدیعه پرداز.
ج-خانواده فردی شامل الگوهای تدریس: تدریس بدون صدور امر و فرمان ، افزایش خودانگاری
د-خانواده سیستم های رفتاری شامل الگوهای تدریس: یادگیری تسلط یاب، خودگردانی در یادگیری، تربیت و خود تربیتی، شرایط یادگیری گانیه.
1-جویس،
بروس، مارشال ویل و بورلی شاورز،
‹‹ الگوهای
تدریس››
محمدرضا بهرانگی، تهران: مترجم ، 1372، 5.
2-همانجا، 51.
3-همانجا، 49-37.
الگوي گانيه
به اعتقاد گانيه (1985)آموزش از مجموعهاي از روديدادها تشكيل شده است كه نسبت به يادگيرنده بيروني هستند و براي پشتيباني از فرآيندهاي دروني يادگيري طراحي شده اند. 1 وي آموزش را ‹‹ مجموعهاي پيش انديشده در قالب رويدادهاي بيروني آموزش و طراحي شده براي حمايت از پردازشهاي يادگيري دروني تعريف ميكند›› . 2 رويدادهاي آموزشي رساندن يادگيرندگان را از جايي كه هستند به كسب قابليت شناخته شد، يعني ‹‹هدف››ممكن ميسازند.
الگوي تدریس گانیه مبتني بر ديدگاه گانيه شامل 9 رويداد مي باشد كه، به ترتيب عبارتند از: جلب توجه، آگاه ساختن يادگيرنده از هدف، تحريك يادآوري، يادگيري پيشنياز و دانش قبلي، ارايه محرك، فراهم ساختن هدايت يادگيري، فراخوان عملكرد، فراهم ساختن بازخورد، ارزيابي عملكرد و بهبود يادداري و انتقال 3
گام اول- جلب توجه: براي جلب توجه يادگيرنده، انواع مختلف رويدادها به كار گرفته ميشوند. 4 توجه دانش آموزان، به تعبير هوشيار بودن براي دريافت محرك، ميتواند با ايجاد تغيير سريع در محرك حاصل شود. فراتر از اين، روش اساسي كه براي جلب توجه به فراواني مورد استفاده قرار ميگيرد توسل به علايق يادگيرندگان ميباشد.
مهارت در جلب توجه به همراه دانش خردمندانه از دانش آموزش درگير در آموزش بخشي از هنر معلمي است، كه ميتواند بخش از آن يا همهي آنها غير كلامي هم باشد.
1-گانيه، آر. ام، لسليجي، بريگز، والتر دبليو. ويگر، ‹‹اصول طراحي آموزشي››، ترجمه: خديجه علي آبادي، تهران: نشر دانا، 1374،282.
2-احديان، محمد و محرم آقازاده، ‹‹راهنماي روشهاي نوين تدريس››، تهران: آييژ، 1382، 125.
3-گانيه، رابرت ميلز، ‹‹ شرايط يادگيري و نظريه آموزشي›› ترجمه: جعفر نجفي زند، تهران: رشد، 1373، 8. 4.
4-پيشين، 284.
5-پيشين، 331.
گام دوم- آگاه ساختن يادگيرنده از هدف: يادگيرنده بايد از بازده يادگيري كه از او انتظار ميرود، آگاه باشد. 1 به عبارت ديگر آگاهي دادن به فراگير در خصوص انتظاري كه قرار است در نتيجه يادگيري برآورده شود. يادگيرنده به نحوي بايد نوع عملكردي را كه به عنوان شاخصي براي پايان يافتن موفقيتآميز يادگيري به كار ميرود بشناسد.
وقتي كه يادگيرندگان، هدف از آموزش را درك كنند. انتظاري را كسب خواهند كرد كه معمولاً سرتاسر مدتي كه يادگيري رخ ميدهد تداوم دارد، و زماني كه يادگيري تكميل ميشود اين انتظار به وسيلهي بازخورد ارايه شده تائيد ميگردد. 2 به طوركلي، بهتر است فرض نكنيم دانش آموز هدف درس را ميداند. ارتباط برقرار كردن در مورد هدف درس وقت كمي ميگيرد و حسن آن اين است كه: از ‹‹خارج از خط شدن›› دانش آموز جلوگيري ميكند. به نظر ميرسد ارتباط برقرار كردن در مورد هدف كاري است كه با صراحت و صداقت يك معلم همخوان است. علاوه بر آن، به معلم كمك مي كند تا بر ‹‹ هدف آماج››باقي بماند.
البته اگر هدفها به صورت كلمات ارايه گردند كارايي بيشتري دارند، زيرا دانش آموز آنها را به راحتي درك ميكند.
گام سوم- تحريك يادآوري پيش نيازهاي مربوطه: در اين مرحله از يادگيرنده خواسته ميشود چيزهايي را كه قبلاً آموخته است، به ياد آورد. 3 زيرا در لحظهي يادگيري قابليت هاي از قبل آموخته شده بخشي از رويداد يادگيري هستند. به همين دليل بايد خوب در دسترس قرار گيرند، با به ياد آوردن آنها درست قبل از وقوع يادگيري جديد، از در دسترس بودن آنها اطمينان حاصل ميشود. اگر مهارت ذهني جديدي آموخته ميشود، مهارتهاي پيرو بايد بازيابي شوند تا اينكه بتواند به عنوان بخشهايي از مهارت جديد مجدداً رمزگرداني شوند. به عبارت ديگر دانش سازمان يافتهاي كه قبلاً آموخته شده است بازيابي ميشود تا به صورت بخشي از زمينهي معنادار بزرگتري براي اطلاعات جديد واقع شود.
1-پيشين، 413.
2-گانيه، آر.ام ، 1374، 332.
3-گانيه، رابرت ميلز، پيشين، 334.
فراخواني قابليتهاي قبلاً آموخته با پرسيدن يك سئوال به عنوان مثال:
-اگر هدف يدگيري قاعدهاي دربارهي وتر يك مثلث قائمالزاويه باشد، ممكن است مطلوب اين باشد كه يادآوري قواعد پيرو را با گفتن ‹‹ يك مثلث قائمالزاويه رسم كنيد›› و پرسيدن اين كه كدام اضلاع مجاور رأس قائمالزاويه هستند به اطمينان حاصل كرد كه مفاهيم پيرو ولورم در حافظه فعال فراگيران قابل دسترسي ميباشد، ويادگيري قاعدهي جديد ميتواند رضايت بخش باشد.
گام چهارم- ارايه محرك: اين گام با ارايه محرك اساسي به فراگيران انجام ميگيرد. محركها ميتوانند مواد آموزشي مرتبط با موضوع درس نظير عكس يا تصوير، پارل، وسايل و ابزار و حتي نوشته و نام اشياء ويا خود اشياء واقعي و … باشد.1
ارايه مطالب محرك بايد كاملاً واضح باشد چرا كه ارايه محركهاي مناسب به عنوان بخشي از رويدادهاي آموزشي داراي اهميت ميباشد.به طور روشن، محرك ارايه شدهبه عنوان رويداد آموزشي به طور مشخص به آنچه كه قراراست آموخته شود وابسته است. 2
ارايه محركها براي يادگيري مفاهيم و قواعد نياز به استفاده از انواع مثالها و نمونههاي متنوع دارد.
گام پنجم-تدارك‹‹ راهنمايي يادگيري››: در اين گام معلم فرآيند دروني شدن – رمز گرداني معنايي- را در فراگيران تسهيل مينمايد. و محركهاي ارايه شده را تا آنجا كه ممكن است معنيدار ميسازد . براي معناداري بيشتر راههاي متعدد وجود دارد، كه بسته به بازده يادگيري مورد انتظار با يكديگر فرق دارند. به طوركلي، معناداري را ميتوان با استفاده از مثالهاي عيني مربوط به مفاهيم و اصطلاحات انتزاعي، بسط دادن هر انديشه با ربط آن به مواردي كه هم اكنون در حافظهاند انجام داد3 و يادگيرنده را در كشف قواعد ياري نمائيم.
توجه داشته باشيد كه معلم ‹‹ پاسخ را به يادگيرنده نميگويد ›› بلكه آن خط فكري را پيشنهاد ميكند كه احتمالاً به تركيب مفاهيم و قواعد وابسته به قاعدهي آموختني ختم خواهد شد.4
1-سازمان آموزش و پرورش استان مركزي: تجزيههاي سبز، اراك: كتيبه، نوبت اول، 1382، 7.
2-گانيه، رابرت ميلز، پيشين، 339.
3-پيشين ، 291.
4-گانيه، آر. ام و ديگران، پيشين، 291.
مقدار راهنمايي يادگيري، يعني تعداد سوالها و ميزاني كه آنها ‹‹ رهنمود مستقيم يا غير مستقيم›› ميدهند با نوع قابليتي كه يادگرفته ميشوند فرق ميكند. اگر آنچه ياد گرفته ميشود موضوعي قراردادي است-نام شيئي كه براي يادگيرنده تازه است- مسلماً دليلي براي هدر دادن وقت يا پرسشها، يا اشارههاي غيرمستقيم به اين اميد كه به طريقي اين نام ‹‹كشف شود›› وجود ندارد. در اين مورد گفتن پاسخ به دانش آموز شكل صحيح راهنمايي يادگيري است. اما در سمت ديگر طيف مواردي است كه، رهنمود غیر مستقيم مناسب است. زيرا اين راه منطقي كشف پاسخ است، وچنين كشفي ميتواند به آن يادگيري ختم شود كه دائميتر از آن يادگيري است كه از گفتن پاسخ مستقيم حاصل ميشود. 1
مقدار اشاره كردن يا رهنمود دادن نيز با نوع يادگيرندگان فرق ميكند زيرا بعضي از يادگيرندگان كمتر از ديگران به راهنمايي يادگيري نياز دارند و راهنمايي بيش از حد براي تند آموزان خوار شمردن آنها است. در حاليكه راهنمايي خيلي كم، كندآموزان را مأيوس ميسازد.
گام ششم- فراخوان عملكرد: در اين گام از فراگيران انتظار ميرود كه رويدادهاي تركيبي درو