نقش آموزش از راه دور در آينده جوامع در حال توسعه
Miguel Casas-Armengol and Lily Stojanovic
ترجمه: يعقوب انتظاري
در عصر حاضر هر جامعه اي، بدون توجه به سطح توسعه، به ناچار و پيوسته با فرايند شتاباني از تغيير در تمام حوزه ها و ساختارها با چالش مواجه است. اما، تفاوت هاي بين جوامع توسعه يافته(كشورهاي صنعتي و پيشرفته) و جوامع در حال توسعه در اين واقعيت نهفته است كه جوامع نوع اول عموماً ظرفيت پاسخگويي كارا و فوري به تقاضاهاي جديد را با تجديد ساختار سيستمها ،نهاده ها و رويه هاي خود بدست مي آورند. در حاليكه، در جوامع كمتر توسعه يافته يا در حال توسعه، انعطاف ناپذيري و ناكارآمدي نهاده ها و رويه هاي سنتي، مانع واكنش مناسب و به هنگام تغييرات مي شود. لذا، اين تغييرات بيشتر ازاينكه موجب حل مسائل شود باعث ظهور مسائل جديد مي شود. نتيجه صريح اين مغايرت افزايش شكاف اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و تكنولوژيك بين اين دو نوع جوامع است. اين وضعيت يكپارچگي و همبستگي جهاني را محدود مي كند.
در رابطه با نقش سيستم آموزشي در توسعه و پيشرفت همه جوامع، مدارك كافي وجود دارد. البته در يك چنين محيط ناآرامي هيچ جامعه مدرني بدون داشتن سيستم آموزشي كيفي و نوگرا نمي تواند به پيشرفت قابل قبولي دست يابد. در درون سيستم آموزشي، سيستم آموزش عالي اثر معيني در سازماندهي مراحل مختلف آموزش شامل سطوح ليسانس ،تحصيلات تكميلي، تحقيقات، و هرچيز ديگري مربوط به عمل حرفه اي ،توسعه ارزش ها، فعاليت توليدي علم و تكنولوژي بر جاي مي گذارد. پس بدون شك قابل درك است كه تقليل شكاف فوق عمدتاً به ساختار مناسب سيستم آموزشي بستگي دارد. اين وضعيت را مي توان با مقايسه سيستم هاي آموزشي و تحقيقاتي ناب در جوامع توسعه يافته و فقدان آن در كشورهاي كمتر توسعه يافته آزمايش كرد.
در صحنه جهاني ،آموزش باز و از راه دور به سطح فوق العاده اي از توسعه در دو دهه گذشته رسيده است. چراكه اين نوع آموزش دانش مورد نياز يك شخص را بطور همزمان در هنگام مطالعه، كار و در خانواده فراهم مي كند و به شخص اجازه مي دهد تا با آموزش مستمر فرايند مهارت آموزي را در طي زندگي اقتصادي خود حفظ كند. علاوه بر آن، اين سبك آموزش مي تواند هزينه هاي آموزش و مهارت آموزي را بطور قابل توجهي كاهش دهد. اين بعد آموزشي نه تنها نقش قاطعي در بسط آموزش در ميان تعداد زيادي از مردم را بازي مي كند بلكه در باز سازي سيستم هاي آموزشي كهنه ،تحريك سيستم هاي مهارت آموزي هنگام كار و پاسخگويي فوري به تقاضاهاي جديد و استفاده كاركردي از تكنولوژيهاي جديد نقش اساسي دارد.
بنابراين، آموزش باز و از راه دور، بعد و ابزار مهمي را شكل مي دهد كه با توجه به وظايف استراتژيك، كشورهاي در حال توسعه را بطور سريع و وسيع به طرف وضعيت مدرن سوق مي دهد، بنابراين آنها را به استاندارد زندگي كشورهاي توسعه يافته نزديكتر مي كند.
بر مبناي ملاحظات فوق مي توان شرايط، نقاط قوت و سوگيريهايي را تركيب و مشخص كرد كه مي توانند تعيين كننده پيكره آينده آموزش باز و از راه دور براي سده سوم و بويژه در كشورهاي در حال توسعه باشند. اينها عبارتند از:
v فرايند شتابان تغييرات كه كشورهاي در حال توسعه را بطور پيوسته تحت تأثير قرار خواهد داد و اين اثرات در طي هزاره سوم افزايش خواهد يافت و موجب خواهد شد تا مؤسسات آموزشي براي پاسخگويي سريع به وضعيت جديد و استفاده از ابزارهاي جديد انعطاف پذيري و ظرفيتهاي خود را افزايش دهند.
v گسترش آموزش باز و از راه دور از نظر شدت وسعت ادامه خواهد داشت، اگر چه دانشگاهها منحصراً به چنين آموزشي خواهند پرداخت اما اين امر احتمالاً بطور متناسب رشد نخواهد كرد. اين امر به مشاركت در مقياس بزرگ تكنولوژيهاي جديد در هر دو دانشگاه هاي حضوري و از راه دور، و همينطور به افزايش مقبوليت آموزش از راه دور در دانشگاه حضوري وابسته است.
v جهاني شدن نيروي عصر حاضر است كه ارتباطات و تعامل بين ملل و مناطق را به سطحي رسانده كه در گذشته قابل تصور نبوده است. اين امر همچنين تغييرات اساسي را در سيستم هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و آموزشي بوجود آورده است. اگرچه جهاني شدن طرح سياسي قابل قبولي را براي كنترل و تسلط بوجود نياورده است اما نمي توان نفوذ آن را در بخش هاي اساسي كل جامعه ناديده گرفت. يك مشخصه از جهاني شدن ، نياز به وجود رقابت در بخش هاي مختلف اقتصاد است. رقابت تابعي از پيشرفت فني و كنترل بر تكنولوژيهاي جديد است، پيشرفت تكنولوژي بدون توسعه علمي كه بطور عميق ريشه در دانشگاه ها و تحقيقات دارد، ممكن نيست. چالش اصلي دانشگاه هاي از راه دور در معرفي آموزش جهاني شده مربوط به جنبه هاي فرهنگي است.به عبارت ديگر چگونه مي توان بين آموزش براي اهداف جهاني و آموزش مورد نياز براي هدايت و تحكيم فرهنگ ملي هر كشور توازن ايجاد كرد؟ مشاركت در جهاني شدن آموزش از راه دور بر تغييرات ريشه اي در ساختارهاي سازماني، برنامه هاي درسي، فرايند يادگيري ،سيستم هاي توليد و بويژه شكل دهي تحقيقات ،تدريس و كاركنان اداري دلالت دارد.
v مجازي سازي مجال معرفي تغييرات بسيار متعالي را براي آموزش از راه دور جهت توسعه حال و آينده خود فراهم مي كند. مجازي سازي يك فرايند است و در عين حال نتيجه اي از مبادله و تبادل داده ها، اطلاعات و دانش بوسيله ابزارهاي كامپيوتري مي باشد. بويژه ، مجازي سازي شامل بيان الكترونيكي و ديجيتالي اشياء و فرايند هاي موجود در دنياي واقعي است. آن را مي توان به شكل «يادگيري مجازي» و «دانشگاه مجازي» در آورد. تكنولوژي هاي جديد كامپيوتر و شبكه ارتباطي فرصتهاي لازم را براي توسعه مجازي سازي در حال و آينده فراهم كرده است.
v تمايل به ادغام دانشگاه ها و برنامه هاي مختلف به واسطه ائتلافهاي تجاري، شبكه ها و پيوندهاي استراتژيك در سطوح منطقه اي ،ملي و بين المللي را افزايش خواهد يافت. اعتبار دانشگاههاي انفرادي مجزا با توانايي ارائه برنامه هاي متعدد و انجام پژوهشهاي عميق بطور قابل توجهي رو به كاهش خواهد داشت.
v يادگيري، طراحي و تحقيق نقش كليدي را در آينده مؤسسات آموزشي از راه دور و مجازي، بازي خواهند كرد.
در صنع، از لحاظ تئوريك مي توان تصور كرد كه آموزش عالي از راه دور بهترين شرايط را براي تبديل شدن به ابزار بنيادي جهت انتقال جوامع كمتر توسعه يافته و در حال توسعه به هزاره سوم دارد. با وجود اين، اين توان فوق العاده تنها بواسطه اصلاح بسياري از دانشگاه هاي داراي آموزش از راه دور سنتي كه كاملاً با در خواست هاي آموزش حقيقي براي جامعه آينده مطابقت ندارد، به بهره برداري مي رسد.
((( نقش تكنولوژي هاي آموزشي )))
در دنیای ارتباطات و
در نقش رسانه های همگانی (Mass
Media
) برای آموزش و اطلاع رسانی به مردم می توان به روزنامه ، رادیو و تلویزیون ،
کامپیوتر ،ماهواره و ... اشاره کرد .( مازار ،1375 ) که متأسفانه این گونه وسایل
برای مردم ، یک سرگرمی در نظر گرفته می شوند و در زندگی اکثریت مردم نسبتاً کم
اهمیت قلمداد می شوند . این دیدگاهی بس گمراه کننده و اشتباه است . وسایل ارتباطی
که ما برای سرگرمی و تفریح از آنها استفاده می کنیم در آموزش و در نهایت تجربه ما
تأثیر فراوان و بسزایی دارند . این امر تنها به این علت نیست که آنها بر نگرش های
ما به شیوه های خاصی تأثیر می گذارند ،بلکه از آن روزی که آنها وسیله دسترسی به
اطلاعاتی هستند که بسیاری از فعالیت های اجتماعی ما به آن بستگی دارد .( 2002 ،
The
Golbal Media).
پیش از ورود بحث در این خصوص ارائه تعریف برای برخی از واژه هاکه در این مقاله مکرر
مورد استفاده قرار خواهند گرفت مفید خواهد بود :
فناوری : هرگونه ابزار یا اختراعی که توانایی های جسمی یا فکری انسان را
تشدید یا تقویت کند .
رسانه : یک فناوری ( نه الزاماً ماشینی ) برای اطلاع دادن ، برای ضبط کردن ،
اشتراک در نمادها وتوزیع نمادها که معمولاً محدود به حواسی خاص و همواره با نوعی
شکل گیری اطلاعات است نظیر چاپ ، انواع طراحی ، ضبط صوت ، تلویزیون و مانند آن .
فناوری آموزشی : هر نوع رسانه ای که برای مقاصد آموزشی به کار گرفته می شود
، فناوری آموزشی است .
ارتباط : ارتباط عبارت است از فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده
مشروط بر آنکه محتوای مورد انتقال از سوی فرستنده به گیرنده منتقل شود و بالعکس .
به عبارت دیگر مشابهات معنی در ذهن گیرنده ی پیام همانند معنی مورد نظر فرستنده ی
پیام باشد . فرایند ارتباط نه تنها به وسیله نوشته و صحبت برقرار شود ، بلکه می
تواند با اشاره ،موسیقی ،هنرهای تصویری ، تئاتر و سایر رسانه های آموزشی نیز در
رفتارهای انسانی نیز انجام گیرد .
اطلاعات : اطلاعات را می توان نوعی پیام به شمار آورد . پیام مورد نظر ما
معمولاً به شکل مدرکی مکتوب یا به صورت ارتباطی شنیداری یا دیداری می باشد. اطلاعات
نیز مشابه تمام پیام ها ،از یک فرستنده ارسال شده و با یک گیرنده دریافت می شود .
دریافت اطلاعات به این معنا است که درک و ادراک گیرنده نسبت به مسایل ، داوری ها
،رفتارها و تصمیم گیری های او تغییر کند . اطلاعات حاوی اجزای مرتبط و معنی دار است
. لیکن قواعد استقراء و استنتاج بر آن مرتبط نیست و با توجه به این موضوع اطلاعات
ممکن است بسته به مقتضیات مبدا و مقصد ،تعابیر و مفاهیم متفاوتی داشته باشد و این
امر مستلزم استخراج باشد و برای این منظور بهره گیری از قواعد ، استقراء و استنتاج
منطقی برای این مفاهیم پدیده ها ضروری است . طبق تعریف به چنین سطحی از اطلاعات و
آگاهی دانش گفته
می شود . ( رضاییان ،1379 )
با این تعریف باید بگوییم تنها گیرنده پیام می تواند مشخص کند که دریافتی های وی در
واقع اطلاعات بوده و او را تحت تأثیر قرار داده است . به این ترتیب ماهیت اطلاعات
انتقالی به گیرنده بیش از آن که به فرستنده مربوط باشد ، از سوی دریافت کننده آن
تعیین می شود . بنابراین ، می توان گفت که درستی و صحت ، جامعیت و کامل بودن ،
سازگاری و بهنگام بودن از جمله مهم ترین ویژگی هر گونه اطلاعاتی محسوب می شود .
منابع اطلاعاتی :
منبع اطلاعاتی عبارت است از بسته ای که اطلاعات مربوط به موضوع و یا موضوع های
مشخصی را بدون توجه به مفهوم و ماهیت آن مستقیم و یا غیر مستقیم در دسترس گیرنده
قرار می دهد . گر چه ممکن است منابع اطلاعاتی تقسیم بندی های گوناگونی از دیدگاه
های مختلف داشته باشند ، یک نوع تقسیم بندی قالبی منابع مستند به شرح ذیل است :
الف ) منابع مکتوب که عبارتند از یادداشت ، مقاله ، نشریات در اشکال مختلف و کتاب .
ب ) منابع شنیداری که عبارتند از صفحات مغناطیسی، نوار کاست صدا و انواع دیسکت ها .
ج )منابع دیداری
–
شنیداری که عبارتند از فیلم ، ویدیو و انیمیشن .
د) دارای مستند ترکیبی که عبارتند از میکرو فیلم ، پوستر ، عکس و اسلاید .
نظام های اطلاع رسانی :
برآوردن نیازهای اطلاعاتی در حوزه های مختلف اعم از علمی ، فن آوری ،مدیریتی ،
فرهنگی ، اجتماعی و ... مستلزم فعالیت واحدهای سازمان یافته در قالب نظام یکپارچه
اطلاعاتی و اطلاع رسانی است . با توجه به حوزه های کاربردی وعملکردی ، نظام های
اطلاع رسانی به چهار دسته تقسیم می شوند :
- نظام اطلاع رسانی فراگیر ( بین المللی ) : چنین نظام هایی به ارایه و رفع
نیاهای اطلاعاتی در حوزه های مختلف کاربردی مبادرت ورزیده و از عملکردی موضوعی در
سطح فراملی برخوردار است .
- نظام اطلاع رسانی ملی : با توجه به ویژگی ها ،معیارها و شاخص های موضوعی و
محتوایی در تشخیص و رفع نیازهای اطلاعاتی در هر یک از نظام های سیاسی ، فرهنگی و
اجتماعی ،این گونه نظام ها از دیدگاه فرا ملی ، نظام هایی مستقل هستند و می تواند
کارکردی متفاوت از دیگر نظام های مشابه داشته باشند .
- نظام اطلاع رسانی منطقه ای : این سطح از نظام های اطلاع رسانی دارای حد و
مرز دقیق و تعریف شده ای نیستند و می تواند یک منطقه جغرافیایی ( از یک شهر تا چند
استان ) را پوشش دهد .
- نظام اطلاع رسانی محلی : ویژگی متمایز کننده چنین نظام هایی محدودیت
موضوعی و جغرافیایی در ارایه اطلاعات است . از مشخصات دیگر چنین نظامی جریان اطلاعت
و نیازمندی های اطلاعاتی در حوزه های تخصصی است .
جهانی شدن
جهانی شدن اصطلاحی است برای بیان تعامل فزاینده و پیچیده میان افراد ،شرکت ها
،نهادها وبازارها در ورای مرزهای ملی است . جهانی شدن خود را در غالب رشد جریان
تجارت ، فناوری مالی ،افزایش نفوذ بازیگران جامعه مدنی بین المللی ، عملیات جهانی
شرکت های فراملی و افزایش شدید ارتباطات و مبادله اطلاعات در ورای مرزها به ویژه از
طریق اینترنت نمایان می کند .( اردلان ،1379 )
جهانی شدن از نظر سارتین آلبرو عبارت است از فرایندهایی که بر اساس آن تمام مردم
جهان در یک جامعه واحد و فراگیر به هم می پیوندند . امانوئل ریشستر نیز جهانی شدن
را این گونه تعریف می کند : شکل گیری شبکه هایی که طی آن اجتماعاتی که پیش از این
در کره خاک دور افتاده و منزوی بودند و در وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می
شوند را جهانی شدن می گویند .(سوری ،1380 ) کاستلز با اشاره به عصر اطلاعات ، جهانی
شدن را ظهور نوعی جامعه شبکه ای عنوان می کند . نظام جهانی : اقتصاد ، سیاست وفرهنگ
، جهانی شدن را فرآیندهایی تفسیر می کند که به واسطه آنها ، جهان به مکانی واحد و
دارای ویژگی های یک نظام تبدیل می شود . ( باری ، 1378 :7 ) مانوئل ( کاستلز ، 1380
: 35 ) او این جامعه شبکه ای را در ادامه حرکت سرمایه داری ، پهنه اقتصاد ،جامعه و
فرهنگ را در بر می گیرد ،معرفی
می کند . (قزلسفلی ، 1379 :145 )
جهانی شدن ارتباطات و اطلاعات
رشد و پیشرفت فن آوری ارتباطات و گسترش هر چه بیشتر روابط بین المللی ، زمینه ساز
جهانی شدن بوده است . در واقع توسعه ارتباات زمینه مساعدی را فراهم آورده است که در
آن پدیده های مختلف برد جهانی یابند ، ارتباطات را نمی توان عامل جهانی شدن نامید ،
بلکه از آن به عنوان ابزار جهانی شدن دانست . بهره مندی پدیده های مختلف از فناوری
ارتباطات این امکان را فراهم می کند که خود را در عرصه جهانی مطرح و یا حتی بر
جهانیان تحمیل کنند . مهم ترین پیامد آن پیدایش و گسترش یک بازار جهانی برای تمامی
ابعاد زندگی است . (قریشی ، 1379 :381 )
انقلاب سوم فناوری در پایان قرن بیستم در حوزه ارتباطات و اطلاعات تحولات اساسی به
همراه آورده است . فناوری اطلاعات شامل شبکه های اطلاعاتی کامپیوتر ، کمیت و کیفیت
اطلاعات قابل دسترسی در سطح جهان را به شیوه ای انقلابی و بی سابقه دگرگون ساخته
است . فناوری ماهواره ای موجب ظهور رسانه های الکترونیکی در سطح جهانی شده است . در
نتیجه این تحولات فاصله مکانی و جغرافیایی معنای خود را از دست می دهد و حوزه
مشترکی در سطح جهان پدیدار می شود . (3: 5991 ,
cairncross
) .
جهانی شدن فرهنگ
برخی بر این باورند که جهانی شدن همگونی فرهنگی و سنت زدایی از فرهنگ ها را به
همراه دارد و فرآیندی است که خصوصیات فرهنگی را به نظم فرهنگی جهان گستر تبدیل می
کند . در پی آن فرهنگ های محلی یا محو می شوند یا از نو ابداع می شوند . ولی برخی
با انتقاد از این نظریه معتقدند با وجود این که در بحث جهانی شدن ، همگون شدن فرهنگ
یکی از سرفصل های داغ است ، به نظر نمی رسد که در یک مرحله یک دنیای همگن فرهنگی به
وجود آید ، سرعت جهانی شدن جریان ها که به شدت مدیون توسعه فناوری و شبکه ای شدن
جهان است ، نمی تواند با همان شتاب ، فرهنگ ها را که از ساختارهای معنی دار
برخوردارند ، دچار تحول کند .
نقش اطلاعات و ارتباطات در جهانی شدن آموزش و فرهنگ
در فرآیند جهانی شدن ارتباطات ، روندی بسیار وسیع تر از دیگر پدیده ها دارد به خصوص
در دو دهه اخیر و با گسترش علوم کامپیوتری و ماهواره ای ارتباطات ، روز به روز دنیا
را کوچکتر می سازد تا جایی که امروز به سوی دهکده جهانی پیش می رویم و دیگر جهانی
جدا از هم معنی ندارد، از طریق ارتباطات ماهواره ای ، اینترنت و شبکه های مشابه
امکان تماس مستقیم در هر نقطه از جهان میسر است و همین ارتباط ، فرایند جهانی شدن
فرهنگی و اجتماعی را نیز به دنبال دارد . یعنی نوعی زبان مشترک که در درجه اول یک
زبان فنی است ، در حال شکل گیری می باشد که ارزش های اجتماعی و هنجارهای خاص خود را
به همراه دارد. ( مهاجر ، 1377 : 287 ) با گسترش ارتباطات ، جهان به سوی یک نوع
فرهنگ و یا حداقل یک نوع زبان حرکت داده می شود . به عبارتی دیگر جهانی شدن فرهنگ
تا اندازه زیای مربوط به پیشرفت فناوری ارتباطی است ، توسعه روز افزون رسانه های
گروهی و ارایه برنامه های متنوع تلویزیونی از طریق ماهواره ها ، گسترش چشمگیر
استفاده از رایانه های شخصی تا آموزش یکسویه اینترنت به زبان انگلیسی ، رواج برنامه
های نرم افزاری ، امکان دریافت فیلم ، موسیقی ، کتاب و نشریات توسط شبکه های جهانی
اطلاعات همه و همه به افزایش تشابهات فرهنگی کمک کرده اند .
کارکرد منتقل کننده فرهنگ
از کارکردهای رسانه
ها انتقال اطلاعات ، ارزش ها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر است . بدین وسیله
رسانه ها به یگانگی و انسجام اجتماعی و گسترش آن کمک می کنند و اساس تجربیات مشترک
را توسعه می دهند . رسانه ها همچنین به یکپارچه کردن افراد یا جامعه کمک می رسانند
و به جامعه پذیری آنها پس از آموزش رسمی و سال های قبل از آن نقش مهمی بازی می کنند
. لازارسفلد و مرتون معتقدند که رسانه ها با ایفای چنین نقشی و با شناساندن فرد به
جامعه به کاهش احساس بیگانگی یا احساس بی ریشگی در او مساعدت می کنند.
انفجار ارزش ها
توسعه علوم ، فنون و ایجاد امکانات ارتباطی سریع و آسان بعد زمان و مکان را در هم
شکسته و امکان تلاقی ارزش ها را فراهم آورده است . این وظیفه آموزشی وسایل ارتباط
جمعی است تا ارزش های مهم ملی و قومی را در مقابل ارزش های وارداتی مقاوم سازد . با
توجه به مشکلات و مسایل جدیدی که در اثر پیشرفت های اخیر در زمینه وسایل ارتباط
جمعی پدید آمده است ، فعالیت های آموزشی حساسیت و اهمیت بیش تری پیدا کرده وباید
خود را با این پیشرفت ها همگام کنند تا از این حرکت سریع ، عقب نماند. بدین ترتیب
فناوری آموزشی ایجاد شده و در خدمت آموزش در آمده است .
متخصصین دلایل گوناگونی برای استفاده از فناوری آموزشی و توجه به استفاده از وسایل
مختلف بیان داشته اند . دلایل استفاده از مواد و وسایل آموزشی تحت دو عنوان به شرح
زیر ذکر شده است :
1- معضلات و مشکلات آموزشی
یکی از دلایل استفاده از مواد و وسایل آموزشی ، مشکلات و مسائل ناشی از پیشرفت
جوامع و بروز نیازهای جدید می باشد . همانگونه که اشاره شد مسائلی چون انفجار جمعیت
و در نتیجه ازدیاد جمعیت واحب التعلیم که خود مستلزم تدارک امکانات مالی و انسانی
ونیز تجهیزات زیادتری است ، انفجار دانش وارزش ها و همچنین مشکلات خاصی که بعضی از
کشورها با آن مواجه هستند ، همانند کمبود بودجه و امکانات کافی جهت تخصیص به آموزش
و پرورش ، همه و همه استفاده از مواد و وسایلی را که بتواند تعداد بیشتری از
مخاطبان را با کیفیت و اثر بخشی بیشتری آموزش دهد ،امری ضروری و گریز ناپذیر ساخته
است . ( احدیان ، 1377 : 19 )
2- نقش حواس در یادگیری
دومین دسته از دلایل استفاده از مواد و وسایل آموزشی نقشی است که حواس مختلف دریاد
گیری دارند . نتایج تحقیقات نشان داده اند که حواس مختلف د ر یادگیری نقش واحدی
ندارند . یافته های زیر این تفاوت را به خوبی نشان می دهئد . این یافته ها مشخص می
کنند که در انسان های معمولی حدوداً : 75 درصد یادگیر یاز طریق کاربرد حس بینایی ،
13 درصد یادگیری از طریق کاربرد حس شنوایی ، 6 درصد یادگیری از طریق کاربرد حس
لامسه ، 3 درصد یادگیری از طریق کاربرد حس بویایی و 3 درصد یادگیری از طریق کاربرد
حس چشایی صورت می گیرد .
ملاحظه می شود که قسمت اعظم یادگیری انسان ( 75 درصد ) از طریق کاربرد حس بینایی و
مجموعاً 12 درصد از طریق کاربرد حس لامسه و بویایی و چشایی صورت می گیرد که روی هم
87 درصد را تشکیل می دهد . با وجود این در بسیاری از موارد معلمان بر کاربرد 13
درصد حس شنوایی تأکید فراوان دارند ، در حالی که نتایج تحقیقات و پژوهش هایی که در
زمینه گوش دادن به عمل آمده است اطلاعات زیر را در اختیار ما قرار می دهد :
- حدود 60 درصد از وقت فراگیران در مدارس ابتدایی و 90 درصد در مدارس متوسطه و
دانشگاه ها صرف گوش دادن می شود .
- مخاطبان تنها قسمت ناچیزی از آنچه را شنیده اند قادرند به خاطر بسپارند (شاید
حدود 51 تا 31 ) . حتی اشخاص بالغ نیز به طور متوسط قادر به حفظ کردن 50 درصد از
شنیده ها در ذهن خود هستند . حدود دو ماه بعد میزان این محفوظات به نصف نیز کاهش
خواهد یافت . همان طور که ملاحظه می شود با وجود صرف وقت نسبتاً زیاد در کاربرد حس
شنوایی ، میزان یادگیری بسیار ناچیز است .در حالی که برنامه ریزی حساب شده و منطقی
در کاربرد حواس مختلف از جمله بینایی می تواند نتایج مفیدتری را در پی داشته است .
( احدیان، 1377 : 24 )
فرایندهای یادگیری در افراد
در فرایندهای یادگیری 4 مرحله مرتبط به هم وجود دارد که عبارتند از :
- نیاز به یادگیری ( انگیزش ، اشتیاق ، علاقه و غیره )
- انجام دادن ، آزمایش ،تجربه ، عمل ، یادگیری از طریق اشتباهات
- بازخورد ( اطلاع از صحت یا سقم عمل انجام یافته ، خوب بودن آن و غیره )
- جذب ( درک واستنباط ، تجربه یادگیری و درک بازخورد ، برآورد و بررسی ، احساس
مالکیت نسبت به آنچه یاد گرفته شده است . )
در اینجا به طور خلاصه این روش ها را توضیح می دهیم :
احساس نیاز : استفاده از سیستم های یادگیری مبتنی بر کامپیوتر ، مثل ویدئوی تعاملی
بسیار جذاب است . زیرا این سیستم ها با فراهم آوردن تصاویر رنگی و زیبا ، گرافیک ها
و صداهای جالب انگیزه فعالیت و کار را چند برابر می کنند و به صورت تعاملی در هر
لحظه بازخورد لازم را ارائه می دهند . به عبارت دیگر یادگیرندگان از کار با این نوع
منابع یادگیری لذت می برند . از این رو ، در اغلب منابع یادگیری مبتنی بر کامپیوتر
مرحله ی احساس نیاز یکی از مراحل اصلی فرایندهای یادگیری است .
انجام دادن : یادگیری مبتنی بر رسانه های نوین از هر نوع وشکل اساساً یادگیری از
طریق انجام دادن است . اساس تمام منابع آموزشی مبتنی بر رسانه ها نوین فراهم آوردن
فرصت های تصمیم گیری و انتخاب برای یادگیرندگان و ارائه اطلاعات و داده های لازم به
منظور تعبیر و تفسیر این اطلاعات است . به علاوه ، اکثر منابع یادگیری مبتنی بر
رسانه های جدید در آرامش شخصی نسبی مورد استفاده قرار می گیرند . در اینجا چنان چه
شخصی در هنگام کار با کامپیوتر دچار خطا شود و به سئوالاتی که کامپیوتر مطرح می کند
، پاسخ غلط دهد ، زیاد مهم نیست . در واقع اگر یادگیرندگان که از بسته های یادگیری
مبتنی بر کامپیوتر استفا ده می کنند به عمد گزینه غلط را انتخاب کنند یا اطلاعات
نادرستی وارد کنند ، این بسته ها به آنها پاسخ می دهند . بنابراین یادگیری از طریق
انجام دادن ،با ارتکاب اشتباه های بدون خطر انجام می گیرد . هیچ معلم یا آموزش
دهنده ای در کنار یادگیرنده وجود ندارد که این خطاها را رد و با یادگیرنده در مورد
پاسخ درست و سنجیده بحث کند بلکه خود یادگیرنده به تنهایی به مسایل و عملکرد خود از
طریق کامپیوتر پی می برد .
بازخورد : احتمالاً این حلقه قوی ترین حلقه در زنجیره یادگیری مبتنی بر
کامپیوتر است و بازخورد عملی است که یادگیرندگان بعد از انجام آن دریافت می کنند (
مثل وارد کردن اطلاعات ، انتخاب گزینه ، دادن برنامه و ... ) در عمل یک بازخورد
فوری است . در این فرایند پاسخ های بسته یادگیری روی صفحه نمایان می شود ( یا روی
کاغذ چاپ می گردد یا از بلندگوها پخش می شود ) این روش به هیچ وجه با موقعیت های
آموزشی سنتی قابل مقایسه نیست .بنابر این یادگیرندگان با آن که می دانند به طور
دقیق چه نوع بازخوردی به دست خواهند آورد ، ولی باز هم بازخورد لازم را درباره
عملکرد خود دریافت می کنند .
جذب : مسئله مرتبط با بسته های یادگیری مبتنی بر وسایل ارتباطی نوین و به
خصوص کامپیوتر این است که یادگیرندگان همیشه نمی توانند به آنها دسترسی داشته باشند
. با وجود این ، به سبب آنکه در بسته های یادگیری مبتنی بر کامپیوتر یادگیرندگان بر
سرعت مطالعه و پیشروی خود کنترل زیادی دارند ، اغلب می توانند هر جا که بخواهند با
سرعت بیش تری مطالعه کند و جلو بروند یا کندتر حرکت کنند ، و قسمت های مختلف بسته
را آن قدر تکرار کنند تا کاملاً برایشان درک و جذب شود .( پارسا ، 1377 : 46 )
نقش رسانه در آموزش های فرهنگی
بر خلاف تصور اکثر افراد ، ارتباطات انسانی به هیچ وجه منحصر به ارتباط چهره به
چهره انسان ها نیست . از دویست سال پیش تاکنون هنر ارتباط جمعی به صورت یک واقعیت
غالب جامعه کنونی در آمده و دو مسأله عمده رشد ارتباطات را به جلو انداخته است .
اول این که توانایی بشر در خلاقیت که منتهی به پیشرفقت هایی در چاپ ، ارتباطات راه
دور ، عکاسی ، رادیو و تلویزیون و کامپیوتر شده و دیگری سرعت فعالیت ها که باعث
تحول و انتشار و دریافت اطلاعات شده است ، به طوری که اخبار از شکل محلی در آمده و
جنبه ملی و بین المللی پیدا کرده است . وسایل ارتباط جمعی با در دسترس قرار دادن
برنامه ها ، فرهنگ جدیدی را به وجود می آورند. کشورهای پیشرفته صنعتی بر اثر فناوری
اطلاعات با القای فرهنگ خود بر بسیاری از کشورهای جهان سوم ، فرهنگی جدید ایجاد
کرده اند که آن کشور را تحت تأثیر قرار داده اند .
گودمن (
Goodman
) معتقد است هر فرد فرهنگ خود را منعکس می کند و به طور کامل تولید کننده فرهنگش
نیست . بنابراین فرهنگ به طور عمده آفریده های هنری یک ملت است که هویت او را تشکیل
می دهد این فرایندها همان میراثی است که الگوی اندیشه رفتار جهان بینی انتظارات و
آینده نگری این ملت را تعیین می کند . پس مجموعه مشخصات معنوی فکری و احساسی که
شاخص یک ملت است به عنوان فرهنگ آن ملت نامیده می شود .
اگر یک جامعه را به مثابه یک جسم در نظر بگیریم فرهنگ روح آن جامعه است و به همین
دلیل هیچ جامعه ای بدون فرهنگ وجود ندارد ، تاریخ نشان می دهد که جامعه در هر مرحله
از رشد اقتصادی روحی دارد که همان فرهنگ است .
بر این اساس ، به نظر مارشال مک لوهان تأکید روز افزون مشارکت در زمینه های مختلف
از کلاس گرفته تا سیاست ، همگی نشانه تولد و رشد فرهنگ جدید است که از رسانه ها
منتج می شود .
نتیجه گیری
با انقلاب اطلاعات و ارتباطات (
Revolution information
and comuunication
) که مرزهای ملی را در نوردیده و تحولات شگرفی را در عرضه جهانی شدن خلق کرده است و
حجم بالای اطلاعات و دانش های تازه به راحتی از طریق شبکه های اطلاعاتی در دسترس
همگان قرار می گیرد دیگر ، جای هیچ گونه تردیدی در شکل گیری دهکده جهانی وجود ندارد
در این که فناوری جدید اطلاعاتی و ارتباطی عامل قوی برای تغییر و دگرگونی محسوب می
شود ، شکی نیست . این فناوری می تواند همچون ابزاری مفید به انسان معاصر کمک کند تا
با استفاده از آخرین پدیده های علمی زندگی دلخواه و آرمانی و پربار و پر تلاشی
داشته باشد ضمن این که اگر این ابزار غلط ، نادرست و یا با سوء نیت به کار گرفته
شود ، می تواند به صورت نیرویی ویران کننده و مصیب بار عمل نماید .
رسانه ها می توانند بر انگیزنده ، تقویت کننده ، اطلاع دهنده ، راهنمایی کننده و
کمک کننده یادآوری و ... باشند . بر این اساس ، فناوری می تواند آموزش را مولدتر
،انفرادی تر و مؤثرتر و یادگیری را فوری تر سازد ؛ شالوده علمی تری به کار تعلیم
دهد و دسترسی به آموزش را برابرتر کند .
آموزش های مبتنی بر فناوری نوین، با تغییرات اساسی که در مفاهیم آموزش سنتی ایجاد
کرده توانسته است بسیاری از کاستی ها و ناکارآمدی های سیستم های سنتی آموزش را رفع
کند و تغییرات بنیادی و اساسی را در آموزش به وجود آورد.
بر این اساس می توان محور تغییرات ایجاد شده را حذف زمان و مکان و محدودیت های
منابع آموزشی از سیستم های سنتی عنوان کرد . این امر سبب تغییر تکنیک ها ، روش ها و
رویکردها در امر آموزش شده است . فناوری اطلاعات امکانات زیادی را در اختیار افراد
قرار داده و می دهد . با استفاده از دنیای مجازی در آموزش ، می توان به روش های
نوین و کارآمدی از آموزش دست یافت . بهره گیری از چنین نظام هایی که از امکانات
جهان مجازی استفاده می کنند ،می تواند سبب افزایش بهره وری در سیستم های آموزشی
انعطاف پذیر در زمان و مکان و بسیاری دیگر از مسایل در جوامع شوند .
مؤلف: دکتر عبدالرضا شاه محمدی
تكنولوژي آموزشي و نقش آن در آموزش بهداشت
حجت رشيدي جهان
اهداف آموزشي
در پايان بحث فراگيران بايد بتوانند
1- تعريفي از تكمولوژي آموزشي را بيان نمايند
2-مراحل طراحي منظم آموزشي را ذكر نمايند .
3- رسانه آموزشي را تعريف كنند .
4- اهميت و كاربرد رسانه آموزشي را بيان نمايند.
5-پوستر را تعريف نموده و ويژگيهاي يك پوستر را ذكر نمايند .
6- نحوه ارزشيابي يك پوستر را ذكر نمايند .
7- پمفلت را تعريف نمايند.
8- محاسن و محدوديتهاي اسلايد را بيان نمايد .
خلاصه
جوامع بشري با سرعتي شكفت انگيزدر حال توسعه ، تغيير و تحول هستند و اين تحولات جنبه هاي مختلف زندگي را در بر مي گيرد . پيشرفت علوم و فنون دانشهاي جديد را مطرح مي سازد ونيازهاي جديدي را براي انسانها ايجاد مي نمايد . افزايش روز افزون حجم دانش ، افزايش تعداد جمعيت لازم التعليم ، تغيير شرايط زندگي و غيره از جمله مسائلي هستند كه بشر امروزي به عنوان نمادهاي اجتماعي بوده و هست . اين تغيير و تحولات پيوسته با انواع مسائل و مشكلات جديد ، بار سنگين نظامهاي آموزش سنگين تر شده و بحرانهاي جهاني چون انفجار جمعيت ، انفجار دانش و اطلاعات مسائل و مشكلات تازه و جديدي را بر انبوه مسائل و مشكلات موجود افزوده است . پيشرفتهاي آدمي در علوم ، به خصوص علوم انساني چون روانشانسي و تعليم و تربيت نقاط ضعف و كمبود هاي نظام آموزشي را بيشتر برملا كرده و راه را براي ايجاد تغييرات سودمند و لازم باز نموده است . يكي از عواملي كه براي كاهش مسائل ومشكلات آموزشي در كشورهاي مختلف مورد توجه قرار گرفته است ، تكنولوژي آموزشي است . تكنولوژي آموزشي است . تكنولوژي آموزشي ابزار وروشهايي را در اختيار دست اندركاران تعليم و تربيت قرار مي دهد كه آنها را براي غلبه بر مسائل و مشكلات موجود تجهيز مي نمايد .
مقدمه
امروزه به خاطر محدوديت شديد منايع جهان از يكطرف و رشد فزاينده جمعيت مصرف كننده از طرف ديگر موضوع بهره وري و افزايش كارايي در تمامي زمينه هاي زندگي بشر به بحثي جدي تبديل شده و كوشش بسياري از افراد و سازمانها معطوف به يافتن راههاي دستيابي به آن شده است . يكي از راههاي دستيابي به اين مهم ، بهره جويي از مباحث تكنولوژي آموزشي و استفاده از بهينه از رسانه هاي آموزشي بوده كه در اين مقوله هر چند به طور مختصر مطالبي جهت استفاده گروه هدف جمع آوري و تدوين گرديده است .
تعاريف تكنولوژي آموزشي
تكنولوژي آموزشي تعاريف متعددي است كه در هر كدام از اين تعاريف به جنبه اي خاص از آن تاكيد شده است در اين مقوله ، جامعترين و كاملترين تعريفي را كه مي تواند بيشترين كاربرد را داشته باشد ، ارايه مي شود .
اين تعريف كه توسط جيمزبراون (ارايه گرديده به اين شرح است : (( تكنولوژي آموزشي عبارتست از روش يا راه منظم و سيستماتيك طراحي ، اجراء و ارزيابي كل فرآيند تدريس و يادگيري با استفاده از اهداف به خصوص و بهره گيري از يافته هاي پژوهش در علوم روانشناسي و ارتباط انساني و بكارگيري منابع انساني و غير انساني به منظور ايجاد يادگيري عميق تر ، موثرتر و پايدار تر ))
با توجه به مطلب فوق مي توان گفت كه با استفاده از تكنولوژي آموزشي هم قبل از اجراي تدريس مي توان طرحي را براي آن طراحي نمود و هم براي يادگيري گروه هدف نيز طرح از پيش تدوين ده اي داشت . به هر حال براساس طرح تهيه شده مي توان تدريس را اجراء نمود و از طريق آن يادگيري پيش بيني شده را در گروه هدف خود ايجاد كرد . سرانجام از تدريس به عمل آمده و يادگيري انجام شده ارزيابي لازمه را به عمل آورد . در تعريف تكنولوژي آموزشي يادآور شديم كه تكنولوژي آموزشي عبارت است از روش يا راه منظم و سيستماتيك طارحي ، اجراء و ارزيابي كل فرآيند تدريس و يادگيري ؛ بنابراين لازم است به منظور به اجرا درآوردن اولين بعد آن كه طراحي است ، از مدل يا الگو استفاده كنيم اين الگو كه توسط جيمز براون و همكاران ارايه گرديده داراي چهار مرحله است كه در شكل (1 ) آورده شده است .
الف ) اهداف ؛ ب ) شرايط ج )منابع د ) بازده
الف : تعيين و تدوين اهداف آموزشي
نظر به اينكه هيچ فعاليت سيستماتيك را نمي توان بدون در نظر گرفتن هدف تنظيم و اجرا نمود ، لذا اولين مرحله از مراحل چهارگانه الگو به كار تعيين و تدوين اهداف آموزشي مي پردازد . اهداف آموزشي داراي نقشهاي متعددي است كه به تعدادي از آنها اشاره مي گردد .
-مشخص نمودن هدف ، شروع و ارايه فعاليتها را در مسيري مشخص تسهيل مي كند .
-مشخص بودن هدف به تدوين و تنظيم محتواي آموزشي كمك قابل توجهي مي نمايد .
-تصميم گيري براي انتخاب شيوه هاي تدريس ، با مشخص بودن هدف ، تسهيل مي گردد .
-مشخص نمودن هدف ، مراحل اجراي تدريس را آسان مي كند .
انواع اهداف آموزشي
اهداف آموزشي به سه دسته كلي – جزيي و رفتاري تقسيم مي شوند كه هر كدام دامنه ، نقش و تاثير خاص خود را در طراحي سيستماتيك آموزشي دارا مي باشد .
اهداف كلي
هر فرد آموزش لازم است كه بداند براي تدريس خود در هر جلسه چه ميزان از محتوا بايستي مورد بحث قرار گيرد . به عبارت ديگر بدون مشخص بودن محتواي هر جلسه از تدريس آموزش دهنده ممكن است از موضوع مورد بحث خراج گردد و در انتهاي بحث ، مجموعه منسجمي از مطالب ارايه ندهد ؛ در اين صورت انتخاب اهداف كلي ، محتواي مورد بحث را مشخص مي نمايد . اين اهداف با توجه به اينكه ممكن است محدوده مورد بحث چند جلسه درس را مشخص نمايد ، بنابراين حالتي گنگ و مبهم و كلي را دارد .
اهداف جزيي
با توجه به اينكه اهداف كلي حالتي مبهم و گنگ را دارا هستند و به خودي خود قابل اجرا نيستند ، لذا آنها را مي توان به اهداف كوچكتري تبديل نمود تا براحتي قابل اجرا باشد ؛ بنابراين اهداف جزيي حالتي روشن ، صريح و واضح دارند .
اهداف رفتاري
اهداف رفتاري كامل داراي سه جزء رفتار ، شرايط و معيار هستند كه در اينجا مختصراً شرح داده خواهد شد .
رفتار : رفتار همان فعاليتهايي است كه بروز آن را از فراگيري انتظار داريم . در رفتار از واژه هايي مانند نوشتن ، مقايسه كردن ، حل كردن و... استفاده مي شود .
شرايط : منظور از شرايط در تدوين اهداف رفتاري موقعيتي است رفتار از فراگير بروز مي كند .
معيار : معيار حداقل ميزان قابل قبول بروز رفتار توسط فراگير است .
طبقه بندي اهداف آموزشي
در اين طبقه بندي ، اهداف آموزشي در سه حيطه شناختي ، عاطفي و رواني حركت قرار مي گيرند . اهدافي كه در حيطه شناختي قرار مي گيرند ، مربوط به محتواهايي است كه عمدتاً جنبه تئوري داشته و يادگيري آنها مستلزم فعاليتهاي صرفاً ذهني و عقلاني است مانند محتواي دروسي نظيررياضي .
در حيطه عاطفي آن دسته از اهداف قرار دارند كه محتواهاي مربوط به آنها به منظور ايجاد تغيير در نگرش افراد بكار مي روند ؛ نظير محتواي دروسي مانند بينش ديني و اخلاق .
اهداف حيطه رواني حركتي مربوط به محتواهايي است كه به منظور اموزش مهارتها مورد استفاده قرار مي گيرند .
ب ) تعيين شرايط
يكي ديگر از مراحل الگوي طراحي الگوي طراحي منظم آموزشي ، شرايط است كه جز آن به صورت زير تقسيم مي شوند :
1- تجارب يادگيري : فعاليتهاي آموزشي هستند كه توسط فراگيران در راه دستيابي به اهداف آموزشي صورت مي گيرد .
2-گروههاي تدريس و يادگيري .
3- شيوه هاي تدريس .
تعيين منابع
تعيين منابع در سومين مرحله الگوي طراحي منظم آموزشي قرار دارد ، در اين مرحله به سه عنصر توجه مي شود كه عبارتند از :
1- تعيين نيروي انساني
2- تعيين وسايل و رسانه هاي آموزشي
3- تعيين فضاهاي آموزشي .
تعيين نيروي انساني
در اين قسمت ، طراح ، افرادي را كه مي توانند در فرآيند تدريس و يادگيري به مربي كمك نمايند ، مشخص مي كند .
تعيين وسايل و رسانه هاي آموزشي
در اين قسمت طرح ، وسايل و مواد آموزشي را كه مورد نيا فرآيند تدريس و يادگيري است ، مشخص مي نمايد و عمده ترين هدف بكارگيري اين وسايل هدايت مربيان به يك يادگيري مطلوب است .
تعيين فضاهاي آموزشي
در اين قسمت طرح با توجه به اصول معيارها و ضوابط منطقي در سازماندهي شرايط براي تدريس و يادگيري به تناسب عناصر و اجزاي قبلي ، از فضاهاي مطلوب استفاده خواهد كرد .
به دليل اهميت بحث وسايل و رسانه هاي اموزشي و ارتباط مستقيم آن با فرآيند تدريس و يادگيري در اين مقاله ، اين قسمت از مراحل چهارگانه طراحي منظم آموزشي هر چند به طور مختصر شرح داده شده است .
رسانه هاي آموزشي
به كليه امكاناتي اطلاق مي شود كه مي توانند شرايطي را به وجود آورند كه تحت ان شرايط ، فراگيران قادر خواهند بود اطلاعات ، رفتار و مهارتهاي جديدي را با درك كامل بدست آورند ؛ به عبارت ديگر رسانه ها ، افراد ، ابزار يا موقعيتي هستند كه بوسيله آنها پيام ارايه مي شود . با اين تعريف مربي ، كتاب ، فيلم ، اسلايد و.... همه رسانه خوانده مي شود .
اهميت و كاربرد رسانه هاي آموزشي
1- تسهيل در امر يادگيري
2- فعال نمودن فضاي آموزشي و امكان شركت بيشتر فراگيران .
3- صرفه جويي در زمان و امكانات .
4- افزايش جذابيت تدريس و تنوع محيط كلاس .
5- خارج شدن كلاس از شكل سنتي
6- جلب توجه بيشتر مربيان به مطالب ارايه شده در كلاس .
نحوه دسته بندي رسانه هاي آموزشي
رسانه ها و وسايل آموزشي را مي توان از ديدگاههاي مختلف تقسيم بندي نمود پاره اي از اين دسته بندي ها به شرح زير است :
-براساس برقي و غيربرقي بودن .
-براساس سادگي يا پيچيده بودن .
-براساس چاپي و غيرچاپي بودن .
-براساس ارزان و يا گران قيمت بودن .
-براساس نورتاب و يا غيرنورتاب بودن .
يكي از بهترين تقسيم بنديها، تقسيم بندي اين وسايل به دو دسته نورتاب و غيرنورتاب است .
رسانه هاي آموزشي نورتاب و غيرنورتاب
تعداد اين رسانه ها زياد هستند كه در اين مقوله به يك نمونه از رسانه آموزشي نورتاب و دو نمونه از رسانه آموزشي غير نورتاب اشاره مي گردد .
رسانه آموزشي غير نورتاب مانند پمفلت وپوستر ، رسانه آموزشي نورتاب مانند اسلايد ، اورهد و...
پمفلت
نشريه اي است كه به صورت تا شده روي هم قرار گرفته و مي تواند در زمينه هاي مختلفي مانند زمينه اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي ، بهداشتي و درماني و ... باشد .
خصوصيات پمفلت خوب
-يك پمفلت خوب و مناسب بايستي در عين مختصر بودن ، مطالب مفيدي را در خود داشته باشد .
-ساده بودن و جامع بودن ، دو خصوصيت مهم يك پمفلت مناسب است .
-يك پمفلت در صورتي مي تواند مناسب باشد كه براي همه اطلاعات قابل فهمي را ارايه نمايد و از بكار بردن اطلاعات نامانوس خودداري نمايد .
-يك پمفلت مناسب بايد در مطالب خود حتي المقدور از آمار استفاده نمايد .
-جذاب بودن پمفلت در ترغيب ديگران به مطالعه آن تاثير بسزايي دارد .
-بهتر است در پمفلت از طراحي و نقاشي نيز براي فهم بهتر فراگيران استفاده شود .
تذكر : براي آموزش گروههايي كه بي سواد هستند ، نمي توان از اين وسيله استفاده كرد .
پوستر
به ورقه يا تابلوهايي اطلاق مي شود كه به منظور انتقال صريح ، روشن جالب توجه و ارزان قيمت اطلاعات و يا ترويج طرز فكرها ، ايده ها و ارزشها بكاربرده مي شوند .
ويژگي هاي پوستر
عقيده بر اين است كه هر قدر پوسترها ساده تر تنظيم و ارايه گردد . تاثير بيشتري خواهد داشت . پوسترهاي خوب و موثر ويژگيهايي به شرح زير دارا هستند :
1- پوستر با توجه به هدف و منظور خاصي تهيه شود .
2-يك پوستر خوب بايستي داراي پيامهاي روشن و واضح باشد .
3-بهتر است از رنگهاي زنده و معني داري در پوستر استفاده شود .
4- يك پوستر بهتر است به اندازه كافي بزرگ و جالب توجه باشد .
قبل از اينكه بخواهيم يك پوستر تهيه كنيم بايد به سوالاتي كه ممكن است براي فراگيران بوجود آيد ، جواب داده شود برخي از اين سوالات عبارتند از :
1- چرا بايستي از پوستر استفاده نمود ؟
2-با پوستر چه چيزي را مي خواهيم ارايه دهيم ؟
3-گروه هدف در پوستر چه كساني خواهند بود ؟
4- پوستر در چه محلي نصب خواهد شد ؟
5- براي چه مدت و چند بازار پوستر استفاده خواهد شد ؟
6- چه وقت از پوستر استفاده خواهد شد ؟
انواع پوسترها
پوسترها را مي توان به دو صورت تك نظري و چندنظري تقسيم نمود :
الف ) پوستر تك نظري : ورقه و يا تابلوهايي هستند كه روي آنها جمله اي كه با يك نظر قابل خواندن و نوشتن باشد ، نوشته شده بدون آنكه نيازي به توضيح شفاهي در آن باشد و در حقيقت درك اين پوسترها نياز به هوش و معلومات خاصي نداشته و بيشتر از طريق حواس صورت مي گيرد .
ب ) پوسترهاي چندنظري :براي جلب توجه ، القا ايده و تشويق فراگيران به انجام كار به خصوصي مورد استفاده قرار مي گيرند و مهمترين تفاوتي كه با پوسترهاي تك نظري كه با پوسترهاي تك نظري دارند ، صرف وقت بيشتر براي درك منظور منعكس شده در پوستر هاي چند نظري است . معمولاً پوسترهاي چندنظري مطالب و تصاوير زيادي را در خود جاي مي دهند اين تصاوير ممكن است حالت زنجيرواري را به خود گرفته و بيننده را براي خواندن مطالب و ارتباط بين تصاوير ، مدتي در جلوي خود نگه دارند به همين خاطر ، محل نصب اينگونه پوسترها بايستي اماكني باشد كه توقف فراگيران را در آنها ايجاب كند .
اصول تهيه پوسترها
براي تهيه پوسترها ، در نظر گرفتن اصولي كه در ذيل مورد بحث قرار مي گيرند ، به كارايي آنها كمك شايان توجهي را خواهند كرد :
1- حتي المقدور از زبان محلي براي يك منطقه استفاده شود .
2- از علايمي استفاده شود كه حتي براي افراد بي سواد نيز قابل فهم باشند .
3- فقط يك پيام در پوستر گنجانده شود ايده هاي بيش از حد ، باعث سردرگمي فراگيران و شلوغي پوستر مي شود .
4- پوستر بايد خلاصه باشد به اين معني كه بتوان آن را در مدت كوتاهي مطالعه نمود بنابراين حروف بكار رفته بايد خوانا و درشت بوده بطوريكه بتوان آن را از فاصله نسبتاً دور خواند ؛ براي رعايت اين نكته بهتر است كه مطلب را در يك جمله خلاصه نمود . بعضي از متخصصين معتقدند كه كلمات بكار رفته شده در پوستر نبايد از 8 كلمه تجاوز نمايد .
5- پوسترهاي خوب داراي تصاوير زيادي نباشد و تنها شامل طرحهايي باشد كه منظور را بيان مي كنند و در حقيقت پوسترها بايد ساده تهيه شوند .
6-پوسترها بايستي بديع ، جالب و نو باشند . اين مطلب شامل كليه جنبه هاي مربوط به تهيه آن نظير كلمات و جملات ، طرحها و روابط بين عناصر تشكيل دهنده آنها مي شود . بطور خلاصه ، تهيه كننده بايد در فكر پيدا كردن سوژه اي باشد كه تا آن لحظه به فكر كسي نرسيده باشد .
7-پوسترها را مي توان تنها به يك نوشته و يا تيتر خلاصه نمود ؛ اينگونه نوشته ها مدت زيادي در خاطر فراگيران باقي مي ماند . باري اينكه امكان تثبيت بيشتر آنها در خاطره بالا رود ، از طرح و نقاشي و مطالب مندرج در پوستر نبايد فاصله اي وجود داشته باشد و بايد از تصاويري استفاده نمود كه براي ببندگان سريعاً قابل درك باشد و همچنين طرح و شعار پوستر بايستي با فرهنگ جامعه سازگار باشد .
8-نحوه قرار گرفتن قسمتهاي مختلف پوستر از جمله تيترها و عناوين آنها از جمله متغيرهايي هستند كه در ميزان تاثير برفراگيران دخالت فراوان دارد .
9-رنگها هميشه مبين ايده ها و احساسات بوده و هستند و چنانچه به طرز صحيحي از آنها استفاده شود ، مي توانند تاثير بسزايي بر روي بيننده باقي بگذارد بنابراين نبايد از رنگها به عنوان تزئين استفاده نمود .
ارزشيابي پوستر
اگر بخواهيم پوسترها را از نظر مطلوبيت آنها دسته بندي كنيم بايستي با توجه به نكات زير به پوسترها امتياز تعلق گيرد :
1- در نظر گرفتن سادگي و تازگي موضوع پوستر
2- صريح و روشن بودن پيام براي همه
3- ايجاد انگيزه براي فراگيران
4- قابل درك و فهم بودن پوستر
5- نحوه تركيب رنگها با يكديگر
6- نحوه هماهنگي اجزا پوستر
پوسترها را مي توان براي گروههاي مختلف حتي افراد بيسواد و كم سواد نيز تهيه نمود .
اسلايد
اسلايدها عبارت از تصاوير ترسيم شده بر روي يك صفحه شفاف و يا فيلمهاي مثبتي از تصاوير هستند كه در اثر عبور نور از آنها تصوير را روي پرده و يا سطح مقابل منعكس مي كنند .
اسلايد را با دستگاهي به نام پروژكتور اسلايد نشان مي دهند . اسلايدها در داخل محفظه اي كه در پروژكتور است ، قرار مي گيرند . گنجايش محفظه اي براساس نوع دستگاه متفاوت است در بعضي از پروژكتورها ، اسلايد ها را يكي يكي در داخل پروژكتور گذاشت در بعضي ديگر كه به خشابي ( شانه اي ) معروفند شانه اسلايد تا 40 عدد اسلايد را در خود جاي مي دهد محفظه هايي كه به بيني معروفند تا 100 عدد اسلايد گنجايش دارد . تعويض اسلايدها در پرژكتور اسلايد ، گاه به طور اتوماتيك و گاه با فشار دادن دكمه اي
انجام مي گيرد . در تعويض اسلايدها به صورت اتوماتيك يك زمان سنج بر روش دستگاه نصب شده كه مي تواند مدت نمايش هر اسلايد را كنترل نمايد . گاه فاصله پروژكتور و مربي آموزش زياد است در اينگونه موارد از دستگاهي بنام كنترل از راه دور استفاده مي شود .
محاسن و محدوديتهاي اسلايد
الف ) محاسن
1- استفاده از پروژكتور اسلايد آسان بوده بنابراين مربيان مي توانند به راحتي طرز كار با آن را ياد بگيرند .
2- رنگ اسلايد داراي كيفيت بالايي است .
3- مربيان به آساني مي توانند مجموعه اسلايدهاي مورد نياز خود را تهيه و بعد از چاپ در لابراتوار ، آنها را در قاب گذاشته و بوسيله پروژكتور نمايش دهند .
4- از آنجا كه اسلايدها تصاوير مجزا هستند ، مي توان به هر نحوه كه مربي مايل باشد ، تركيب آنها را به هم زده و هربار به شيوه اي تازه آنها را ارايه داد .
5- اسلايد ها را مي توان به همراه نوار كاست به فراگيران نشان داد بر اين منظور اسلايدها ، با نوار كاست همزمان مي شوند .
6- براي هر ميزان جمعيت هدف ، منجمله گروههاي بسيار مي شوند .
ب ) محدوديتها
1- وجود برق و دستگاه نسبتاً گران قيمت مورد نياز است .
2- به تاريكي نسبي براي نمايش نياز است .
نكات مهم و مورد توجه در نگهداري از اسلايدها :
براي نگهداري مناسب از اسلايدهاي تهيه شده بهتر است موارد زير رعايت گردد :
1- هميشه اسلايدها را از طريق گرفتن قاب و يا كادر آنها جابجا نموده و از لمس كردن و خراش دادن سطح فيلم خودداري شود .
2- اسلايدهاي كثيف را مي توان با يك برس نرم و با دستمال هاي مخصوص پاك نمود .
3- پنبه اغشته به آب و يا محلولهاي تميز كننده فيلم براي تميز كردن اسلايدها از مواد چربي و گرد و غبار مفير هستند .
4- بايستي اسلايد ها را رد جاي تاريك و خنك نگهداري نمود ؛ زيرا نسبت به نور و حرارت حساس هستند .
تذكر : از اسلايد هاي تهيه شده مي توان براي آموزش گروههاي كوچك استفاده نمود .
نتيجه گيري
تكنولوژي آموزش و ابزار و روشهايي كه در اختيار دست اندركاران و متوليان امر تعليم و ترتيب قرار مي گيرد ، كمك شاياني به حل مشكلات مسائل آموزشي مي نمايد . ابزار يا رسانه هاي آموزشي مي توانند نقش مهم و فرايند هايي را در توانا ساختن فراگيران جهت يادگيري ايفا نمايند . امروزه اين امر بخصوص امكان بيشتري دارد زيرا امكانات بالفعلي كه تكنولوژي آموزشي در اختيار قرار مي دهد ، امكان دسترسي به منابع فراواني را براي نظامهاي آموزشي فراهم مي سازد . مسلماً چنانچه نظامهاي بهرهگيري از رسانه ها با توجه به طراحي منظم آموزشي صورت گيرد، نتيجه تلاشها ، ايجاد سيستمي شامل هدفها ، افراد ، وسايل كه به بهترين وجه مي تواند يادگيري مطلوبي را در فراگيران ايجاد نمايد .
|
نقش معلم در آموزش مبتني بر كامپيوتر |
|
|
|
|
در مدارس و آموزشگاه ها ، معلم يكي از مهم ترين فاكتورهاي موفقيت محسوب مي شود. تا جائي كه بسياري از آموزشگاه ها حاضرند مبالغ كلاني بپردازند تا نام يك معلم معروف را در فهرست مدرسانشان داشته باشند، و البته ساختار معلم مدار آموزش سنتي نيز همين را مي طلبد. در سيستم آموزشي كه بار اصلي آموزش تقريبا بر عهده يك مولفه است ، طبيعي است كه هر تغيري در آن مولفه، تغير در كل كيفيت آموزش را به همراه دارد. باور عمومي اين است كه با روي آوردن به ابزارهاي جديد آموزشي و مشخصا آموزش مبتني بر كامپيوتر( نرم افزار هاي آموزشي ، آموزش آنلاين ، . . . ) ، نقش مدرس كمرنگ خواهد شد. البته اين باوري است كاملا منطقي و پذيرفتني. اما ميزان اين كمرنگ شدن مهم است. برخي ( عموما توليد كنندگان آموزش هاي مبتني بر كامپيوتر ) مي پندارند در توليد يك نرم افزار آموزشي احتياجي به معلم نيست و مثلا به كمك يك كتاب يا با دانسته هاي خودشان مي توانند يك نرم افزار آموزشي موفق توليد كنند. گروهي نيز بر اين باورند كه با ورود كامپيوتر و تكنولوژي آموزشي، معلمان كم كم بايد از صحنه كنار بروند. نتيجه اين مي شود كه هزاران نرم افزار آموزشي به بازار مي آيد كه از ميان آنها به تعداد انگشتان هم نمي توان نرم افزار مفيد يافت. اكثر اين نرم افزار ها محصول يك تيم جوان است كه عموما مقداري برنامه نويسي بلدند و با چند رسانه اي هم آشنائي دارند. كامپيوتر و تكنولوژي زماني در آموزش مفيد است كه بعنوان يك ابزار در دست معلمي كار كشته به كار گرفته شود. اين كه ما مي توانيم در آموزش هاي كامپيوتري فيلم نمايش دهيم، صدا پخش كنيم و از تعامل استفاده كنيم، دليل نمي شود كه بتوانيم آموزش موفقي هم توليد كنيم. براي آموزش دادن هر مبحث، حتي احاطه به آن مبحث نيز كافي نيست. چه بسا متخصصيني كه يك نرم افزار را به طور كامل مي شناسند و بهترين استفاده را از آن مي كنند ، ولي اگر بخواهند كاربرد آن را به كسي آموزش دهند، هيچ موفقيتي به دست نمي آورند. آموزش ( محتواي آن هرچه باشد ) جداي از احاطه به مبحث ، احتياج به چيزي دارد كه ما آن را( شم معلمي ) مي ناميم. شم معلمي يا شم تدريس است كه باعث مي شود يك معلم بداند در كجاي درس تاكيد كند، كي بلند صحبت كند، چه زماني سكوت كند و خلاصه به چه شكل عمل كند تا به اهداف آموزش برسد. همانطور كه در تدريس به روش سنتي، شم معلمي باعث موفقيت مي شود، در آموزش هاي نوين نيز تاثير بسياري دارد. با اين تفاوت كه در اينجا معلم بايد چندين مهارت ديگر نيز داشته باشد. علاوه بر احاصه به مبحث تدريس، معلم بايد با كامپيوتر و امكاناتي كه در اختيار دارد، آشنائي كامل داشته باشد. در اختيار داشتن فيلم و انيميشن آموزشي، ايجاد تعامل با كاربر، امكان تنظيم تدريس با نياز هاي كاربر، توان محاسباتي بالاي كامپيوتر و امكان ارائه بازخورد آني و همه آنچه ما بعنوان برتري هاي تدريس مبتني بر كامپيوتربيان مي كنيم ، همه اينها امكاناتي هستند كه اگر مدرس با آنها آشنا نباشد، نمي تواند آموزش موفقي داشته باشد. همين مسئله يكي از نقطه ضعف هاي مهم اكثر نرم افزارهاي آموزشي است. اكثر معلمين زبده، با كامپيوتر آشنائي چنداني ندارند و نمي دانند كامپيوتر چه امكاناتي براي تدريس در اختيارشان قرار مي دهد. كساني هم كه با كامپيوتر آشنائي دارند، معمولا مدرس خوبي نيستند. افرادي كه هر دو مهارت را داشته باشند، كيميا هستند. ولي به هر حال اين باعث نمي شود كه در توليد آموزش ،نقش آنها را به كس ديگري بدهيم. شايد بهترين كاري كه دستگاه آموزشي و مسئولين اين امر( دفتر تكنولوژي آموزشي ، سازمان پژوهش وزارت آموزش و پرورش يا .... ) مي توانند انجام دهند، آموزش معلمان و مسلح كردن آنها به ابزارهاي جديد است. در ادامه مي توانند از اين معلمان آموزش ديده براي توليد يا حد اقل نظارت بر نرم افزار هاي توليد شده كمك بگيرند. |
· تکنولوژي آموزش
· آموزش تکنولوژي
وقتي از استاندارد
سازي و يافتن ملزومات براي آموزش در هزاره سوم صحبت مي شود نا خود آگاه تشکيل،
طراحي و بستر سازي براي تامين و کاربردي کردن ابزارها و شاخص هاي آموزش مبتني با
اصول جامعه دانايي محور به ذهن متبادر مي گردد. بدون شک شناخت درست و صحيح اين
ملزومات و ابزارها و بهره گيري مناسب از آنها با توجه به کارکردهاي مورد انتظار در
تسريع روند توسعه اطلاعاتي جامعه دانش مدار موثر خواهد بود. از جمله دغدغه ها و
مشکلاتي که هر کشوري در برنامه هاي توسعه اطلاعاتي خود در حرکت به سوي تبديل شدن به
يک جامعه با محوريت دانش که اصطلاحاً از آن به جامعه دانايي محور تعبير مي شود
مواجه خواهد بود شيوه برخورد با ابزارهاي موجود و همچنين نحوه کاربرد اين ابزارها
است.
وقتي از شيوه برخورد هدايت کنندگان کلان برنامه هاي آموزشي با ابزارهاي تکنولوژيک
موجود سخن به ميان مي آوريم اين انتظار به وجود مي آيد که برنامه ريزان و تصمیم
گيران ساختارهاي کلان آموزشي به خصوص دانشگاهها با توجه به تصويري که از دستيابي
جامعه به توسعه اطلاعاتي در دست دارند اين ابزارها را مورد گزينش و مورد استفاده
قرار دهند. موج عظيم توليد اطلاعات در دنياي امروز که آن را ملقب به عصر اطلاعات
کرده است همه روزه و از طريق ابزارهاي مختلف ارتباطي در دنيا جابه جا مي شود و بر
حجم آن افزوده مي شود از سوي ديگر همانگونه که ما شاهد توسعه اطلاعاتي در دنيا
هستيم نبايد از نقش ابزارهاي ارتباطي در انتقال سريع و جذب بازخورد اين اطلاعات در
اقصي نقاط عالم غافل باشيم بنا براين مي توان از اطلاعات و ارتباطات به عنوان دو
اهرم اصلي و يا دو بال حرکتي مهم در توسعه ياد کنيم.
در اين بين بهره گيري مناسب از ظرفيتهاي اين دو شاخص ارزشمند و موثر در روند توسعه
به مفهوم عام آن براي هر جامعه اي يک نياز حياتي و اصولي به شمار مي رود. با اين
ديدگاه مي توان به تبيين اين مسئله پرداخت که بهترين شيوه موجود در ايجاد بستر هاي
توسعه اطلاعاتي و دست يابي به استانداردهاي يک جامعه به واقع دانايي محور، چه مي
تواند باشد. براي دستيابي به يک پاسخ روشن و کاربردي در اين زمينه پيش از همه چيز
تعاريف و شاخص هاي موجود مورد اشاره قرار مي گيرد.
SMA
توانسته است کلیه ابزار های لازم را جهت ارائه آموزش تکنولوژیک فراهم ساخته و همه
روزه به توسعه آن بیاندیشد. همچنین با توجه به حمایت های بین النللی از این موضوع
مبتکر ارائه طرح های نوین مدیریتی در زمینه ارئه دوره های اموزشی در سطح بین الملل
بوده است.
آموزش: در فرآيندهاي انتقال اطلاعات به مجموعه فعاليت هاي تبادل اطلاعات از طريق يک
عنصر يا ابزار داراي اطلاعات به عنصر فاقد اطلاعات اطلاق مي شود که در صورت تکميل
شده سيکل آن گزینه هايي شامل طبقه بندي، ارزشيابي، هدايت و نظارت نيز به آن افزوده
مي شود.
· تکنولوژي
در اين تعريف از تکنولوژي منظور آن دسته از تکنولوژي هايي هستند که به صورت بلقوه و يا به صورت بالفعل قادر به تاثير گذاري وکمک به فرآيند انتقال اطلاعات در جهت تسريع در اين روند و همچنين افزايش کمي و کيفي سطح آموزش ها هستند.
· تکنولوژي آموزش:
وقتي از تکنولوژي آموزش سخن مي گوييم در واقع به مجموعه سيستم ها و ابزارهاي حاکم بر مديريت دانش در يک جامعه دانايي محور نظر خواهيم کرد. به عبارت ديگر کليه فرايندهايي که در يک جامعه در جهت گزينش و راهبري آموزش مبتني بر ابزارهاي تکنولوژيک مورد بررسي تحليل و استفاده قرار مي گيرند در شاخص تکنولوژي آموزشي مي گنجند.
· آموزش تکنولوژي:
بهره
گيري و عموميت بخشيدن به هر يک از ابزارهاي تکنولوژيک که با هدف تسهيل و
تسريع در روند
آموزش و همچنين بالا بردن سطح کيفي و کمي دانش ها و دانش پذيران يک
جامعه اطلاعاتي به
صورت جدي نيازمند يکپارچه سازي و استاندارد کردن نظام آموزشي
جامعه مي باشد از
اين رو با توجه به جايگاه و نقش آموزش در هزاره سوم که مبتني بر
فناوري اطلاعات و
ارتباطات مي باشد و همچنين با رويکرد جدي به مبحث جامعه دانايي
محور گرايش عمومي
درفراگيري و استفاده از ابزارهاي تکنولوژيک جهت بهره مندي هر چه
بيشتر از اطلاعات و
يافتن جايگاهي مناسب در جامعه اطلاعاتي هزاره سوم که در واقع مي
تواند يک جامعه
جهاني و بدون محدوديت باشد غير قابل انکار و گريز است. به همين جهت
هدايت و حرکت جامعه
بايد در مسيري باشد که آموزشهاي تکنولوژي به صورت همه جانبه و
همه گير صورت پذيرد.
با توجه به تعاريف
فوق و با آشنايي و نگرش موجود نسبت به
هزاره ي سوم و
مطلوب ها و ضعفهايي که در امر دستيابي به استانداردهاي معين و پويايي
در جهت رسيدن به
ساختارهاي يک جامعه دانايي محور وجود دارد. در شرايط حاضر براي
تامين زير ساختهاي
توسعه اطلاعاتي ما ناگزير از ايجاد پيوند و تلفيق عوامل و
ابزارهايي هسيتم که
از آنها به عنوان شاخص هاي تکنولوژي آموزش و آموزش تکنولوژي ياد
مي شود. در بستر
جديدي که از تلفيق اين دو شاخص آموزشي به وجود مي آيد امکانات و
ابزارهاي گوناگوني
فراهم خواهد شد که در هدايت و توسعه اطلاعات بسيار موثر خواهد
بود ضمن اينکه
تاثير و تاثر اين دو شاخص از يکديگر خود زمينه مساعدي در جهت پرورش
افکار و ايده هاي
جديد فراهم ميشود.
تکنولوژي هاي
آموزشي مبتني برفناوري وب با
عنوان آموزش
الکترونيک
(e-learning)
يکي از کار آمد
ترين ابزارها در مباحث آموزشي
مي باشد. اما در
صورتي که زير ساختهاي علمي و فرهنگي با اين تکنولوژي روز جهاني
هماهنگ نباشد رشد و
توسعه اطلاعاتي حاصل نخواهد شد. اين ضعف ناشي از عدم رشد و
توسعه آموزش هاي
لازم براي همه گير شدن دانش هاي تکنولوژي هاي موجود مي باشد. در
بسياري از نظام هاي
علمي کشور امکانات و ابزارهاي سخت افزاري مورد نياز تامين و راه
اندازي شده اند اما
همچنان معضل کمبود دانش تکنولوژيک که ناشي از فقر و ضعف آموزش
مي باشد در اين
مراکز به چشم مي خورد. به عبارت ديگر هنوز در کشور نياز سنجي و
امکان سنجي مناسبي
که قادر به عموميت دادن آموزش هاي لازم در جهت بهره برداري اصولي
و علمي و کاربردي
ابزارهاي تکنولوژيک باشد صورت نگرفته است و به همين دليل برخي
حرکتهاي مقطعي و
گاهاً غير اصولي نخواهد توانست گره اي باز کند.
در شرايط موجود
و با توجه به
ظرفيتها و امکانات کشور در جهت توسعه اموزش هاي مورد نياز يک جامعه
دانش محور احساس مي
شود در صورتي که کليه
فرآيندهاي آموزش
تکنولوژي وبهينه سازي و
استاندارد سازي
تکنولوژي هاي آموزش بايستي از مجاري و کانال هاي مناسب پيش برود. که
بهترين گزينه در
اين زمينه مي تواند بهره برداري از توانمندي هاي دانشگاههاي کشور
باشد.
با توجه به اين که
در توسعه اطلاعاتي هر جامعه اي بايستي نيم نگاهي نيز
به پيشرفتهاي جهاني
داشت تا هماهنگي و همگامي لازم تحولات جهاني صورت بپذيرد لذا در
طراحي ساختار يک
جامعه دانش مدار بايد جايگاه ويژه اي را براي دانشگاه و نقش آموزش
و تکنولوژي قائل شد
و در طراحي يک مدل با استانداردهاي جهاني که از پويايي و انعطاف
پذيري لازم
برخوردار باشد در ابتدا نسبت به گزينش يک جامعه نمونه که امکانات و
ارتباطات لازم را
براي نيل به اين هدف تامين کند اقدام کرد و سپس با تعيين مطلوب ها
نسبت به شناخت
کمبودها و ضعف ها همت ورزيد. بدون شک تجربه هاي حاصل از اينگونه
پياده سازي و
استاندارد يابي در جهت توسعه اطلاعاتي با استفاده از ابزارهاي
تکنولوژيک بسيار به
صرفه تر واقتصادي تر خواهد بود. يعني اگر ما توسعه اطلاعاتي را
از محدوده يک
دانشگاه به سطح يک شهر هدايت کنيم موفق تر و مورد پذيرش تر خواهيم بود
زيرا در بهره گيري
و کاربردي کردن ابزارها و همگام کردن اطلاعات با انها موفق بوده
ايم. به همين منظور
در گام اول مهمترين نياز هماهنگ کردن و همگام کردن آموزش
تکنولوژي با
تکنولوژي هاي آموزشي استاندارد و با قابليت کاربري بالاست که در ضمن از
مقبوليت جهاني نيز
برخوردار باشد. دانشگاه
SMA
مفتخر تدوین سرفصل
های بین المللی بر
اساس دستاوردهای
نوین آکادمیک خود می باشد.
|
|
شيوه هاي نوين در اموزش عالي
چکيده |
|
نقش فناوری اطلاعات
و ارتباطات در آموزش
عصر ما، عصر انتقال
از جهان واقعی به دوران زندگی در فضایی دوجهانی است. گرچه هنوز نهادها و سازمان های
مجازی شکل نگرفته اند، اما ظهور جهانی نو به نام جهان مجازی را در دور و بر خود
احساس می کنیم.
جهان مجازی هویت معلم و فراگیر را به شدت تغییر می دهد و وظایف و نقش های جدیدی
برای آنها پدید می آورد.
سازنده گرایان با تاکید بر فعالیت یادگیرنده در فرآیند یادگیری معتقدند که دانش از
بیرون به فرد منتقل نمی شود، بلکه آن چه وی از طریق حواسش دریافت می کند، براساس
فردیت خویش تفسیر و پردازش می کند. آنها نقش معلم را مربی کنار میدان و تسهیل کننده
یادگیری می دانند و بر یادگیری موقعیتی تاکید می کنند.
براساس این نظریه یادگیری هنگامی اثربخش تر و کارآتر می شود که یادگیرنده در بافت
واقعی و زمینه موضوع مورد بحث قرار گیرد.
یادگیری هنگامی افزایش چشمگیری می یابد که با بافت حل مسئله در ارتباط باشد کلاس
های آموزشی سنتی دارای اثر بخشی چندانی نیستند، زیرا وابسته به زمان و مکان خاص اند
و نمی توانند بافت واقعی و مناسب برای یادگیری فراهم آورند. متن های چاپی نیز به
سبب محدودیت های خاص که چیزی بیش از متن، تصویر و طرح خطی نیستند مشکل آفرین اند.
مهمترین اهداف این رویکرد ایجاد محیط های یادگیری مشارکتی است که به یادگیرندگان و
معلمان اجازه می دهد به جست وجو بپردازند و انواع مسئله ها را بررسی کنند.
افزایش منابع اطلاعاتی (روزنامه، رادیو، تلویزیون و اینترنت، سی دی و مواد چندرسانه
ای دیگر) و رشد سریع دانش به خصوص در زمینه علوم و فناوری نه تنها نیاز به روزآمد
کردن مطالب درسی را افزایش داده است، بلکه نیاز به بازبینی مجدد طراحی برنامه درسی
و تدریس دروس به شکل میان رشته ای را نیز آشکار می کند.
اولین و مهم ترین ویژگی تعلیم و تربیت مسئله محور و تفکر محور، فعال ساختن دانش
آموز و ساختن دانش به وسیله خود او است. فناوری اطلاعات و ارتباطات تسهیل کننده
یادگیری مسئله محور است.
●
استفاده موثر از فناوری
فناوری هایی که از تدریس حمایت می کنند باعث ایجاد یادگیری معنی دار و هدفمند می
شوند، همچنین باعث تغییر روش های سنتی و معلم محور به تدریس و یادگیری فراگیر
محورمی شوند.
نتایج مطالعات نشان می دهد که معلمان ماهر در کاربرد فناوری اطلاعات بهتر می توانند
دانش آموزان را در یادگیری هدایت کنند. حل مسئله و مهارت های سطح بالای تفکر، تفسیر
و تحلیل اطلاعات، مدیریت زمان و توانایی اولویت بندی مهارت ها در فضای اطلاعاتی و
جامعه جهانی مبتنی بر اطلاعات توسعه می یابد و این منوط به این است که معلمان و
دانش آموزان بتوانند به نحو موثر و اصولی از فناوری استفاده کنند.
●
ارزشیابی اثربخشی فناوری اطلاعات
همگام با این که نظام های تربیتی، چه به صورت هدفمند و چه بدون هدف و ناگزیر به سوی
استفاده فناوری در تدریس می روند توجه بیشتری به ارزشیابی از اثربخشی فناوری در
کلاس درس می شود. نتایج یک تحقیق نشان می دهد که ارزشیابی از اثربخشی فناوری بر
تدریس می تواند هفت پیامد انتقادی به دنبال داشته باشد.
۱)
اثربخشی فناوری با
اثر بخشی فعالیت های دیگر مدرسه ارتباط دارد و درهم تنیده است.
۲)
وسایل و ابزارهای
دقیق برای ارزشیابی از اثر فناوری بر تعلیم و تربیت به طور گسترده ای مورد نیاز
است.
۳)
نمره های آزمون های
استاندارد اطلاعات محدودی را برای توسعه برنامه فناوری اطلاعات در مدرسه عرضه می
کند، بنابراین مدارس باید در جست وجوی ابزارهای دقیق و اضافی برای جمع آوری داده
های سودمند برای این هدف باشند.
۴)
مدارس باید یافته های
ارزشیابی خود از اثرات فناوری اطلاعات در تدریس را به صورت گزارش منتشر کنند تا
نیازهای گوناگون مدارس و افراد دیگر برآورده شود.
۵)
در ارزشیابی باید
تلاش شود تا پاسخ ها با پرسش های گوناگون درباره اثربخشی فناوری آموزشی متناسب
باشد.
۶)
معلمان نقش بسیار
زیادی در ارزشیابی اثر بخشی فناوری آموزشی در تدریس دارند و این به تنهایی وظیفه
منحصر به فرد خاصی نیست.
۷)
کاربرد نوآوری ها،
ممکن است در مدارس نتایج خود را جدا از خط مشی های رسمی مدرسه نشان دهد، زیرا برخی
خط مشی های موجود در مدارس برای استفاده از فناوری های آموزشی نیاز به تغییر و
اصلاح دارد.
نتایج تحقیقات نشان می دهند که هنوز ابزارهای دقیقی برای سنجش و اثربخشی فناوری
آموزشی وجود ندارد.
ابتدایی ترین نیاز برای محقق ساختن اثربخشی فناوری اطلاعات در مدارس، وجود تجهیزات،
سخت افزار و نرم افزار مناسب است، اما به هر حال وجود تجهیزات و زیربناها به تنهایی
این نیاز را برطرف نمی کند، عوامل بسیار مهم تری در استفاده از این تجهیزات وجود
دارد.
به زودی همه معلمان مجبورند از رایانه و فناوری اطلاعات در تدریس استفاده کنند،
آنان باید بدانند از سخت افزار و نرم افزارهای موجود چگونه بهره بگیرند پس باید از
زمان کافی و محیط حمایتی لازم برخوردار باشند.
امروزه یکی از مهیج ترین حوزه ها این است که دانش آموزان خودشان رسانه هایی را
ایجاد کنند، وقتی رایانه عادی و رایج شود ما می توانیم دانش آموزان را از محدودیت
های یک بعدی و گزارش های لفظی رهایی بخشیم و به آن ها اجازه دهیم مهارت را در مورد
مسئله یا موضوعی از طریق رسانه هایی که خودشان ایجاد کرده اند نشان دهند.
فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به خودی خود تاثیر اندکی بر کیفیت تدریس و یادگ